VillihamShm's Reading List
195 stories
The Charmer | MINSUNG by a1lrinnn
a1lrinnn
  • WpView
    Reads 32
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 1
جیسونگ، افسون‌گر کاروان‌...پسری که با هر لمس، روحی می‌دزده تا زنده بمونه. مینهو، جنگجوی قبیله‌ی نیرگال‌، رگ‌واره‌ای که سال‌ها هیولای درونش رو زنجیر کرده. یک نگاه در تاریکی جنگل، یک رقص اغواکننده، و شهوتی که مرز بین شکارچی و شکار رو محو می‌کنه... اما وقتی افسون‌گر تصمیم می‌گیره روح پاک مینهو رو نگیره، سرنوشت یه چیز دیگه براشون رقم می‌زنه. آیا هیولا می‌تونه ناجی افسون‌گر بشه؟ یا این فقط آغاز یه پیوند ابدیه؟
🧡💛𝐃𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐔𝐦𝐛𝐫𝐞𝐥𝐥𝐚 2💛🧡 (𝙼𝚢 𝙲𝚑𝚎𝚏 👨‍🍳)  by mouchika_skzoo
mouchika_skzoo
  • WpView
    Reads 5,383
  • WpVote
    Votes 407
  • WpPart
    Parts 19
سرآشپز من فیلیکس:عاشق سرآشپز شدم؟ تو این موقعیت؟! تو زمان مسابقات؟! هیونجین:هیچی جلو دار عشق نیست لی فیلیکس! هیچی!
slasher bait by eatbobominho
eatbobominho
  • WpView
    Reads 139
  • WpVote
    Votes 22
  • WpPart
    Parts 1
مینهو توی یه مهمونی هالووین با یه مرد مرموز که معلوم میشه یه قاتله رابطه داره.
the shadow of love(complete) by lilyblue92
lilyblue92
  • WpView
    Reads 284,073
  • WpVote
    Votes 68,042
  • WpPart
    Parts 63
از بین جمعیت شش هفت میلیاردی کره زمین چند تا کاپل وجود دارن که از سکس برای تموم شدن رابطه اشون استفاده کنن؟ این کاری بود که بکهیون با فروتنی برای دوست پسرش انجام داد، و بعد اجازه داد که از پیشش بره.. چون این درست ترین تصمیم بود. اما هیچ وقت فکرش رو نمیکرد شاید یه روزی رو در روی گذشته قرار بگیره. بکهیون از همسر سابقش یه بچه دوست داشتنی داره و حالا بعد از سیزده سال عشق قدیمیش تبدیل شده به رقیب و همکاری که میخواد زیر پاش رو خالی کنه و اون رو پشت سر بذاره... Chanbaek/sekai romance/smut +18 Writer:lilyblue @lilyblue92 @parkfamily_fictions
Will Be Back [Minsung] by Hi_gray
Hi_gray
  • WpView
    Reads 3,749
  • WpVote
    Votes 578
  • WpPart
    Parts 5
[Full] پسر 21 ساله ای که توی قفس بیمارستان حبسه و میخواد با وارد شدن فرد جدیدی به زندگیش حالا نفس بگیره و زندگی کنه. اما این نفس گرفتن بدونِ هیچ بهایی خواهد بود؟ ✧══════•❁🦋❁•══════✧ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑴𝒊𝒏𝒔𝒖𝒏𝒈 𝑮𝒆𝒏𝒈𝒂𝒓: 𝑻𝒓𝒂𝒈𝒆𝒅𝒚.𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆.𝑫𝒓𝒂𝒎𝒂.𝑨𝒈𝒏𝒔𝒕. 𝑺𝒕𝒂𝒓𝒕: 20 𝑨𝒖𝒈𝒖𝒔𝒕 2021 𝑬𝒏𝒅:16 𝑺𝒆𝒑𝒕𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 2021 ⚠️نکته:این فیک سد انده⚠️
don't fade away by 1Fateme1
1Fateme1
  • WpView
    Reads 27
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 1
حتی اگر هر روز در آغوشت باشم، ترس نبودنت هر شب من را در بر خواهد گرفت.
STELLINA⁦✯ by Amayalilix
Amayalilix
  • WpView
    Reads 368
  • WpVote
    Votes 60
  • WpPart
    Parts 10
لا به لای دیوار های روشن و خاموش بیمارستان، هیونجین با بیماری نادری دست‌وپنجه نرم می‌کنه که بیشتر از جسم، روحش رو تحلیل برده. گذشته‌ای پر از زخم،آینده‌ ای نامعلوم و سکوتی که شب‌ها رو سنگین‌تر می‌کنه.. ‌ فلیکس، پرستار مرموزی با چهره‌ آروم و قلبی پُر از نگفته‌هاست. مأموریتی که ساده به نظر میاد ″مراقبت از یک بیمار خاص،هوانگ هیونجین″به‌ زودی تبدیل به کشف چیزی فراتر از درد و درمون میشه در مسیری آروم، بین دارو ها و فضای خاموش بیمارستان، نگاه‌ها و شبای بی‌پایان. ‌ ′𝖬𝖺𝗂𝗇︎ 𝖼︎𝗈𝗎𝗉𝗅︎𝖾 : 𝗁︎𝗒𝗎𝗇︎𝗅︎𝗂𝗑︎ ′𝖲︎𝗎𝖻︎ 𝖼︎𝗈𝗎𝗉𝗅︎𝖾 : 𝗆︎𝗂𝗇︎𝗌𝗎𝗇︎𝗀︎ ‌
Messiah River by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 63,596
  • WpVote
    Votes 15,498
  • WpPart
    Parts 51
"هرگاه دو انسان به همجنسگرایی روی بیاورند، هر دوی آن‌ها باید به کام مرگ کشیده‌شوند، برای گناه بزرگی که انجام داده‌اند!" [کتاب مقدس - لاویان - ۲۰:۱۳] شهرک متوسط‌نشین و گمنامی در گانگ‌وون، یک شب عادی از تعطیلات زمستانه با پیدا شدن جسدهایی توی رودخانه‌ی حاشیه‌ی جاده از آرامش همیشگی‌اش خارج شد. اجساد کودکان ناشناسِ شش تا ده ساله، آرام و بدون درد؛ که با نظم و به‌ترتیب در نقاط مختلف رودخانه فرستاده شده‌اند. [CHANBAEK × KAIHUN] [Crime × Angst]
Cancer by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 38,584
  • WpVote
    Votes 9,201
  • WpPart
    Parts 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
Perfect Red by REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Reads 12,269
  • WpVote
    Votes 3,356
  • WpPart
    Parts 16
"توی ماشینت میشینی و یک لیوان قهوه‌ی سرد به دستت میدن. حکم‌ت رو طوری توی دریا میندازن که لحظه‌ای با خودت فکر نکنی این کوفتی شاید چیز ارزشمندی باشه. مسئولین اسکله هرگز چشم دیدنت رو ندارن. عذاب وجدان به گردنشون چنگ میزنه. چون شاید دو هفته بعد از رفتنت، شایعاتی از شهرک‌ها بهشون میرسه. با هم پچ پچ میکنن؛ اوه، رفیق، فلانی رو یادته؟ همون که موهای کوتاه روشن داشت؟ یک گالن خون شده. یا یک بسته گوشت متحرک شده. این‌ها اسم‌هاییه که میذارن. ما میگیم: منبع. نیروی کار. اون‌ها میگن: گالن خون. بسته‌ی گوشت. و من صادقم، توصیف اون‌ها دقیق‌‌تره. توصیفِ لعنتی اون‌ها حقیقتا خیلی خیلی دقیق‌تره." [CHANBAEK] [Dystopia × Angst] هشدار محتوا: خودآزاری/ توهم/ خون/ حیوان‌آزاری