Bts
28 stories
🥀Death of A Flower 🥀 by soofydem
soofydem
  • WpView
    Reads 3,324
  • WpVote
    Votes 221
  • WpPart
    Parts 5
🔞 اگه روحیه ضعیفی داری نخون این فیک رو ، چون خشن ، اسمات و مافیایی می باشد از اسمش مشخصه کشت و کشتار زیاد داره 🔞 . . . "راستی این مثل فیک هایی که دیگران می نویسن عاشقانه و تکراری نیست کاملا متفاوت و انقدر که همه چی غیر منتظره هست نمی تونی حدس بزنی بدش چی میشه ولی یکم روحیه قوی می خواد" . . . . . . قسمتی از فیک " چرا من نمی می رم .. ها چرا .. هق ..تروخدا منو بکش ..هق .. من نمی خوام زنده باشم ..هق.. همه چیزم رو ازم گرفتی بازم دست ..هق .. بردار نیستی دیگه ازم چی می خوای ها" دیگه نایی واسه زندگی کردن نداشت دیگه نمی تونست این زندگی مزخرف رو تحمل کنه ولی با حس کردن یه مایه سرد رو گردنش تمام افکارش به خواب عمیقی فرو رفتن . خوابی که ای کاش هیچ وقت بلند نمی شد مرد پوزخندی از حال پسر بی آزار و درد کشیده یه روبروش زد + تمام وجود تو مال منه ، حتی اگه تهیونگ هم بخواد ترو بکشه من نمی زارم . هرزه کوچولو . . . کاپل " از ویکوک ، ، ویمینکوک ، دختر پسری و..... ژانر : BDSM(شدید) ،غمگین ، مافیایی،مازوخیسم
نقاشی جادویی (تهجین، جینوی)(Full) 🟣تمام قسمت ها آپ شد🟣 by goligh
goligh
  • WpView
    Reads 15,448
  • WpVote
    Votes 1,585
  • WpPart
    Parts 28
کاپل اصلی تهجین (ورس)، جینکوک فرند شیپ ژانر سوپر نچرال ، جهان موازی ، تخیلی ، اسمات🔞
A Monster's Heart by kookjiner9297
kookjiner9297
  • WpView
    Reads 311,613
  • WpVote
    Votes 32,861
  • WpPart
    Parts 98
+"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
🕯Sweet Blood🕯[Kookv] by aysallll
aysallll
  • WpView
    Reads 26,966
  • WpVote
    Votes 2,421
  • WpPart
    Parts 9
《خونِ شیرین🕯》 این داستانی تخیلیه که توش موجوداتی انسان نما با بال های سیاه یا سفید بر طبق نژادشون نسبت به انسان های معمولی ژن با ارزش تری دارند...این موجودات علاوه بر قدرت پرواز کردن قدرت مبارزه ی همزمان با هزار انسان رو دارن و به همین دلیل هیچ انسانی جرئت نداره با همچین ابر انسان هایی درگیر بشن... دو نژاد از این موجودات تو این دنیای خیالی وجود داره...نژاد جنگجوی سفید که برخلاف قدرتمند بودنشون عاشق انسان ها هستن و بهشون کمک میکنن ولی جنگجوی سیاه...میشه گفت حتی نصف تعداد جمعیت کوچیکترین شهر در جهانم نیستن...همچنین اونها دشمن ژن مخالفشون هستن اما به نظرتون سرنوشت پسری معصوم که یکی از این موجوداتو ملاقات میکنه چی میشه؟؟ کاپل : کوکوی ، سپمین ژانر : تخیلی ، اسمات ، درام ، امپرگ ، BDSM ، هپی اند ، رومنس ، راز آلود وضعیت : ❌متوقف شده❌(زمان اپ مشخص نیست)
my little boy by behnaz_lale
behnaz_lale
  • WpView
    Reads 170,190
  • WpVote
    Votes 15,286
  • WpPart
    Parts 22
جونگ کوک بخاطر اتفاق هایی که براش تو بچگی افتاده تو لیتل اسپیس میره وشغلش مددکار اجتماعیه با اینکار میتونه افکارشو از خودش باز کنه و جین تنها خانوادشه ژانر:bdsm
my beautiful world by g_Elahe
g_Elahe
  • WpView
    Reads 3,584
  • WpVote
    Votes 248
  • WpPart
    Parts 2
از اونجایی ک دوره ی آلفا های خودپسند و عوضی و کثیف بازی هاشون تموم شده بود همه ی پک ها در کنار هم بدون هیچ مشکلی زندگی میکردن جوری ک بدون اینکه مشکلی داشته باشن از این پک ب اون پک برن و با افراد پک های دیگه در ارتباط باشن؛و این خب باعث میشد کسایی ک کارفرما هستند بخوان کارهاشون رو گسترش بدن و خب کارمند ها هم مشکلی نداشتند~ زندگی جوری راحت شده بود ک همه بلا استثناء خوشحال بودن. از اونجایی ک همه چی خوب بود حال اومگا ها (دخترا)هم خوب بود چون دیگه لازم نبود بترسن ک اگه شب برن بیرون آلفا ها بیان سراغشون چون اگه میومدن مجازات سختی میشدن جوری ک ب غلط کردن می افتادن ولی خب از اونجایی ک اومگا های مرد کمیاب بودن باز باید بیشتر مواظب میبودن چون عطرشون دیوونه کننده بود و بعضیشون از سرکوب کننده استفاده میکردند. در این بین ی کمپانی ساخته شد مخصوص سرگرمی ک پسرا میرفتن و ادیتیشن میدادن و بعد از این ک قبول میشدن گروهی تشکیل میشد یا سولو کار میکردن~ اولین گروه این کمپانی تشکیل شده از ۷ پسر جون بود ک از یک آلفا ی اصیل(الفاهای اصیل هم خیلی کمن)و دو بتا و دو آلفا ی دیگر(ک معمولی باشند)و دو اومگا تشکیل شده بود. البته یکی از اومگا ها دورگه بود ک بعد متوجه اون یکی رگش هم میشین... خب بقیشو تو روند داستان میفهمین😂😈 امیدوارم دوسش د
🍭The Hate Moment🍭 by auvxyik
auvxyik
  • WpView
    Reads 46,978
  • WpVote
    Votes 3,006
  • WpPart
    Parts 13
🚫پایان یافته🚫 چیزی که تهیونگ حس میکرد بوی زیاد و شهوت برانگیز توت فرنگی و وانیل بود که منشاء ش جفت خودش بود و این باعث شد که توی ذهن تهیونگ کلمه هیت به رنگ قرمز و ابعاد بزرگ خود نمایی کنه! بخشی از فیک : تهیونگ خنده جذابی کرد و موهای امگاشو پشت گوشش انداخت +دلم برای هیتت تنگ شده بود _اههههه ژانر : اسمات . امگاورس . فلاف . رمنس . امپرگ کاپل : ویمین نویسنده : jiwoon و Sh.s *قسمت توضیحات خونده بشه (میتونم بگم ۸۵ درصد این فیک همش سکسه😂) I love you🥺💕🫂
sinner angel [KOOKV] by Evaniyule
Evaniyule
  • WpView
    Reads 56,544
  • WpVote
    Votes 5,102
  • WpPart
    Parts 33
مقدمه: چه اتفاقی برای قلبت میافته وقتی بفهمی پدر و مادرت تورو نمیخان از تو بدشون میاد و برای منفعت خودشون دارن تورو به یه بار میفروشن؟ درسته روحت میشکنه حالا فکر کنید این اتفاق برای تهیونگ داستان ما افتاده لی:ببرینش تهیونگ:چ...چی؟؟...نه خواهش میکنم توروخدا بابا هر کاری بگی واست میکنم مامان برات کلفتی میکنم نزارین ببرنم پدرش نزدیکش میشه و چونشو توی دستش فشار میده:فکر کردی کسی که خودش تورو فرستاده برت میگردونه...جنس خریده شده پس گرفته نمیشود . . . یک ماه بعد جیمین:نشد...پیدا نشد...خسته شدم...دیگه نمیکشم یون . . جانگکوک:اینجا چه خبرهههههه؟ با داد گفت و به دختر و پسری که در حال بوسیدن هم بودن نگاه کرد نارو:اقای جئون خواهش میکنم توضیح میدم بهتون جانگکوک:صد دفعه من به شماهای کوفتی گفتم این کارای کوفتی تر از خودتونو توی شرکت من انجام ندید گفتم یا نگفتم؟ نارو:گفتید قربان گفتید ژانر:اسمات_انگست_ارباب برده ای_امپرگ_کمی کمدی (خیلی کم شاید در حد فقط یه سه چهار خط حرف) وضعیت:در حال اپ روز های اپ:هر موقع نویسنده گشادیشو کنار بزاره و به مغزش فشار بیاره و از اونجایی که گشاده خیلی زیاد شما باید به بزرگی خودتون ببخشیدش امیدوارم خوشتون بیاد حمایتش کنید فیکشن من رو و اسمش رو برای دوستا و هر کسی که دوست دارید بدید تا اون ها
You Are My SUPERMAN  by hesta-detha
hesta-detha
  • WpView
    Reads 18,157
  • WpVote
    Votes 3,088
  • WpPart
    Parts 30
وقتی که پارک جیمین 17 ساله با معلم جایگزین موسیقیش فانتزی های جنسی میره !!...