به آرومی پلک هاش رو از هم فاصله داد. با باز شدن چشم هاش سردرد بدی به سراغش اومد جوری که حس میکرد شخصی درحال تیر زدن به سرشه!
احتمال میداد این سر درد بخاطر اثرات بیهوشی بوده باشه. چند بار پلک زد و سعی کرد اطراف رو ببینه اما به جز تاریکی مطلق چیز دیگهای نبود.
با باز شدن در روشنایی کمی به چشم های غرق تاریکیاش برخورد کرد و بالاخره موفق شد چیزی به جز تاریکی ببینه.
مردی خودش رو وارد تاریکی که اطرافش بود کرد اما همچنان چهرهاش واضح نبود.
ناگهان چراغ های تو اتاق روشن شدن و بخاطر یهویی بودنش، پلک هاش رو روی هم فشرد.
کمی بعد دوباره پلک هاش رو از هم باز کرد و بعد از چند بار پلک زدن موفق به دیدن چهرهی مرد شد.
مردمک های لرزونش روی چهرهاش ثابت موندن. نمیتونست چهرهای که مقابلش قراره داره رو درک کنه.
احتمال هر چیزی رو میداد به جز اینکه اون، شخصی باشه که گیرش انداخته!
زیر لب زمزمهوار گفت:
-تو!؟ همهی این ها زیر سر تو بود؟
من تمام این مدت دنبال تو بودم؟
𝒃𝒐𝒚×𝒈𝒊𝒓𝒍 ↜
𝒎𝒂𝒇𝒊𝒂 ⊹
𝑺𝒎𝒖𝒕 ⋆
𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚⭒
#𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 / #𝑭𝒖𝒍𝒍
#🄺
𝟏𝟓/𝟏𝟐/𝟐𝟎𝟐𝟎
-جنی چرا به من یه فرصت لعنتی نمیدی؟!
+لیسا..هم من هم تو خوب میدونیم که کیم برای من کافی بوده..تو رو نمیخوام درگیر کنم..حتی اگر عاشقت باشم!
"لیسای عکاس عاشق مدلش که کیم جنیه میشه اما گرایش ها..عاخ گرایش ها یه سد بزرگی برای هم شدن..اما..گرایش های تلقینی..عوض میشن!"
[اتمام یافته]
جنی دختری که به خاطر شرکت پدرش مجبور میشه با کیم تهیونگی که سه سال اخر مدرسه شو زهرمارش کرده بود ازدواج کنه
تهیونگ که سالهاست عاشقه جنیه سعی میکنه دلشو بدست بیاره
ولی زندگی اونطور که اونا میخوان پیش نمیره....
Couple:taennie
Sub couple:liskook
Genre:dram_ duress mach
|Completed|
"من-من دوست دخترتم."
"چی؟! چطور ممکنه؟"
جنی کیم برای سفر کاری شرکت به پیست اسکی یانگ پیونگ میره. لالیسا مانوبان، همکار و تحسین کننده مخفی جنی هم به این سفر میره.
بعد جنی با یه حادثه ناگوار روبرو میشه که باعث فراموشی موقتیش میشه و همه خاطراتشو از دست میده اما این شرایط فقط یه روز ادامه داره...
آیا لیسا از این فرصت استفاده میکنه تا بالاخره کنار جنی باشه؟
آیا جنی بعد از 24 ساعت خاطراتش رو به یاد میاره؟
Jenlisa
Translation
+18
خیلی جالب بود تو دنیایی که یاباید میمردی یا می کشتی ویا تسلیم میشدی وزندگی کردن بامرگ هیچ تفاوتی نداشت چه چیزی باعث می شد که انسانهابازهم برای ادامه ی زندگی تلاش کنن؟
این چه جورامیدی بودکه بهشون کمک میکردتااین زندگی که سرتاسرش روسیاهی و تباهی گرفته بود ادامه بدن؟
شاید یه شهر امن که تنها اسمش سرزبون ها بود وهیچکس نمیدونست که آیاواقعاچنین شهری وجودداره
کاراکتر های فصل اول
lisa
jung kook
Jennie
taehuyng
mark
sehun
کاراکتر های فصل دوم
jung kook
Jennie
lisa
taehyung
soobin
nancy