خوندم
69 story
JeongCheol | به من فکر کن بقلم Simwtsd
Simwtsd
  • WpView
    مقروء 1,013
  • WpVote
    صوت 206
  • WpPart
    أجزاء 4
عشق، مثل مسابقه فرمول یک، پر از پیچ‌های خطرناکه. آیا یون جونگهان اون راننده با زخم ها کهنه میتونه از سایه‌‌ی گذشته فرار کنه و به چوی سونگچول هم تیمی عاشق‌پیشه‌ش بالاخره اعتماد کنه؟ * یه وان‌شات🔞 از جونگچول*
+12 أكثر
JiHanCheol | ما سه نفر بقلم SeungLa
SeungLa
  • WpView
    مقروء 1,182
  • WpVote
    صوت 126
  • WpPart
    أجزاء 8
اون شب هر سه نفرشون خیلی مست بودند. و جونگهان شرط رو باخته بود چند هفته بعد، همه اونها... محکوم به فنا بودن.
+16 أكثر
Breakfast | MinWon بقلم XanJunjin
XanJunjin
  • WpView
    مقروء 1,845
  • WpVote
    صوت 398
  • WpPart
    أجزاء 11
بعد از هفت سال زندان و تحمل یک اتهام ناروا، آیا ونوو میتونه دوباره به زندگی عادیش برگرده؟ ______________________________________ 📎کاپل: مینی 📎ژانر: جنایی، رمزآلود ، رومنس 📎وضعیت: پایان یافته.... اسم قبلی فیک: breakfast 🖤نویسنده اصلی: @vidalili 🔝: Mingyu
+8 أكثر
📜Condition / شرط📜 بقلم coral_underthe_ocean
coral_underthe_ocean
  • WpView
    مقروء 213,123
  • WpVote
    صوت 35,091
  • WpPart
    أجزاء 48
شرط شماره ی 0 : دروغ گفتن ممنوع! 🚫 مثل اینکه (بابابزرگ جونگ این) حالا حالا ها قرار نیست بیخیال ما هفت تا بشه! این بار چه چیزایی انتظارمون رو میکشن؟ هیچ ایده ای ندارم.. ولی آیا قراره همون هفت نفر باشیم؟ اوه نه بیبی... مثل اینکه این بار مهمون داریم! **فصل دوم فیکشن رومر** _ کامل شده ✅
📜 rumor / شایعه 📜 بقلم coral_underthe_ocean
coral_underthe_ocean
  • WpView
    مقروء 485,003
  • WpVote
    صوت 59,987
  • WpPart
    أجزاء 51
شایعه شماره 0 : خود ارضایی ممنوع! 🚫 اینجا یه زندان خیلی خوشگل و گرم و نرم با کلی طلسم های منحرفانه و شق کنندس که ما باید تحملش کنیم تا وقتی که اون تیکه کاغذ فاکی رو پیدا کنیم... مطمئنم قرار نیست خوش بگذره! _ کامل شده ✅
+12 أكثر
☁️Trance|خلسه☁️ بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 33,546
  • WpVote
    صوت 6,391
  • WpPart
    أجزاء 10
کاپل : چانبک ژانر: رمنس. روانشناسی .انگست محدودیت سنی: 18+ NC نویسنده : #SilverBunny ⌗═✾خلاصه داستان ✾═⌗ بیون بکهیون پسر جوون و بی انگیزه ایه که زندگی خاکستریش توی سفرهای هر روزه اش به محل کارش و اتوبوس سواری مسیر برگشت و قدم زدن های گاه به گاه روی پلی که تو مسیرشه خلاصه میشه... اون نه انگیزه ای برای ادامه دادن داره نه جراتی برای تموم کردن همه چی... تا اینکه یه روز توی اسانسور با یه پسر قد بلند و جذاب اشنا میشه... یکی که انگار اومده تمام کمبود هاش رو یه تنه جبران کنه... دنیا برای بکهیون رنگی میشه... اما همه چی اونجوری که به نظر میرسه نیست... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ _من تک تکِ اون آدمایی هستم که باید عاشقت میشدن و نشدن... همه اون چیزی ام که میخواستی داشته باشی اما نداشتی... اگه اینجام فقط به خاطر توئه... ◇◆◇◆◇◆◇◆◇◆ -تو فرشته مرگی... +عاشقتم حتی اگه فرشته مرگ باشم بازم عاشقتم...هر کوفتی باشم عاشقتم اون قدری که حتی خودت هم بلد نیستی خودت رو دوست داشته باشی چون تو نمیدونی کی هستی اگه میدونستی مثل من عاشق خودت میشدی -من کی ام؟ +یکی که میتونه دنیای منو فقط با عوض شدن تصمیمش از حرکت بندازه... 🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️🌫️ ❌این داستان تم سرد و به شدت غمگینی داره و برای ادم های حساس توصیه نمیشه ❗❌
StarDust🌠[ ʙᴏᴏᴋ #1 ᴏғ sᴛᴀʀ sᴇʀɪᴇs🌟] بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 24,735
  • WpVote
    صوت 4,320
  • WpPart
    أجزاء 8
🌟فیکشن : #StarDust | #گردستاره 🌟کاپل ها: چانبک 🌟ژانر: رمنس. غمگین . درام 🌟محدودیت سنی: 18+ NC 🌟تعداد کلمات : 23411 🌟نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿🌸 ⌗═🌿📚✾خلاصه داستان ✾📚🌿═⌗ قهرمان داستان ما همه چی داره... چهره خوب و یه صدای خوب و با یه سر پر از ارزو و امید برای اینده... اون گیتارش رو میندازه روی دوشش و از شهر کوچیکی که دوران کودکیش رو توی یکی از پرورشگاههاش سپری کرده خداحافظی میکنه و میاد سئول تا به رویاهاش بال پرواز بده اما سرنوشت چیز دیگه ای رو ازش میخواد... چشم هاش میشینه روی یکی از زیباترین خلقت های خدا و تو یه لحظه تمام رویاهاش در برابر داشتن اون پسر با چشم های سردش بی معنی میشه... یعنی قهرمان ما میتونه قلب یخی اون شاهزاده کوچولو رو به دست بیاره؟ 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 -"میخوام محکم نگهت دارم اونقدر که تو وجودم حل شی...و در عین حال از محکم داشتنت میترسم چون انقدر شکستنی به نظر میای که میترسم بهت آسیب بزنم...اما در عین حال نمیتونم رهات کنم...انگار اگه رهات کنم گم میشی و من باید تا ابد دنبالت بدوام در حالی که تو حتما رد پاهات هم پاک میکنی که دوباره گیرم نیفتی...حتی الان که بین بازوهام نگهت داشتم برام یه رویای دست نیافتنی ای..." ✨ #StarDust
📝Before I Kill Myself📝 بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 146,894
  • WpVote
    صوت 26,177
  • WpPart
    أجزاء 21
بکهیون میخواد خودش رو بکشه... به همین سادگی... اشتباه فکر نکنید اون افسردگی نداره... مشکل مالی هم نداره و شکست عشقی هم نخورده... در واقع زندگی اون از دید یه تماشاگر بی عیب و نقصه... اما گاهی وقت ها چیزای بی عیب و نقص هم ازاردهنده میشن نه؟ اون تصمیم میگیره یه لیست از ارزوهاش برای قبل مرگش درست کنه و بعد خیلی شرافتمندانه بمیره... اما خب همه نقشه هاش با سرک کشیدن های یه پسر جذاب و مو قرمز توی زندگیش به هم میریزه... یعنی اون پسر میتونه کاری کنه که بکهیون بخواد زندگی کنه؟ 🍟کاپل : چـانـبـک 🍟ژانر:رمنس. فلاف. کمدی.روزمره.اسمات 🍟محدودیت سنی : 18+ NC 🍟تعداد قسمت ها : 20 🍟نویسنده : #SilverBunny →•вєƒσяє ι кιℓℓ муѕєℓƒ•← -چه غلطی میکنی پارک چانیول؟ -ارزوهای خوشگلت رو براورده میکنم بیبی
One Big Miracle🐺 [ Book #2 of Miracle series☄ ] بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 125,097
  • WpVote
    صوت 25,402
  • WpPart
    أجزاء 26
بکهیون از حیوون ها متنفره و اوج تنفرش هم نسبت به سگ هاست...و تنها علتی که داره به اجبار توی یه پت شاپ کار میکنه بی پولیه...اما یه روز شیومین که یکی از عزیزترین دوستهاشه ازش درخواست میکنه یه مدت از یه هاسکی که تو عملیات اتش نشانی اسیب دیده مراقبت کنه و بکهیون چون نمیخواد قلب دوستش رو بشکونه قبول میکنه... بکهیون حتی احتمالش هم نمیداد که این اتفاق قراره زندگیش رو عوض کنه و یه روز اون هاسکی تبدیل بشه به یه پسر با درشت ترین چشم ها و کشنده ترین لبخند هایی که دیده... شاید این قراره اولین و تنها ترین معجزه زندگی بک باشه... 🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐🎐 🐕کاپل ها: چانبک(اصلی). شیوچن 🐕ساید استوری :" #معجزه_کوچک_من " 🐕ژانر:رمنس.روزمره.فانتزی .فلاف.کمدی 🐕تعداد پارت : 24 🐕محدودیت سنی: 18+ NC 🐕نویسنده : #SilverBunny 🐰🌸🌿 • مَستر وقتی یودا درد داره زخمش رو میبنده و میذاره یودا سرش رو روی پاش بذاره .. یودا هم میخواد از مَستر مراقبت کنه .. مَستر حتی بوی خوشمزه ای میده..!
••💮SignMate💮••  بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 532,334
  • WpVote
    صوت 88,673
  • WpPart
    أجزاء 88
تو دنیایی که همه وقتی هجده ساله میشن یه نشانه روی مچ اشون برای شناسایی نیمه گمشده اشون ظاهر میشه بیون بکهیون نشانه ای نداره!اونم مثل هر هجده ساله دیگه ای روز تولدش با شور و شوق مچ اش رو چک کرد اما هیچ خبری از اون نشانه خاص که قرار بود به بکهیون سرنوشت اش رو نشون بده نشد! بکهیون اون روز تصمیم گرفت که هیچوقت نذاره کسی رازش رو بفهمه و دنبال سرنوشت اش جای دیگه ای بگرده...چهار سال بعد همون سرنوشتی که در حق بک بی انصافی کرده بود اون رو به خونه پارک چانیول کشوند.یه طراح مانگا بد اخلاق که فقط یه دستیار سر به راه میخواد...اما خوب بک داستان ما هرچیزی هست جز سر به راه! چه حسی داره وقتی بدونی همه تو دنیا یه جفت دارن و فقط تو جا موندی....؟؟ 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - چه خوبه اینجوری یکی به آدم برسه؛ تا حالا کجا بودی پارک چانیول؟! + احتمالا بدون اینکه متوجه باشم داشتم دنبال تو میگشتم..! #Chanbaek 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - ازم بدت مياد؟ + مشكل اينه كه هركاری ميكنم، بدم نمياد! #hunhan 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 - میدونی تازگی ها دارم فکر میکنم شاید ارزش این همه تلاش رو نداشتی.. و این بدترین حس دنیاست.. #kaisoo 💮💮💮💮💮💮💮💮💮 Story Started: 18.01.2017 Story Finished: 13.11.2017 💮هم نشان 💮کاپل ها: چانبک.هونهان. کایسو 💮ژانر: رمنس. زندگی روزمره. فانتزی