Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
Sepideh991's Reading List
83 stories
[𝐒𝐭𝐫𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭 𝐈𝐝𝐨𝐥]ᵛᵏᵒᵒᵏ by JBJKDDAENG
JBJKDDAENG
  • WpView
    Reads 57,271
  • WpVote
    Votes 10,610
  • WpPart
    Parts 36
تهیونگ یه ایدله معروفه که به جانگ کوک پاک و بی ریای داستان، درباره ی سایز دیکش بهش پیام میده. -منحرفانه -مزاحم بودن خانواده 😂 -کیوت بانی -تاپ ته -باتم کوک -ترجمه شده توسط خودم -کردیت wtfics
𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢 [𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕] by Vernious
Vernious
  • WpView
    Reads 199,610
  • WpVote
    Votes 29,219
  • WpPart
    Parts 36
[Completed] 𝐊𝐨𝐦𝐨𝐫𝐞𝐛𝐢🌱🥭 [koh-mo-reh-bee] (n.) کلمه ای ژاپنیست، به معنای پرتوهایی از خورشید، که از لا به لای برگ درختان عبور میکنند و به زمین میتابند. ∘₊✧──────✧₊∘ کیم تهیونگ، امگای شیرینی که عطر انبه تمام وجودش رو در بر گرفته بود، فکرش رو هم نمیکرد که نخوردن قرص‌های پیشگیری از هیت میتونه اینطور زندگیش رو دگرگون بکنه و اون رو با آلفای جوانی آشنا بکنه که خاص بود. همه چیز اون پسر خاص بود. از رایحه ی کمیاب واعتیاد آورش گرفته، تا رفتار و باورهاش. -«عشق نباید به عاشق درد بده.» -«عشق زاده میشه تا درد بده؛ ماهیتش درده و من اعتراضی ندارم. اگر درد میده، درمان هم میده.» با سکوت تهیونگ، جونگکوک لبخند ملیحی زد و یکبار دیگه با عطش لبهای خواستنی امگای جوان رو بوسید و لب زد: -«درد و درمان عشق من تویی تهیونگ.» 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞 🌱 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 🌱 𝐅𝐥𝐮𝐟𝐟 🌱 𝐒𝐦𝐮𝐭+18 اینجا همه چیز بوی انبه میده...🥭 Cover by: MJ_storiess
La mia metà [نیمه گمشده‌ی من]  by faeze615
faeze615
  • WpView
    Reads 152,589
  • WpVote
    Votes 8,506
  • WpPart
    Parts 23
[تکمیل] نام: La mia metà [نیمه گمشده‌ی من] ▪︎تو نیمه ی گمشده ی من نیستی .... تو تمامِ منی ! ژانر: ددی کینگ-عاشقانه-اسمات🔞 کاپل:تهکوک - یونمین
Monsieur ∥ موسیو {VKook, KookV, NamJin} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 426,271
  • WpVote
    Votes 35,286
  • WpPart
    Parts 60
🔴 #Full 🔴 توجه‼️این داستان سیاسی، جنایی و دارای محتوای بزرگسالانه است و ابدا به افراد زیر 20 سال توصیه نمی‌شه!! با آگاهی و درک درست و نسبی درمورد این مسائل، داستان رو مطالعه کنین.❤️‍🔥 موسیو با گام های موقر و جدی توی راهروی بلند شرکت قدم برداشت، راه رفتنش شبیه صحنه ی اسلوموشن یک فیلم اکشن بود و وقتی تار موهاش روی پیشونی توی نسیم حرکتش تکون میخورد، جذابیتش چندین برابر میشد. جئون از بالای عینک دودی شیک، نگاه تیزش رو به رو به رو دوخته بود و موهای بلندش رو با حرکت آهسته ی دست بالا زد. سنگینی حضور موسیو و دستیار جدیدش، همه ی نگاه ها و توجه های جمع رو میدزدید. مرد کلاسیک از زیر نگاه های خیره عبور کرد و به محض رسیدن به ورودیِ شرکت؛ انعکاس تصویر خودش و دستیار جدیدش رو توی شیشه ی در اتوماتیک، تماشا کرد. شبیه یک تیم شکست ناپذیر بودن، یعنی میتونست اینطور باشه! ༺ Liberté Novels ༻ Name: Mosiyo نام داستان: موسیو Couple: VKook, KookV, NamJin, JinJoon کاپل ها: ویکوک، کوکوی، نامجین، جینجون Romance, Comedy, Criminal, Classic, Full Smut عاشقانه، کمدی، جنایی، کلاسیک، فول اسمات #1 Criminal #1 Smut #1 کلاسیک ■ A Novel by Marishka & Sara ac ■
Vesta | taekook | by Hanaaaam
Hanaaaam
  • WpView
    Reads 76,132
  • WpVote
    Votes 9,468
  • WpPart
    Parts 48
تهیونگ تو خودش بیشتر جمع شد و با تعجب پرسید: منو میبری به قبیلتون؟ قبیله اژدهاها؟ جونگ کوک همونطور که سعی میکرد آتیش رو کمی بزرگ تر کنه جواب داد: آره، نکنه میترسی؟ تهیونگ تقریبا جیغ کشید: نههه! وقتی نگاه متعجب جونگ کوک رو دید خجالت زده سرش رو پایین انداخت و با مظلومیت گفت: فقط فکر نمیکردم حالا حالاها بهم اعتماد کنی. جونگ کوک با لبخند ملیحی جواب داد: تو جفت منی تهیونگ. من بهت اعتماد دارم همونطور که تو به من اعتماد کردی و الان اینجایی. ___________________________ -خب ممکنه یه نفر باشه که هم جادوی سیاه و هم جادوی سفید و هم جادوی چهار عنصر رو باهم داشته باشه؟ جیمین آهی کشید و جواب داد: نه امکان نداره! تا الان که امکان نداشته. کمی آروم تر با حرص غر زد: مگر اینکه جناب وستا بخواد تصمیم بگیره دست از فقط یه افسانه بودن‌ برداره و تشریفشو بیاره __________________________ 🔥ژانر:انگست،فانتزی،رمنس،اسمات 🔥کاپل اصلی: کوکوی/ویکوک(ورس) 🔥کاپل فرعی: سکرت
Prince Kim(Full) by 12Soulprotector
12Soulprotector
  • WpView
    Reads 49,527
  • WpVote
    Votes 4,902
  • WpPart
    Parts 9
چی میشه اگه شاهزاده کوکی از همون بچگی به نامزدیه شاهزاده تهیونگ در بیاد؟ قسمتی از وانشات: یونگی کمی خم شد و موهای تهیونگ رو ناز کرد و لبخندی بهش زد": میخوای نامزدت رو ببینی؟ اسمش رو چی میخوای بزاری؟ ژانر:امگاورس.تاریخی.عاشقانه.امگاورس.هیبرید کاپل:ویکوک.یونگمین.نامجین
𝑁𝑖𝑔ℎ𝑡 𝑁𝑜𝑡𝑒𝑠 | 𝐶𝑜𝑚𝑝𝑙𝑒𝑡𝑒𝑑 by dahlia_vk
dahlia_vk
  • WpView
    Reads 166,006
  • WpVote
    Votes 14,587
  • WpPart
    Parts 38
نت های شبانه : جونگکوک که بخاطر امگا بودنش خانوادش تو یکی از واحد های آپارتمان زندانیش میکنند.. تهیونگ همسایه جونگکوک که از قضا جفتش هم هست... فقط رایحه جفتش رو حس میکنه و بخاطر تلخ بودن رایحه جفتش هر شب براش ویلون مینوازه تا جفتش کمی هم که شده اروم شه... کاپل:ویکوک.. یونمین.. نامجین. ژانر.. رومنس.. اسمات... امگاورس.. امپرگ.....مقدار خیلی کم هم انگست... ....... _دوستت دارم چشم ستاره یی من.... نه من عاشقتم...
+18/𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( completed) by hailxie
hailxie
  • WpView
    Reads 297,322
  • WpVote
    Votes 34,740
  • WpPart
    Parts 25
" من واقعا به یک پرستار احتیاج ندارم ، ۱۹ سالمه ." - جانگکوک پرستار جدیده تهیونگه • Written by @meicrodon '
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 593,746
  • WpVote
    Votes 61,011
  • WpPart
    Parts 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
Mondlicht Kookv by llTARAll
llTARAll
  • WpView
    Reads 86,166
  • WpVote
    Votes 14,670
  • WpPart
    Parts 11
قبیله‌ی انیگماها با هر رهبر جدید، برای صلح و دوستی با سرزمین‌ یوآن ازش شاهزاده‌ای رو به‌عنوان پیشکش طلب می‌کردن. اما رهبر جدید برخلاف پیشکشی که پادشاه یوآن براش درنظر گرفته بود، برادر اون پسر رو می‌خواست. شاهزاده‌ی‌ اول که مردم یوآن به‌عنوان یه بدکاره می‌شناختنش. «این یکی رو می‌خوام،چشمم رو گرفته. دوست دارم توله‌هام همچین چهره‌ای داشته باشن.» ‌ ژانر: امگاورس، تاریخی، ازدواج اجباری، اسمات، امپرگ. کاپل: کوکوی.