باید بخونم... ✨
119 stories
StarDust🌠[ ʙᴏᴏᴋ #1 ᴏғ sᴛᴀʀ sᴇʀɪᴇs🌟] by SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Reads 25,012
  • WpVote
    Votes 4,356
  • WpPart
    Parts 8
🌟فیکشن : #StarDust | #گردستاره 🌟کاپل ها: چانبک 🌟ژانر: رمنس. غمگین . درام 🌟محدودیت سنی: 18+ NC 🌟تعداد کلمات : 23411 🌟نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿🌸 ⌗═🌿📚✾خلاصه داستان ✾📚🌿═⌗ قهرمان داستان ما همه چی داره... چهره خوب و یه صدای خوب و با یه سر پر از ارزو و امید برای اینده... اون گیتارش رو میندازه روی دوشش و از شهر کوچیکی که دوران کودکیش رو توی یکی از پرورشگاههاش سپری کرده خداحافظی میکنه و میاد سئول تا به رویاهاش بال پرواز بده اما سرنوشت چیز دیگه ای رو ازش میخواد... چشم هاش میشینه روی یکی از زیباترین خلقت های خدا و تو یه لحظه تمام رویاهاش در برابر داشتن اون پسر با چشم های سردش بی معنی میشه... یعنی قهرمان ما میتونه قلب یخی اون شاهزاده کوچولو رو به دست بیاره؟ 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 -"میخوام محکم نگهت دارم اونقدر که تو وجودم حل شی...و در عین حال از محکم داشتنت میترسم چون انقدر شکستنی به نظر میای که میترسم بهت آسیب بزنم...اما در عین حال نمیتونم رهات کنم...انگار اگه رهات کنم گم میشی و من باید تا ابد دنبالت بدوام در حالی که تو حتما رد پاهات هم پاک میکنی که دوباره گیرم نیفتی...حتی الان که بین بازوهام نگهت داشتم برام یه رویای دست نیافتنی ای..." ✨ #StarDust
Gone With The Sea by vievhen
vievhen
  • WpView
    Reads 80,178
  • WpVote
    Votes 19,637
  • WpPart
    Parts 21
بابام یه ماهی فروش بود که بوی گند لباسش اجازه نمیداد شب ها تن برهنه مادرم رو در آغوش بکشه،یا بوسه خوش آمد من رو برای بعد از کار داشته باشه. این شد که یه روز وقتی پدرم احساس کرد به اندازه کافی برای «داشتن » بزرگ شدم دستشو رو شونه هام گذاشت و زمزمه کرد "نقاش شو پسرم، و تن برهنه اون کسی که دوسش داری رو ثبت کن ،ماهی فروش ها حق عاشق شدن ندارند" اما من دیدمش،یه جایی میون جسد هزاران ماهی. (چانبک)
🎼#𝑫𝒊𝒆𝒔𝒆🎼 by Rubyl10
Rubyl10
  • WpView
    Reads 58,539
  • WpVote
    Votes 12,192
  • WpPart
    Parts 37
🎻پایان یافته🎻 اجازه بده من "دیز" صدای تو بشم و صدات رو اونقدر بلند به گوش همه‌اشون برسونم که دیگه حتی شجاعت نادیده گرفتنت رو نداشته باشن. 🎼✨🎼✨🎼✨🎼 فیک: دیز کاپل: چانبک ژانر: رمنس_انگست_درام_معمایی_اسمات
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 18,297
  • WpVote
    Votes 4,101
  • WpPart
    Parts 20
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
°𝘏𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘪𝘯 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴° by bloodyblossom_
bloodyblossom_
  • WpView
    Reads 2,638
  • WpVote
    Votes 464
  • WpPart
    Parts 16
-𝘍𝘪𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯: 𝘏𝘪𝘥𝘥𝘦𝘯 𝘪𝘯 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴 -𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭, 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘚𝘮𝘶𝘵, 𝘋𝘳𝘢𝘮𝘢 -𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘊𝘩𝘢𝘯𝘣𝘢𝘦𝘬 "بین کتاب‌ها مخفی شدم، هویتم رو تغییر دادم و بدون هیچ مشکلی با این قضیه کنار اومدم. نباید پیدام می‌کردی و من رو از جلد کتاب درونم بیرون می‌کشیدی. اما حالا که اینجایی، باید تا تهش رو با من بمونی." -𝘍𝘪𝘯𝘥 𝘮𝘦 𝘩𝘦𝘳𝘦: @a_drop_of_blossom
𝐅𝐞𝐚𝐫 𝐎𝐟 𝐋𝐨𝐬𝐬 🐾 ترس از دست دادن by AyterZone
AyterZone
  • WpView
    Reads 3,830
  • WpVote
    Votes 626
  • WpPart
    Parts 14
🍋 فیکشن : ترس از دست دادن 🍋 ژانر : امپرگ ، عاشقانه ، فانتزی ، اسمات ، وروولف ، امگاورس 🍋 نویسنده : روشنا 🍋 کاپل : هونلی ، چانبک ، کریسهو 🍋 اولین رقص در کلمه‌ها : [ بیست و ششم بهمنِ ۱۴۰۲]
𖥸🥀 Brice & Bert 🥀𖥸 by PnyFanfic
PnyFanfic
  • WpView
    Reads 6,709
  • WpVote
    Votes 1,486
  • WpPart
    Parts 19
- هیون وو نمیدونه پارک برایس کیه. اون کوچیکترین شناختی از خواننده ی مشهور و کراشِ اکثر دخترای کشورش نداره. اما تنها چیزی که ازش میدونه اینه که چشم های مرموزش رو هرشب تو خواب میبینه که به طرف سیاهی هلش میدن. درواقع، اون کوهِ غرور تنها شانس برای پیدا کردن هویت گمشده‌شه. •• Cᴏᴜᴘʟᴇ : Chanbaek , Sekai •• Gᴇɴʀᴇ : Romance , Angest , Dram •• Aᴜᴛнᴇʀ : 𝐏𝐚𝐫𝐲𝐚࿐໋
هرزه ی امپراطور🔱 by luna4752
luna4752
  • WpView
    Reads 325
  • WpVote
    Votes 49
  • WpPart
    Parts 2
بیون بکهیون اسمی که تمام اهالی کشور اونو میشناختن اما نه بعنوان یک مرد به عنوان یک زن بکهیون تمام عمرش رو بدبختی کشید اما وقتی که فهمید دیگه نمیتونه پولی بدست بیاره و بتونه شکم برادر کوچولوی الفاش رو پر کنه یه فکر به سرش زد اون همیشه وقتی با پدرش بیرون میرفت به دلیل اندام و چهره زیبایی که داشت خیلی ها فک میکردن که اون یه زنه پس سعی کرد خودشو شبیه زنا دربیاره و با الفاهای پولدارو مقام دار بخوابه همه چیز خوب بود اما تا وقتی که از امپراطور براش یه نامه اومد نه هر نامه ای یک دعوت امپراطور ازش خواسته بود که باهاش بخوابه و پول خوبیم بهش میدادن اما چی میشه امپراطور ما بفهمه که امگای که زیباش هر کسی رو چشم بسته فریب میداد یک مرده خوب اینم یه وان شات تقدیم به شما ژانر. امگاوورس. اسمات. کمدی. رمنس کاپل. چانبک.
■𝒅𝒆𝒔𝒕𝒊𝒏𝒚 by ___alba__
___alba__
  • WpView
    Reads 13,643
  • WpVote
    Votes 2,420
  • WpPart
    Parts 26
♤𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅♤ 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝒃𝒂𝒆𝒌 ♡ 𝑯𝒖𝒏𝒉𝒂𝒏 ♡ 𝑲𝒂𝒊𝒔𝒐𝒐 ♡ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑯𝒂𝒓𝒔𝒉💥 𝑨𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏🥀 𝒔𝒎𝒖𝒕🚫 𝒓𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆💫 _____________ فرمانده بیون بکهیون ،فرمانده ای سخت کوش ، جدی و کار کشتست که از پانزده سالگی زادگاه خود(هاوایی) را ترک کرده و مانند پدر و پدربزرگش نظامی میشود اما مجبور میشود پس از سال ها به هاوایی باز گردد و با کاراگاه پارک چانیول اشنا میشود و از دوستان قدیمی خود برای حل پرونده ای کمک میگیرد اما.....
**✿❀Hidden scent❀✿** by JudyL10
JudyL10
  • WpView
    Reads 2,262
  • WpVote
    Votes 531
  • WpPart
    Parts 4
❃اسم فیک : رایحه ی پنهان ❃نویسنده : Judy ❃کاپل : چانبک ❃ژانر: امگاورس , رمنس , فلاف , اسمات .・。.・゜✭・.・✫・゜・。. توی دنیایی که پر شده از آلفاها و امگاها، من یعنی بیون بکهیون به عنوان یه نیمه امگا متولد شدم. شاید بپرسید منظورم از این حرف چیه؟! من فردی هستم که تمام نتایج آزمایشش امگا بودنشو ثابت میکنه ولی هیچ رایحه ای نداره و حتی شاید هیچ جفتی! پس شروع کردم به ساختن زندگیم با دروغ...آلفاها برای قوی تر کردن فرومونهاشون و اغوای هر چه بیشتر امگاها از عطر هایی استفاده میکنن که توی یه بازار زیر زمینی فروخته میشه. حالا اگه من به عنوان امگایی که هیچ رایحه ای نداره با استفاده از یه شیشه از اون عطر خودمو یه الفا جا بزنم واقعا کسی متوجه هویت واقعیم نمیشه؟ .・。.・゜✭・.・✫・゜・。. _ یعنی چی دکتر ..اگه امگا نیستم پس من چیم؟ بکهیون گیج و مضطرب تر از قبل پرسید. + اوه البته که هستی بکهیونا تو قطعا یه امگایی ...ولی متاسفانه یه امگای بی نشان .・。.・゜✭・.・✫・゜・。.