emily_ofnewmoon
- Reads 3,567
- Votes 831
- Parts 9
{کامل شده}
داستانی کوتاه از رابطه ی دو پسر.
یکی از اونها متحمل درد و رنج جسمی و روحی بسیاریه، و دیگری متحملِ عشق به اونه.
برشی از کتاب:
"شاید توی زندگی بعدی تونستم نجاتت بدم.
شایدم توی همین یکی، ولی با یه زندگی دیگه!"
*𝐖𝐞𝐥𝐥, 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐲𝐨𝐮'𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐨𝐧𝐞
𝐁𝐮𝐭 𝐈'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐨𝐧𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐧𝐞𝐞𝐝𝐞𝐝 𝐬𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠
'𝐂𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭
𝐈𝐭'𝐬 𝐡𝐚𝐫𝐝 𝐭 𝐨 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐨𝐧𝐞 𝐨𝐟 𝐮𝐬 𝐢𝐬 𝐜𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠...
𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲
𝐧𝐨𝐭 𝐚 𝐟𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧