- من نمیتونستم ازش مواظبت کنم
- میخواستم برای یه بارم شده لبخندشون بخاطر من باشه
اونا اینجوری وارد یه زندگی مشترک شدن، بدون عشق
قرار نیست اتفاق خاصی بیفته، اونا همراه شدن تا ببینن راه به کدوم سمت میبردشون، به هرحال مگه همه زوجای دنیا عاشق همدیگه ان؟
couple: chanbaek
genre: رومنس، زندگی روزمره
گربه دست راستش را تکان داد و گفت: در این سمت یک کلاهدوز زندگی میکند، و در آن سمت یک خرگوش. هرکدام را که ببینی دیوانهاند.
آلیس گفت: ولی من دلم نمیخواهد به سراغ افراد دیوانه بروم.
گربه گفت: اوه! شما چارهای ندارید. اینجا همهی ما دیوانهایم.
"این فنفیکشن ادامه داده نخواهد شد."
[CHANBAEK × KAIHUN]
[Surreal × Psychological]
کامل شده
"احساسات توی کلمه ها جاری میشن. من هیچ وقت گوینده ی خوبی نبودم ولی عشق رو فهمیدم و همین برام کافی بود. سال ۱۹۴۶، وقتی تمام مردم درگیر شلوغیا و به هم ریختگی کشور بودن. دیدمش! و توی قهوه ای خالص چشماش گم شدم. فرشته ی شیطون من"
یه عشق خالصانه...شیرین...ممنوعه!
☆☆☆☆
ژانر:رمنس، فلاف، اسمات، تاریخی
کاپل:چانبک