KookV_ongoing
154 stories
Hireath; kookv by kimxophelia
kimxophelia
  • WpView
    Reads 173
  • WpVote
    Votes 25
  • WpPart
    Parts 3
« وقتی سرنوشت انتخاب کنه، هیچ‌کس جلودارش نیست.» تهیونگ هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد تابلوهای نقاشی‌اش پای سرنوشتی رو وسط بکشن که حتی نفس‌هاش رو هم گرو بگیره. از رویارویی دوباره با گذشته‌ی تلخ و تاریکش تا آینده‌ای که بجای روشن بودن، به رنگ شرابی در می‌اومد وقتی جفتش، جئون جونگ‌کوک، در نبودش تبدیل به هیولایی می‌شد که چشم‌هاش فقط خون می‌خواست، تنها یک چیز معلوم بود: هیچ‌کس نمی‌تونه از سرنوشتش فرار کنه حتی اگر با خون پیوند خورده باشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس - درام - انگست - اسمات #kookv #bts #taekook #Taehyung #jungkook #کوکوی #تهکوک
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 9,474
  • WpVote
    Votes 854
  • WpPart
    Parts 17
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره...
𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵 by ForsakenCrow
ForsakenCrow
  • WpView
    Reads 129,547
  • WpVote
    Votes 16,108
  • WpPart
    Parts 33
کیم تهیونگ برای خلاص شدن از دست استاکرش، لب‌های خطرناک‌ترین پسر دانشگاه، جئون جونگکوک رو میبوسه. اما چی میشه اگه معادلاتش اشتباه پیش برن و گیر یه استاکر بدتر بیوفته؟ «یه دوست پسر فیک میخوای؟ مشکلی نیست، اما نظرت با یکی واقعیش چیه؟» ┆𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗏 ┆𝖦𝖾𝗇𝖾𝗋: 𝖲𝗍𝖺𝗅𝗄𝖾𝗋 𝖠𝖴, 𝖲𝗆𝗎𝗍, 𝖲𝗅𝗂𝖼𝖾 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖿𝖾, 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒 ┆𝖢𝗁𝖾𝖼𝗄 𝖮𝗎𝗍 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗋𝗈𝗅𝗈𝗀𝗎𝖾 𝖥𝗈𝗋 𝖬𝗈𝗋𝖾 𝖨𝗇𝖿𝗈 ┆𝖯𝗎𝖻𝗅𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝖮𝗇: 𝖩𝗎𝗅𝗒 𝟣𝟨, 𝟤𝟢25
All The Married Alphas || همهٔ آلفاهای متاهل{KookV} by LiberteNovels
LiberteNovels
  • WpView
    Reads 28,985
  • WpVote
    Votes 4,062
  • WpPart
    Parts 27
توجه‼️ این داستان در دو ورژن کوکوی و یونته نوشته شده. همه ی آلفاهای متاهل به جفتشون بیتوجهی میکردن؟ یا فقط اونهایی که بدون آشنایی قبلی با همسرشون ازدواج کرده بودن؟ ༺ Liberté Novels ༻ Name: All The Married Alphas نام داستان: همه آلفاهای متاهل Couple: KookV کاپل: کوکوی Omegaverse, Smut, Slice of life, angst امگاورس، اسمات، روزمره، انگست ■ A Novel By May ■
"mon Roméo" by sa11_moon7
sa11_moon7
  • WpView
    Reads 3,581
  • WpVote
    Votes 420
  • WpPart
    Parts 21
فرمانده ای که با ترس از دست دادن زندگی میکنه و سایه ای که از دور به درد کشیدنش خیره شده؟ Main couple:Kookv Genres: Angst, Crime, Smut, Romance
mi.. sin♡[Kookv]  by kianankouiin
kianankouiin
  • WpView
    Reads 399,018
  • WpVote
    Votes 33,511
  • WpPart
    Parts 55
~♡~ -ژنرال؟ هدف، موقعیت درجه‌ات یا... دوردونه‌ات؟ -شده قانون هم دور میزنم ولی..! از دور دونم نمیگذرم. ـــــــــــــــــــــــــــ بخشی از داستان: «میگی که تموم رفتارات علاقه‌است از روی دوست داشتنه! ولی چرا حتی یکبار بهم نگفتی[دوستت دارم]؟» «حق نداری بدون من نفس بکشی» «من تو عمرم فقط تورو دوست داشتم، دارم، خواهم داشت» «تو بودی خیانت کردی... نابود کردن من انقدر برات راحته؟» «برای داشتن به آغوش کشیدن عطرت.. کُشتن که هیچی! کل دنیارو به آتیش میکشم!» ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ _برمیگرده! دوردونه ماله منه! مال من.. گفته بودم اگه کسی به اموالم دست بزنه.. با خونش زمین رو نقاشی میکنم! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ☆پایان یافته+افتر استوری☆ Kookv♡ ••GENRE:romance _harsh _Samt _fluff _infatuation_amperg.
𝘝𝘈𝘓𝘌𝘍𝘖𝘙 || KOOKV by yamiic3
yamiic3
  • WpView
    Reads 65,894
  • WpVote
    Votes 7,753
  • WpPart
    Parts 28
شاهزاده تهیونگ، بین دوراهی ازدواج با شخصی که نمی شناختش و جنگ، رفتن به جنگ رو انتخاب کرد. البته که با صد سرباز هیچ شانس پیروزی نداشت اما هیچ‌وقت انتظار نداشت اسیر بشه، توی قبیله ای که به خونش تشنه بودند! _شاهزاده بودم، اما حالا اسیر آغوش دشمنم شدم و بدتر از اون، داره خوشم میاد! چون من توی بستر مردی بیدار می‌شم که باید خونش رو می‌ریختم. اما اون من رو مثل معبودی پرستش می‌کنه؛ هر شب روی زانوهاش. غرورم شکسته، زنجیر ها به تنم، اما چیزی که بیشتر از همه عذابم میده؛ نرمی لبخندشه... لب هایی که قبل از بوسیدنم، من رو به ناله‌ای از جنس شهوت وادار می‌کنن. 👑 "زیر سایه‌ی موذی و توصیف ناپذیریش در انتظار یشمی چشم‌هات خواهد موند!" 𝘊𝘖𝘜𝘗𝘓𝘌: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝 GENRE: omegavers, smut, Historical, DARK ROMANCE🏴
Before you (I thought I had it all) | KookV by cjjasal
cjjasal
  • WpView
    Reads 372,610
  • WpVote
    Votes 35,494
  • WpPart
    Parts 45
[Completed] جئون جونگکوک هر چیزی که فکرش رو می‌کنید داشت. بیزینس، پول، قدرت. هر کسی که اون رو می‌دید براش روی زانوهاش میوفتاد، ولی جونگکوک ذره‌ای اهمیت نمی‌داد. اوضاع به همین منوال بود، تا وقتی که یه پسر مو نقره‌ای وارد زندگیش شد. "عزیزم، باید زمین انداختن چیزها رو تموم کنی." جونگکوک خودکار رو برداشت و به دست پسر داد، از قرمز شدن گونه‌هاش لذت می‌برد. "آم، درسته...اسم من تهیونگه. امشب من قراره سفارش‌تون رو بگیرم. چی دوست دارید سفارش بدید؟" فاک. Couple: Kookv. Genre: Romance, daily life, smut. Translator: Asal. Author: Es_and_Em. ___________________________________________ This is a Persian translation of a fanfiction by (Es_and_Em), All credit goes to the original author. I'm only responsible for the translation.
NITRIC OXIDE  by Webtoon_Vkook
Webtoon_Vkook
  • WpView
    Reads 22,526
  • WpVote
    Votes 1,966
  • WpPart
    Parts 18
➖خـلاصـه: - خسارت و ضرری که زدی رو چطور میخوای جبران کنی؟ با بدنت... با مکث آلفا، دستش روی رون امگا قرار گرفت و تا بین پاهاش کشیده شد. تهیونگ به نرمی لب‌هاش رو روی هم فشار داد و سعی کرد لرزش‌هایی که به‌خاطر اون لمس توی بدنش در حال جریان بودن رو کنترل کنه. - ...یا با ماشینت⁉️ __ ‏"Ti amo..." تهیونگ هوایی که حین بوسه‌هاشون حبس کرده بود رو به آرومی آزاد کرد. سرش رو به پیشونی جونگ‌کوک تکیه داد و نفس عمیقی کشید. قطرات اشک سرکش مژه‌های بلندش رو مرطوب کرده بود. امگا با چشم‌های گرد شده و متجعبش غرق باتلاق سیاه چشم‌های جونگ‌کوکی شد که متقابلا بهش خیره شده بود. حقیقت درست زمانی به صورت تهیونگ سیلی زد که جونگ‌کوک با لبخندی به لب جوابش رو زمزمه کرد: «هیچ چیزی تا ابد موندگار نیست، اما این حرف راجع به عشق ما صدق نمی‌کنه.» ‏"Ti amo" پ.ن: اصطلاح «ti amo» در زبان ایتالیایی یعنی "دوستت دارم" Genre: Omegaverse, Racing, Smut, Criminals, Angst, Action Translaotors: Fatima, Hani OTP: Kookv
MY LITTLE MIRACLE by IRIS-NO
IRIS-NO
  • WpView
    Reads 555,524
  • WpVote
    Votes 47,998
  • WpPart
    Parts 85
"تمام شده" کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : هوپمین، نامجین ژانر : رومنس، انگست، اسمات، یکم خشن، هایبرید IRIS-NO × جونگی گول میده ملاگب ببلی باشه، تولوهدا بابایی _عزیزم بابایی همه تلاششو میکنه تا ببری رو بباره پیشت، چون خودشم دوست داره مراقبش باشه. ----------- اگر قبول ن..نکرد چی؟ پسر کوچولو زمزمه کرد ، مرد نگاه مهربونی به هایبرید انداخت و گفت نگرانش نباش، هیونگی قراره تا آخر عمر تورو پیش خودش نگه داره، دیگه نمیزارم بلایی سرت بیارن. ----------- × ته‌ته میتونه مامان باشه؟ + جونگی نباید اینو بگی، من پسرم، پسرا که نمیتونن مامان باشن فسقلی. چونه پسرک شروع به لرزیدن کرد و با چشمایی پر از اشک به تهیونگ خیره شد. ×ولی جونگی عاشگ ته‌ته شده، نمیهواد دوباله تنها و نالاحت باشه. ----------- با دستایی لرزون اشکهاش پاک کرد، سعی کرد نفسش رو تنظیم کنه و به حرف اومد +م..من فکر میکردم..شاید بتونیم یه فرصت کنار هم داشته باشیم..م..میدونم که موقعیتمون خیلی متفا... مرد با تک‌خندی بین حرف هایبرید پرید _ و کی گفته من قبول نمیکنم بچه؟