خاص
79 storie
𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖫𝗂𝗅𝗒 | لیلیومِ سیاه di JN_6969
JN_6969
  • WpView
    LETTURE 24,883
  • WpVote
    Voti 2,459
  • WpPart
    Parti 25
⤷𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄𝖫𝗂𝗅𝗒 。𖦹°‧ _ (لیلیوم سیاه) ᯓ𝖲𝗍𝖺𝗍𝗎𝗌:: 𝗈𝗇𝗀. •𝒞𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾𝗌≫ "𝗞𝗼𝗼𝗸𝘃/𝖸𝗈𝗈𝗇𝗆𝗂𝗇" 𝜗ৎ𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾𝗌→𝖮𝗆𝖾𝗀𝖺𝗏𝖾𝗋𝗌𝖾(𝗆𝗉𝖾𝗋𝗀), 𝖺𝗇𝗀𝗌𝗍, 𝗋𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾, 𝖽𝗋𝖺𝗆𝖺, 𝗌𝗆𝗎𝗍, 𝖿𝗈𝗋𝖼𝖾𝖽 𝗆𝖺𝗋𝗋𝗂𝖺𝗀𝖾, 𝖺𝗀𝖾 𝗀𝖺𝗉... 🎀𝖢𝖺𝗍𝖾𝗀𝗈𝗋𝗒<𝟥 '𝖿𝗂𝖼𝗍𝗂𝗈𝗇' °قصه‌ی لیلیومی که از همون اول پژمرده به دنیا اومد... قلب کوچیکش مالامال زخم بود، ریه‌هاش هم‌پای روزگارش نفس‌گیر.° وقتی جفتش رو پیدا کرد، با رویای یه زندگی شیرین به خواب نرفت؛ ولی تقدیر همیشه از پشت خنجر می‌زنه..! خانواده‌ی جئون قانون خودشونو دارن.. قانونی که میگه یه بی‌اصل و نسب هیچوقت لیاقت همسری جئونِ بزرگ رو نداره. حالا تهیونگ مونده و جفتی که سردتر از زمستونه، و جهانی که به جنگش اومده... «اگه عشق برای بعضیا هدیه‌ست، برای بعضیا هم زنجیره.. تهیونگ، لیلیوم کوچولوی قصه‌ی ما... می‌تونه بین این همه سیاهی، هنوز نفس بکشه؟» 𝖳𝗁𝖾 𝖾𝗇𝖽:[𝖧𝖺𝗉𝗉𝗒 𝖤𝗇𝖽] 𝖡𝗒 જ⁀➴ 𝖩𝖭 ☆اگه به سناریوهایی که توش یه باتمِ مظلوم، بیچاره و مهربون گیر یه تاپِ سرد و کثافت افتاده، علاقه دارین... به‌شدت پیشنهاد میشه(⁠^⁠^⁠) [⛔این اثر هیچ‌گونه ارتباطی با زندگی شخصی اعضا ندارد..!]
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• di Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    LETTURE 615,092
  • WpVote
    Voti 51,075
  • WpPart
    Parti 88
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐌𝐘 𝐂𝐎𝐌𝐌𝐀𝐍𝐃𝐄𝐑🔞 [Completed] «جونگ‌کوک، سربازی که دو ماه به پایان خدمتش مونده و فکر می‌کنه که می‌تونه به آسونی سربازیش رو تموم کنه؛ اما با انتقال فرمانده‌ی جدید به پادگانشون، تمام معادلاتش به‌هم می‌ریزه.» - اگه این‌قدر علاقه به مردن داری... می‌تونم زودتر از این تمرین‌های کشنده دخلت رو بیارم! جونگ‌کوک که گونه و چونه‌اش توی دست بزرگ فرمانده‌اش تحت فشار بود، ناله‌ی آرومی کرد و جوابش رو داد: - آه...فرمانده... این‌قدر دوست داری من رو با دست‌های خودت بکشی؟ تهیونگ نیشخندی زد و با ول‌کردن چونه‌اش؛ انگشت شستش رو سمت زخم ابروی سربازش برد و نوازشش کرد. - تو این مدت... جز کشتنت به چیز دیگه‌ای فکر نکردم! «اتمام یافته» ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ژانر⤟سربازی-رومنس-اسمات-اکشن-انگست
𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐁𝐞𝐚𝐮𝐭𝐲 [𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤] di Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    LETTURE 313,511
  • WpVote
    Voti 38,696
  • WpPart
    Parti 52
[ completed ] |زیبایی سیاه| کاپل: ویکوک~ یونمین~ نامجین ژانر: درام | رمنس| انگست | اسمات مرد برگشت و تمام روح جانگ کوک رفت. چهره ای رو دید که تمام عمر ازش نفرت داشت. مردی رو دید که نمیخواست هیچوقت دیگه باهاش روبرو بشه. مردی رو دید که زندگیش رو نابود کرده بود. مردی که اسمش هم براش نفرت انگیز بود... کیم تهیونگ... پسردایی شرورش...
Forgotten di white_rose550
white_rose550
  • WpView
    LETTURE 438
  • WpVote
    Voti 150
  • WpPart
    Parti 7
به نام سیاره ناشناخته چشمانت:).. چشمانت همچون جهانی ناشناخته ای بود که من به تنهایی درون آن سیاهی بی انتها گم شده بودم و چال گونه هایت چون جهانی بود که میخواستم به مقصد عشق خود را در آن غرق سازم ولی چه حیف زمان ما بسیار کم بود و وسعت نگاهت... میبینی؟..حتی کلمات هم در توصیفش عاجزند ماه به غم نشسته من..ارغوان من میبینی؟..بی تو همچون پیری شدم که به انتضار مرگ ثانیه ها را پشت سر می‌گذارد...همچون عاشق دیوانه ای که هر روز به امید آمدن معشوقش به انتضار میشیند...ولی چه معشوقی..چه مرگی...زندگی همچون دردیست بی انتها..زندگی بدون صدای دل آویز نوازش انگشتانت روی تار های گیتار همچون سیاهی ایست بی انتها...همچون وسعت چشمانت.. میخواستم باری دیگر با یاری دستان زندگی بخشت سپیده دم ها را فتح کنم...باری دیگر طعم هم آغوشی با نگاهت را با تمام وجود حس کنم..میخواستم باری دیگر وجودت را زندگی کنم...باری دیگر در عمق سیاهی بی انتهای چشمانت خیره نگاه کنم و با لب هایی که دلتنگی را فریاد میزنند و با چشمانی به غم نشسته کلمات را بر لب جاری سازم و قبل از از دست دادن تنها ستاره کهکشانم فریاد بزنم... +دلم برات تنگ شده:)... 'وضعیت...تکمیل شده'
The knot of destiny | Persian di armis2005
armis2005
  • WpView
    LETTURE 2,617
  • WpVote
    Voti 485
  • WpPart
    Parti 4
~ Multi shot . . ~ Author : armis . . ~ Genre : Omegaverse . Smut . Romance . A little comedy . . ~ Main couple : Vkook . . ~ Another couple : Hunhan . . همه چیز از یه کمپ شبانه‌ی مسخره با بهترین دوستام و یه خرگوشِ سفیدِ پشمالو شروع شد ... . . _ جفت...؟! . _ پنجه‌های کثیفتو از روی بدنم بردار ! . . . . . ~ Enjoy
Who would've thought?  di Taekook20kj
Taekook20kj
  • WpView
    LETTURE 19,788
  • WpVote
    Voti 2,786
  • WpPart
    Parti 13
درحال باز نویسی‼️ فعلا خوانده نشود‼️ داستان درمورد پسری به اسم جئون جونگکوکه که این همه سال جز افراد ماگل به حساب میومد ولی روزی نامه ای از طرف مدیر مدرسه جادوگری هاگوارتز دریافت میکنه. با ورودش به هاگوارتز کل زندگیش تغییر میکنه و اتفاقایی براش میوفته که همه جور حس داخلش هست... ترس، شجاعت، احساسات و.... کاپل اصلی: تهکوک بقیه داخل فیک مشخص میشن ژانر: مدرسه ای، رمنس، فانتزی، معمایی، درام نویسنده: تئودور فصل اول پایان یافته✅
Who would've thought? 2 di Taekook20kj
Taekook20kj
  • WpView
    LETTURE 31,686
  • WpVote
    Voti 4,846
  • WpPart
    Parti 34
درحال باز نویسی‼️ فعلا خوانده نشود‼️ کی فکرش رو میکرد فصل دوم! کاپل: تهکوک کاپل فرعی: نامجین،یونمین، چانبک،سکای،شیوچن ژانر: مدرسه ای، رمنس، فانتزی، فیکشن، هری پاتری نویسنده: تئودور فصل دوم پایان یافته✅ زندگی پر خطری بود و هست! کسی اسیب میبینه؟ کسی میمیره؟ این زندگی از همون اول هم مشکوک بود و حالا دلیلش مشخص شده اونا ناخواسته وارد دنیایی شدن که سرنوشتشون از قبل تایین شده اما اینده رو خودشون قراره کنترل کنن قسمتی از فیک: -حواستون باشه توی دنیایی که واقعی نیس غرق نشید، هر شروعی یه پایانی داره اما شما تصمیم میگیرید که اون رو خوب تموم کنید یا بد... اگر فصل اولو خونده باشید از فصل دوم سر در میارید!!
Stolen Lullaby di bts_vkooklvr
bts_vkooklvr
  • WpView
    LETTURE 7,831
  • WpVote
    Voti 923
  • WpPart
    Parti 23
Fic: stolen lullaby Genre : action, mystery,romance,smut Couple: vkook , yoonmin توضیح داستان: کیم تهیونگ، افسر پلیسی که ده سال خودشو مربی باشگاه ورزشی معرفی کرده بود . اون برگشته تا انتقام خون پدر و مادرش و بگیره ، انتقام خوشبختی که ازش دزدیده بودن ....
who are you? | تو کی هستی؟ di rashapurple
rashapurple
  • WpView
    LETTURE 43,738
  • WpVote
    Voti 5,761
  • WpPart
    Parti 59
ژانر: عاشقانه/ اسمات/جنایی/درام کاپل اصلی : ویکوک کاپل فرعی : تهکوک 🔴 در حال آپ ❌ این بوک تریسام نمیباشد
The Inception Of Nikita | Vkook | Completed  di Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    LETTURE 110,057
  • WpVote
    Voti 17,172
  • WpPart
    Parti 97
┊Summary: همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیاره‌شون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود! ┊Teaser: _ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد. با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد: _ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه! دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت: _ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد... پیج نویسنده: @sylvie_fic The Inception Of Nikita 🪐💙 genre: Secret Couple: Vkook Sub Couple: Hopemin Writter: Sylvie 🌱 up: Saturday Telegram: @papacita_01