💞🫶🏻
55 historias
But i'm only human [ Complated ] por Minhyunll
Minhyunll
  • WpView
    Lecturas 8,303
  • WpVote
    Votos 1,603
  • WpPart
    Partes 6
" داستان زندگی واقعیِ پارک چانیول و بیون بکهیون دو عضو اکسو که عشق بینشون به چشم بقیه اشتباهه و اونا مجبورن از هم فاصله بگیرن، نگاهشون رو از هم بدزدن و مژه‌های خیسشون رو پنهان کنن. اما احساس بینشون هر چقدر اشتباه... اونا دوستش دارن. و دوست داشتن هم وقتی نمی‌تونن بهم برسن، دردناکه. " کاپل: چانبک ژانر: روزمره _ رمنس _ انگست وضعیت: کامل شده
pretty boy (Persian Translation) por StylinMayne
StylinMayne
  • WpView
    Lecturas 438,490
  • WpVote
    Votos 70,453
  • WpPart
    Partes 104
[COMPLETED] niazkilam: من لیاقت تورو ندارم fakeliampayne: تو لیاقت بیشتر از من رو داری fakeliampayne: تو لیاقت تموم ستاره‌های آسمون رو داری Ziam Mayne Fan-Fiction #1
POETLESS CITY | شهـرِ بـی‌شاعـر por BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Lecturas 92,746
  • WpVote
    Votos 24,203
  • WpPart
    Partes 47
[کامل شده] [زیام] به اندازه‌ی شعرهایی که برای تو نگفته‌ام و بلد نبوده‌ام که بگویم و به اندازه‌ی شعرهایی که شاعرانِ دیگرت برای تو سروده‌اند، هنوز هم برای ستایشَت حرف‌های نگفته دارم.
Drowning In Your Breath por louismaboy
louismaboy
  • WpView
    Lecturas 178,166
  • WpVote
    Votos 30,354
  • WpPart
    Partes 52
راستش را بخواهی عشق، من هنوز هم امیدوارم حتی شاید امیدوارتر از امید هستم که هنوز هم لبخند می‌زنم که هنوز در آغوش می‌گیرم که هنوز وقتی یادت می‌افتم ناخودآگاه دستم می‌رود سمت شماره‌ات می‌نویسم «دلم برایت تنگ شده» گرچه شاید هیچ‌وقت جوابی نرسد شاید امیدوار هستم که هنوز لباس‌هایم نقش گل‌های داوودی دارند که هنوز نزدیک بهار مغازه‌ها را در پی نرگس‌ها می‌گردم تا خانه عطر تو را دهد که هنوز هم پای تو در میان باشد خود را پاک از یاد می‌برم شاید امیدوار هستم که هنوز هم عاشقم. که هنوز به عشق ایمان دارم. که هنوز به یادت می‌افتم.
HERMAN | هِــرمـان por BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Lecturas 39,768
  • WpVote
    Votos 9,000
  • WpPart
    Partes 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
Forest Boy [L.s] por sizartaDowneyJr
sizartaDowneyJr
  • WpView
    Lecturas 194,101
  • WpVote
    Votos 37,984
  • WpPart
    Partes 53
Highest rank: #1 Funny هری یه الهه ی تنهاست که تو جنگل بزرگ شده. اما چرا؟! و چه اتفاقی میوفته اگه بعد از دویست سال تنهایی، لویی و نایل اتفاقی پیداش کنن؟! ژانر: طنز و عاشقانه.
Lisztomenia | Teakook por meli_notes
meli_notes
  • WpView
    Lecturas 204
  • WpVote
    Votos 49
  • WpPart
    Partes 1
[ تهیونگ عزیزم برای روزی که دیگه در حوالی تو و این شهر پرسه نمیزنم، برای روزی که دیگه نمیتونم لمست و عشق رو بهت یادآوری کنم، هروقت دلتنگ شدی، دلتنگی و غمت رو برای من بنواز. بذار صدای روحت به گوشم برسه. قول میدم هرجا که باشم، برای گوش کردن به تو اونجا خواهم بود. متاسفم که نتونستیم تا ابد و یک روز کنار هم باشیم. تو برای من بنوازی و من برای تو بنویسم. امیدوارم یک جای دیگه، یک زندگی دیگه، دوباره کنارت باشم. با عشق؛ جونگ‌کوکِ تو]
𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒆𝒂𝒑𝒐𝒏(𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌) por RAHILRad2
RAHILRad2
  • WpView
    Lecturas 1,804,057
  • WpVote
    Votos 76,377
  • WpPart
    Partes 56
_اسـلـحـه_ نویسنده: راحیل کاپل: ویکوک ژانر: جنایی، دارک، اکشن، انگست، ماجراجویی، اسمات، رمنس خلاصه: فرمانده تهیونگ، عاشق دل شکسته ای که برای گرفتن انتقام قتل دوست‌پسرش تراشه ای رو می سازه که عاقبت همه‌اشون رو نامعلوم میکنه و جئون‌ جونگ‌ کوکی که ادعا میکنه فقط یک کافه‌داره و دوست دبیرستان تهیونگه وارد زندگیش میشه اما آیا واقعا جونگ‌کوک همونیه که نشون میده یا چیزهای دیگه ای توی فکرش داره؟
Cancer por REDneonlight
REDneonlight
  • WpView
    Lecturas 39,262
  • WpVote
    Votos 9,247
  • WpPart
    Partes 20
"بکهیون... محض رضای خدا. من می‌دونم که از زندگی چه‌چیزی میخوام. اینکه تو رو داشته باشم، خب؟ اما تو... تو نمی‌دونی. نمی‌دونی چه‌چیزی میخوای. از زندگی، من، حتی خودت! بهم میگی ازدواج کنم و بعد بابتش بازخواستم می‌کنی. من رو می‌بوسی و روز بعد میگی که عشقم احمقانه‌ست. ازم میخوای تمومش کنم و بعد شاکی میشی که چرا ازت دوری کردم... داری من رو به جنون می‌رسونی. داری کاری می‌کنی که از دستت خودم رو خلاص کنم، بکهیون!" [CHANBAEK × KAIHUN] [Angst × Slice of life]
••✴️Stigma✴️•• por SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    Lecturas 1,599,397
  • WpVote
    Votos 230,102
  • WpPart
    Partes 171
بکهیون یه پرستار ساده و خوش قلبه که یه روز موقع برگشتن از سرکارش توی کوچه چانیول رو در حالی که چاقو خورده و وضعیتش خیلی بده پیدا میکنه. بکهیون به درخواست اون پسر که بهش میگه به پلیس زنگ نزنه اون رو به خونه اش میاره و با وجود تمام اخلاق های بد چانیول ازش مراقبت میکنه... اما یه روز چانیول بی خبر میذاره و میره و بکهیون باور داره که محاله دوباره با اون پسر بداخلاق روبرو بشه... اگرچه که پدر چانیول اقای جئون که یکی از کارخونه دارهای برجسته کره اس از چانیول میخواد که به شخصی نزدیک بشه و باهاش طرح دوستی بریزه اما نمیگه چرا... و اون شخص بکهیونه... زندگی و سرنوشت دوباره مقابل هم قرارشون میده اما معلوم نیست قراره اخرش این رابطه عجیب به کجا برسه... 💢 ☠️فیکشن : استیگما #stigma ☠️کاپل ها: چانبک-ویکوک. هونهان ☠️ژانر: رمنس. جنایی . درام ☠️محدودیت سنی: 18+NC ☠️نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿