🏹🕊
کیم تهیونگ، پسر شیطون و تخسیه که هیچوقت فکر نمیکرد تندیس زنده ای برای وجود یه افسانه بشه.
وقتی فهمید جنسیت ثانویه اش یه امگاست، تمام امپراطوری رو در شوک فرو برد.
سالها بود که از امگاهای مرد چیزی به جز خاطره ای دور باقی نمونده بود.
از طرفی پادشاه جئونی که بهترین هارو برای پسر عزیز و وظیفه شناسش میخواد، تصمیم میگیره تنها امگای مرد امپراطوری که اتفاقا مثل تمام امگاها روی شاهزاده جئون زیبا کراش داره رو برای پسرش خواستگاری کنه...
┈─┈─┈─┈─┈─┈
ᯊ @CAFEVKOOK ᯊ
- قرار بود بمیری ولی...
چهارمین بوسه روی زخم گردن خونی پسرک نشست و زمزمه ی مرد کنار گوش تهیونگ شنیده شد.
- ولی انقدر شیرینی که فکر میکنم نگهت میدارم.
اینبار دندان ها با بیرحمی زخم های قبلی رو دریدن و همراه فریادی که بلند کردن خون رو به دهن تشنه ی خوناشام هدایت کردن، چشم ه ای تهیونگ کم کم تار شد، دردی که احساس میکرد به خلسه شیرینی تبدیل شد که اون رو به رؤیا فرو برد.
کاپل: کوکوی
ژانر: هیستوریکال، ومپایر، تخیلی.