[کامل شده] [زیام]
به اندازهی شعرهایی که برای تو نگفتهام و بلد نبودهام که بگویم
و به اندازهی شعرهایی که شاعرانِ دیگ رت برای تو سرودهاند،
هنوز هم برای ستایشَت حرفهای نگفته دارم.
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه .
چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم.
این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش
هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد.
به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.