njyhjtj2013's Reading List
191 stories
Dumb raspberry🫐🌿 | Vkook ver by mahygoli
mahygoli
  • WpView
    Reads 2,622
  • WpVote
    Votes 189
  • WpPart
    Parts 1
[تمشک خنگ]🫐 Genre: omegavers , smut , fluff , comedy couple:Vkook/Jikook |2ver خلاصه: جئون جونگکوک امگای بوکسوری بود که خیلی اتفاقی وقتی دنبال خواهر زاده‌اش به مدرسه دختر کوچولوی لیمویی رفته بود، جفتش رو ملاقات کرد. یه معلم تازه کار و ظاهری به شدت معصوم که لعنت؟ الهه ماه شوخیش گرفته بود؟ اون آلفای خنگ تمشکی جفت تعیین شده‌اش بود؟ میتونست قسم بخوره اون الفا حتی چند سانتی ازش کوتاه تر و هیلکش ظریف تر بود!
My Angel  by A_teko
A_teko
  • WpView
    Reads 37,703
  • WpVote
    Votes 4,557
  • WpPart
    Parts 35
پایان یافته. چی‌میشه اگه یونگی و جیمین با سه تا بچه در آستانه طلاق باشن و یه روز یونگی به خودش بگه کاش به عقب برگردم و... بوم! یونگی ۱۸ ساله حالا باید همکلاسی دوقلوهاش بشه و زندگیش رو از زاویه دیگه‌ای نگاه کنه... تهش قراره چی بشه؟ جیمین از خر شیطون پایین میاد و از فکر طلاق درمیاد یا نه یونگی باید دوباره خودشو به همسرش ثابت کنه؟! دوستان فیک اقتباسی از سریال دوباره ۱۸سالگی (ساخت کره) هستش. کاپل: یونمین ساید کاپل: نامجین + تهکوک
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 41,359
  • WpVote
    Votes 5,047
  • WpPart
    Parts 19
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات
+20 more
𝐖𝐡𝐞𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐩𝐡𝐨𝐧𝐞 𝐫𝐢𝐧𝐠𝐬 by A97fhubd
A97fhubd
  • WpView
    Reads 145,831
  • WpVote
    Votes 13,131
  • WpPart
    Parts 52
°• وقتی تلفن زنگ میزند •° کیم تهیونگ و جئون جونگ کوک از دو خانواده‌ی پرنفوذ هستن که مجبور می‌شون برای منافع والدینشون با همدیگه ازدواج کنن. زندگی مشترک راکد و بی‌روح اون‌ها پس از سه سال دستخوش تغییر می‌شه،ماجرا از جایی شروع می‌شه که فردی ناشناس جونگ کوک رو گروگان می‌گیره. به نظرتون این دوتا میتونن رابطه اشون رو بهتر کنن؟ يا نه جونگ کوک باید به دنبال راهی برای فرار از این سرنوشت باشه....... ژانر ها: درام .امگاورس. رومنس .اسمات .معمایی وضعیت: پاپان یافته
The Powerful Mate (جفت قدرتمند- ورژن ویکوک) by ficswan
ficswan
  • WpView
    Reads 118,293
  • WpVote
    Votes 9,961
  • WpPart
    Parts 35
𝐍𝐀𝐌𝐄: The Powerful Mate (جفت قدرتمند) 𝐂𝐎𝐔𝐏𝐋𝐄: ویکوک 𝐆𝐄𝐍𝐑𝐄: Omegaverse, Paranormal, Angst, Ramance 𝐖𝐑𝐈𝐓𝐄𝐑: Lena Translator: Parmin (swan) 🦢 Telegram Channel: swanzone جونگکوک:"من یه آلفا رو به عنوان جفت نمی‌خوام! ترجیح میدم بمیرم تا با یکیشون باشم.."
"HALF BROTHER" by asaltito
asaltito
  • WpView
    Reads 177,767
  • WpVote
    Votes 18,575
  • WpPart
    Parts 33
برادر ناتنی بعد از اینکه مادر تهیونگ خانواده‌ و پسره 17 ساله‌شو ترک کرد، پدرش تصمیم گرفت برای بار دوم عاشق بشه و با زنی ازدواج کنه اون زن، پسری 10 ساله به اسم جونگکوک داشت؛پسری شیرین دوست داشتنی! اون زن و بچه تبدیل به بزرگ‌ترین دلگرمی برای اون پدر و پسر شدن؛ مخصوصا جونگکوک، اون پسر کوچولو تبدیل شد به تمومه دلخوشیه تهیونگ؛ زمانی رسید که تهیونگ توی سن 22 سالگی برای ادامه تحصیل به خارج رفت و جونگکوک کوچولوشو با احساساته مخفیش تنها گذاشت و حالا تهیونگ بعد از پنج سال برگشته اما... ° ° ° تهکوک فیکچت،اسمات،عاشقانه،رومنس پایان یافته ...
Freesia  [vkook] by Aivavk
Aivavk
  • WpView
    Reads 121,687
  • WpVote
    Votes 16,696
  • WpPart
    Parts 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
Beyond Family | Taekook by vkookfic_
vkookfic_
  • WpView
    Reads 58,717
  • WpVote
    Votes 6,125
  • WpPart
    Parts 35
فراتر از خانواده | تکمیل شده تغییر حس‌های حمایتگرانه به عاشقانه داستان عشقی بین پدرخوانده و پسرخوانده خلاصه: وقتی تهیونگ سرپرستی جونگکوک رو قبول کرد، هیچ‌وقت فکرش رو نمی‌کرد سال‌ها بعد نگاهش به پسر تغییر کنه. خونه‌ای که قرار بود پناه باشه، کم‌کم به مکان شوم تبدیل شد. جونگکوک چطور قراره از این درامای ممنوعه نجات پیدا کنه؟⛓🔞 «جونگکوکیِ من! برای من! برای تهیونگ و تا آخرین روزی که نفس می‌کشه.» • کاپل: تهکوک • ژانر: ممنوعه، عاشقانه، درام، روزمره و اسمات • نویسنده: Helli ‼️فیک محارم نیست‼️
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* by melish00k
melish00k
  • WpView
    Reads 150,884
  • WpVote
    Votes 19,318
  • WpPart
    Parts 56
✅️خلاصه: جئون جونگکوک ملقب به «کالیگو»، هکری ۲۶ ساله‌اس که بعد از خیانت یکی از مشتری‌هاش، مجبور می‌شه هویت و گذشته‌ اش رو کنار بذاره. دو سال زندگی عادی براش کافیه... تا روزی که برای دفاع از دوستش وارد درگیری می‌شه و درست همون‌ جا با کیم تهیونگ، مدیرعامل شرکت آرگوس روبه‌رو می‌شه. از اون لحظه همه‌چیز دوباره تغییر می‌کنه؛ برگشت به دنیایی پر از خطر، وسوسه و عشقی خطرناک... *** - تو نه طعمه ای... نه قربانی... تو چیزی فراتر از اونی. تو همون وسوسه‌ای هستی که باید مهار بشه... و چه بخوای چه نخوای، مهار کردنش دست منه *** اولین فیکشنی هست که می‌نویسم، پس زیاد انتظار بی‌نقص بودن ازش نداشته باشید. :) مخصوصاً توی ۱۵ پارت اول... ✅ ژانر: هیجانی | سکرت | درام | عاشقانه | اسمات | اکشن ✅ کاپل: ویکوک (taekook) 📌 آپدیت: ۱ یا ۲ پارت در هفته ❕️در صورت نداشتن پارت آماده، هفته ای یک پارت آپ خواهد شد.
Hatred°kookv by chil_chil
chil_chil
  • WpView
    Reads 642
  • WpVote
    Votes 121
  • WpPart
    Parts 4
_چی باعث شد فکر کنی میتونی حوله ی کثیفتو به صورتم بکشی؟ اگه عفونت کنم چی؟ _خفه خون بگیر. **** _ازت متنفرم... تهیونگ این جمله رو از جانگکوک زیاد شنیده بود، ولی هیچکدومشون عمیقا همچین حسی به دیگری نداشتن...از جانگکوک متنفر بود ولی حاضر بود بخاطرش گلوله بخوره...این حسی بود که تمام این سالها بهم داشتن"من بزرگترین دشمنتم ولی دستم بشکنه اگه بهت آسیب بزنم" اونا اینطوری بودن... **** یتیم شدن توی سن کم باعث میشه یاد بگیری روی پاهای خودت وایسی و تا مدت زیادی دلت برای مامان بابات تنگ بشه ، ولی تو کاری باهام کردی که یاد گرفتم برای "بقا" بجنگم و تا ابد دلم برای مامان بابام تنگ بمونه.. Genere:enemies to lovers, angst, smut. Couple:kookv