__completed__
من فریاد کشیدم...
فریاد کشیدم اما...
یه فریاد خاموش...
فریاد من به گوش هیچ کس نرسید...
نه تو و نه هیچ کس دیگه...
فریاد من خاموش بود...
تو نمی شنوی...
هیچ وقت نمی شنیدی...
البته حق داری، بین من و تو به اندازه ی یه دنیا فاصله ست، تو... پارک جیمین!
تو اینو هم نمی خونی، چون مهم نیست برات اما...
من فریاد کشیدم...
فریاد کشیدمو نشنیدی...
میدونم که چه باشمو چه نباشم حال تو خوبه، خندیدنتو کنارش دیدم... همیشه بخند باشه؟
این دخترِ لال دیگه نمیمونه تا خجالت بکشی...
کنار اون خوشبخت باش...
تو صدای اونو میشنوی، زمزمه هاشو هم می شنوی...
برعکس فریادای من...
اما پارک جیمین!
این فریادِ خاموش...
فریادِ خاموشِ عشق بود...
The silent cry of love
یا همون فریاد خاموش عشق(:
____________________
مشخصات فیک:
ژانر:عاشقانه ، درام ، مافیایی
کارکتر ها: پارک جیمین، هان جه هی و ...
وضعیت:کامل شده
نویسنده: iii_bts
از بچگی یه کتاب حس ت داشتم و دونه دونه حسرت هام رو تو کتاب مینوشتم (:مامانم میکفت سیع من این کتاب پر نشه و اگر پر شد با جبران کردنشون خالیش کن..اما اون دفتر پر شده گم شد..و حتی نمیتونم جبرانشون کنم...اما یه حسرت مونده که از ۱۵ سالگی تا الان همراهمه..اونم ..جیمینه...
نقش هایه اصلی:جیمین،ایرین،خانم کیم
ژانر:(نترسید هپی انده)کتاب خونه،درام
گایز حمایت فراموش نشه باشه؟؟
جنیس ، دختری که هیچ آشنایی ای با کی پاپ و بی تی اس نداره با جیمین یه تصادف بد و پر خسارت می کنه ولی به لطف دروغی که به جیمین میگه موفق میشه از دستش فرار کنه.
در واقع اون فکر میکنه برای همیشه از دست جیمین خلاص شده ولی...
▪▪▪▪▪▪ ▪
- اگه نزدیکی بیش از حد دوستت به اون دختری که میگی باعث ناراحتی و عصبانیتت شده ، اگه ته قلبت نمی تونی اجازه بدی دوستت بیشتر از این بهش نزدیک بشه و نمی تونی اون رو کنار دوستت یا هر کس دیگه ای تصور کنی ، اینو بدون که قطعا نسبت بهش بی تفاوت نیستی یا حتی... احتمالا دوستش داری. شاید حتی بیشتر از یه دوست معمولی.
جیمین دم گوشم زمزمه کرد : با توجه به حرفات... خیلی وقته که دوستت دارم جنیس.
فن فیکشن بی تی اس
نام : تصادف عشق
ژانر : عاشقانه ، کمدی
کاپل : جیمین x دختر
وضعیت : کامل شده
امیدوارم لذت ببرید 3>
همه چی از یه ترس بیجا شروع شد...اما از این ترس مسخره ممنونم که مارو به هم رسوند...اگه بازم به عقب برمیگشتم این ترس رو بیخیال نمیشدم و بازم تورو انتخاب میکردم...
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲
⤎ کیم تهیونگ مرد موفقی که توی هیچ چیز شکست نمیخورد و نمونه کامل یک انسان کامل بود، تنها توی یک چیز شکست خورده بود.
خانواده!
بعد از مرگ تنها همسر و معشوقش، مجبور بود دخترش کیم مینی، که مسئول مرگ مادرش بود رو بزرگ کنه.
بچهای سیزده ساله که تنها در طلب خواستن مهر پدری بود که بهش بیتوجهی میکرد.
اما با ورود به چهارده سالگی و پارک جیمینی که توی مدرسه باهاش آشنا شد، اوضاع رو خیلی جالبتر میکرد!
⋅───╼─╾───⋅
- تا حالا شده یک بار بغلت کنم؟ تاحالا شده سرت رو نوازش کنم؟ اصلا تاحالا شده تو رو "دخترم" صدا بزنم؟!
خودش جواب همه اینها رو میدونست. جواب همه این سوالهای بیرحمانه و شرمآور یک "نه" بزرگ بود!
- تو فقط خون منو توی رگهات داری ولی هیچوقت توجه پدرانه منو نداشتی و نخواهی داشت!
ᝰ Couple:
⤷ Kim Minnie x Park Jimin
⤷ Kim Taehyung x Park Soo yi
ᝰ Genre:
⤷ Romance
⤷ Angst
⤷ Dram
⤷ School Life