TaleBySunset
- Reads 4,127
- Votes 1,313
- Parts 13
وکیل پارک عجیبوغریبه! به رسم انگلیسیها کرم کتاب و به رسم فرانسویها جوهرخوار بهترین صفت برای این شخصه.
ییشینگ همیشه میگفت: «اگه مفهوم زندهای برای سحروجادو وجود داشته باشه چه مثالی بهتر از عموزادهی عزیزم که گرفتار شیطانی مثل بکهیون شد؟»
-روایت جوهرخواری که به نقاشی دیوانه دل باخت.-
.
میگفتن عزرائیل اگه یه روز تصمیم بگیره بره دوتا پا و دوتا دست بخره تا آدم شه ، دست و پای وکیل پارک رو قطع میکنه و پوست صورتش رو به عنوان ماسک به چهره میزنه.
.
-مرد شریفی بودی. مطمئنا از اون عصا قورت دادههای از خودمتشکر.
-و شاید تو ، همونی که جنازهی حقیر بنده رو در کالبد انسان شرافتمندی با خنجر فرو شده در شکم پیدا کردی؟
.
عنوان: رز سفید | Belaya roza -تلفظ روسی-
نویسنده: SUNSET | سانست
کاپل: چانبک ، سولی
ژانر: رمنس ، انگست
- مینی فیک ، کامل شده -