Larry
4 قصص
Halloween/L.S بقلم Farrouis
Farrouis
  • WpView
    مقروء 67,630
  • WpVote
    صوت 9,319
  • WpPart
    فصول 35
بدبختی من از همون شب شروع شد. هالووین ازت متنفرم.
Epiphany[L.S] بقلم AudreyHorans
AudreyHorans
  • WpView
    مقروء 2,742
  • WpVote
    صوت 496
  • WpPart
    فصول 6
[پیوند خوردن مرگ به زندگی، هیچ پایان قشنگی نداره.] -On Going...
Always You [L.S] ~ By Miss X بقلم larry_diary
larry_diary
  • WpView
    مقروء 3,314,735
  • WpVote
    صوت 303,372
  • WpPart
    فصول 140
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...
Another Love [L.S] بقلم nlarryn
nlarryn
  • WpView
    مقروء 4,310
  • WpVote
    صوت 1,146
  • WpPart
    فصول 22
ما غریبه هایی بودیم که به دوست ها و بعد بهترین دوست ها تبدیل شدیم، حالا یا میتونیم این عشق رو بپذیریم، یا دوباره به غریبه هایی تبدیل بشیم، ولی با هزاران خاطره... تو برای این عشق چقدر میتونی شجاع باشی؟! Cause love, is only for the brave :) .................. -تو مال منی. و من روی دارایی هام خیلی حساسم. +من خیلی وقته که تعلقی به تو ندارم. -اگه به من تعلقی نداری، به هیچ کس دیگه هم تعلقی نداری. .................... من عاشقت شدم.... با هر لبخندت، با هر نگاهت، با هر بار پلک زدنت، با هر بار نفس کشیدنت... تو مثل خون قلبم رو پر کردی و بعد به تک تک سلول هام رفتی و اونجا نفوذ کردی.... ولی تو... چطور تونستی؟!
+22 أكثر