[ شیطان پرادا میپوشد. ] پایان یافته
ژانر : رمنس/ انگست / فانتزی / سوپرنچرال / اکشن / حاوی اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین
"این چرخهی تکراری تا ابد ادامه داره و درمان عشق نافرجامی که هر روز و هر روز بهت یادآوری میشه، دست نیافتنیه! برای همینه که عشق برای ما درست نیست، ما نمیمیریم تهیونگ؛ هزار سال من رو حبس کن و من هزار سال و یک روز دیگه میام و میبوسمت. پس اگه میخوای قیدم رو بزنی باید من رو بکشی."
-
عشق بین یک شیطانِ پرادا پوش و رییس مافیا بینهایت غیرقابلباوره؛ ولی اتفاق افتاده... یا شاید این هم یک بازی دیگه بود؟
اشکی از گوشه ی چشمش پایین چکید و لیسی به لبش زد
= کوکی نمی خوای این بازی رو تموم کنی من...متاسفم
با لحن غمگینی گفت و روی زمین زانو زد
=گوکی این درد داره ..وقتی برای منی ولی...نمی تونم لمست کنم کوک من بوسه هات رو می خوام...هق...لمس هات رو و اون...بیبی بر صدا زدن هات رو . هق ..می خوامت. .جئون جونگ کوک...جئون تهیونگ بدون تو می میره
به زور باهات بودم ولی....
اشک هاش رو پاک کرد و لبخندی
= به زور عاشق اون رییس مافیایی که همه ظالم می دونستنش نشدم
با دست های کوچیکش تفنگ رو گرفت و روی سینه ی یونگی گذاشت
×ازت متنفرم
یونگی تلخندی زد و سر اسلحه رو درست روی قلبش گذاشت
_ بزن جیمین دقیقا جایی رو بزن که توش قرار داری
قطره اشکی از چشمش پایین ریخت و سرش رو پایین انداخت
×من احمق دوست دارم یونگی و این درد داره اینکه عاشق کسی باشه که کلی آدم می خوان که بمیره
کاپل ها کوکوی و یونمین
ژانر هپی اند ، اسمات،امگا ورس ، امپرگ ، مافیا و.....
نویسنده مین کوالا
"کوک... رونای تو واقعا بزرگن!"
ببر هایبرید بدون هیچ خجالتی اینو گفت و به خرگوش کوچولویی که داشت هویجش رو میخورد خیره شد.
پسرک با چشمای درشت شده اش پرسید"هیونگی میدونی چی بزرگتره؟"
پسر بزرگتر تلاش کرد تا افکار منفیش رو کنار بزنه. اون میدونست که بانیش معصوم تر از این حرفاست... "چی بزرگ تره جونگکوکی؟"
پسرکوچکتر هیجان زده جواب داد"معلومه، عشق من نسبت به هیونگی!"
ژانر: هایبرید/امگاورس/فلاف/اسمات/امپرگ
کاپل: ویکوک
بعد از سالهای زیاد🍸
کاپل ها:کوکوی, یونمین،نامجین
ژانر: تخیلی گرگینه ای اسمات امپرگ
آلفای افسانه ای 370 ساله پس از سالهای طولانی جفت خود را میابد
نمیدونم چند پارت طول میکشد اما تمام تلاشم را میکنم که از این داستان لذت ببرید
وضعیت: فصل یک پایان یافته
🌈🦄- ددی؟ میدونستی تو یونیکورن منی؟
جانگکوک با چشمایی بیرون زده به پسر روبهروش نگاه میکنه.
- ها؟ من؟ دقیقا منظورت منم تهیونگ؟ احیاناً حرفت و برعکس نگفتی کیتن؟
تهیونگ روی خزای گربهاش دست کشید و نچی کرد.
- منظورم دقیقا خود خودت بودی ددی کوک.
جانگکوک با کنجکاوی پشت میزش نشست و دست به سینه شد.
- خب حالا چرا من یونیکورن کیتنمم؟
- میدونستی یونیکورنا آرزوها رو برآورده میکنن؟ مثل تو!
لبخند عمیقی روی لبای ددیِ تهیونگ میشینه که بیشتر اون و شبیه یه خرگوش میکرد تا یه یونکیورن رنگی رنگی!
- آرزوی تو چیه؟
- تو! آرزوی من تو بودی که خودت ارزوم و برآورده کردی. پس تو یونیکورن افسانهای منی!
🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄🌈🦄
🌈NAME: DADDY IS MY UNICORN
🌈GENRES: FLUFF_ROMANCE_COMEDY_OMEGAVERS_MPREG
🌈MAIN COUPLE: KOOKV
🌈SIDE COUPLE: YOONMIN
Up time: fridays 22:00
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه...
***
Couple:Kookv
Side couple:Namjin-Yonmin
Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg
Status:Completed
By:S_TAEHKOOK