ZaraNiki
33 stories
یک عاشقانه تصادفی (فصل ۲) by fiction_crystal
fiction_crystal
  • WpView
    Reads 16,572
  • WpVote
    Votes 2,835
  • WpPart
    Parts 45
«من طلاق می‌خوام!» این حرف جان درحالی‌که تازه یک ماه‌ و نیمه ازدواج کرده، واقعا از ذهن به دوره! مگر اینکه یه دلیل گنده پشتش داشته باشه... و معلومه که دلیلی وجود داشت! بابای وانگ ییبو که ناگهان از ناکجاآباد پیداش شده بود و می‌خواست پدرناتنیش باشه تا اون دوتا کفتر عاشق رو با انگ "برادر" به هم بچسبونه! وضعیت آپ: تمام شده نویسنده: ♧Fatemeh ویراستار: 𝑴𝑨𝑺𝑼𝑴𝄢 ژانر: عاشقانه، روزمره، اسمات، فان تاریخ شروع: ۲۷ بهمن ۱۴۰۲ ساعت ۳:۲۰ جمعه
UNTAMAD  by mhy_ken2
mhy_ken2
  • WpView
    Reads 66,096
  • WpVote
    Votes 11,147
  • WpPart
    Parts 92
"پایان یافته" _UNTAMAD_ ماجرا از جایی شروع شد که شیائو ژان، روانشناس مشهور و موفق، قبول کرد تا مسئولیت روان درمانی وانگ ییبو رو به عهده بگیره. پسری که به هیچ چیز جز شب های طولانی و خیس با ژان فکر نمی‌کرد... 🎴ژانر: انگست/ روانشناسی/ اسمات ♨️ Writer: KN ♨️ Telegram Channel: @ukiyostory
Blue | Yizhan by WangYaoyen
WangYaoyen
  • WpView
    Reads 9,049
  • WpVote
    Votes 1,471
  • WpPart
    Parts 10
-تظاهر میکنم اتفاق نیفتاده و تو هم تکرارش نکن. +فقط چون چند سال ازت کوچیکترم؟ -چند سال؟ ییبو تو دوست بچه‌ی منی! ---------🐋--------- ᝰ𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: LSFY (yizhan verse), HaiJin ᝰ𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Angst, Romance, Slice of Life
Walking On Your Heart... [BJYX] by KangTerry_Girl
KangTerry_Girl
  • WpView
    Reads 7,245
  • WpVote
    Votes 1,740
  • WpPart
    Parts 17
SUMMARY: شیائو ژان مبصر خرخون کلاس که از قضا دوست صمیمیه لوهانه اون یه راز بزرگ داره...کراش زیادی که روی معلم هنر مدرسه داره؛ وانگ ییبو!که همه مسخ حرکات جذابشن . . آیا ژان ژان میتونه کراش رویایی اش رو برای خودش کنه؟؟ . . لوهان دانش اموز تنبل و شیطون کلاس که همه از دستش خسته شدن...با ورود معلم ریاضی جدید مدرسه تغییرات ناخوشایندی به وجود میاد که باب میل لوهان نیست . . اما چی میشه اگه لوهان اونی نباشه که بقیه فک میکنن؟؟ **** Type: BJYX COUPLE: YIZHAN/HUNHAN GENRE: ROMANCE/SCHOOL LIFE/SMUT/COMEDY/HAPPY END AUTHOR: MARYLU «COMPLETED»
Accursed(نفرین شده🍃) by littleHosna
littleHosna
  • WpView
    Reads 2,604
  • WpVote
    Votes 654
  • WpPart
    Parts 12
وقتی افسانه ها درباره ی تنبیه جادوگرها و گناهکاران حرف می زدند.. وقتی از نفرین هاشون حرف می زدند.. چرا همه خوشحال شدیم؟! چرا به این فکر نکردیم که ممکنه اونها اشتباه کرده باشند؟! (..اون پادشاه خبیث مجازات شد و فرشته ی مهربون برای همه ی خاندانش گردی از بدبختی پاشید) (..غول بدجنس و خانواده اش تبعید شدند و هیچکس از اونها دیگه حق اومدن به دنیای سرسبزی رو نداره!) چرا؟!..منم یک غول بدجنسم؟! منی که نفرین شدم تا مخفی بشم.. فرقی که نمیزاره رنگی از خوشبختی ببینم... ییجان❤💚 ژانر : رومنس/ انگست /هپی اند/تخیلی/فلاف
𝐼 𝐿𝑜𝑠𝑡 𝑇𝑜 𝑌𝑜𝑢...✍︎ by ll_yizhan_ll
ll_yizhan_ll
  • WpView
    Reads 14,681
  • WpVote
    Votes 2,509
  • WpPart
    Parts 27
خلاصه : وقتی نگاهشان باهم تلاقی کرد، جان لبخندی زد و گفت:بالاخره میفهمم کی هستی و مجبورت میکنم با میل خودت پا توی تختم بزاری وانگ ییبو، و ییبو با قفل نگاهشان در هم با خود گفت:تو سمی جان، و من اجازه نمیدم مسمومم کنی! کاپل: ییژان جان تاپ ✨ ژانر:رومنس،اسمات،خب بقیش بستگی به روند داستان داره 🙊💛 پایان.
𝐿𝑢𝑠𝑡 𝐺𝑎𝑚𝑒 / بــازے شــهوتـ by yizhan_castle
yizhan_castle
  • WpView
    Reads 8,923
  • WpVote
    Votes 1,339
  • WpPart
    Parts 20
𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒 : 𝑌𝑖𝑧ℎ𝑎𝑛 (𝑍𝒉𝑎𝑛 𝑇𝑜𝑝) 𝐺𝑒𝑛𝑒𝑟: 𝐹𝑎𝑛𝑡𝑎𝑠𝑦,𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒,𝑆𝑚𝑢𝑡,𝐴𝑐𝑡𝑖𝑜𝑛 𝑊𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝐴𝑟𝑚𝑎𝑡𝑖 200ســال تموم منتظر این لحظه بودم و بلاخــره وقتشه عوض بدید این اهریمنی که شدم رو مدیون شمام. .... ییبو: چرا من باید اون فرد باشــم؟! من از مردن میترسم!! .... ژان سرش رو بالا اورد و لـب هاش رو روی رگ گردن یـیـبـو گذاشت، صورتش جمع شد ولی لب هاش رو بهم فشرد تا صدایی از بینشون خارج نشه.. بعد از مک عمیقی که زد اولین خراش رو روی ترقوه اش انداخت و بــا زبونش رد خــون رو دنبال کرد.
The Depth of Ur heart ❤ by yizhan_castle
yizhan_castle
  • WpView
    Reads 2,638
  • WpVote
    Votes 517
  • WpPart
    Parts 12
Genre: Romance _ Smut _ Action ❤ Writer: Armati ❤ به نظرت چه حسی داره؟! اگه یه روز یکی پیدا بشه... یکی که با لمس نگاهاش روی تنت، به آتیش بکشونتت.. یکی که نامرده.. مرحمه.. زخمه.. دواس.. کشنده‌اس.. میخوایش دیگه نمیتونی که نخوایش.. و یهو تو میشی یه مازوخسیم که به دردهاش معتادی...
𝒊𝒕 𝒊𝒔 𝒏𝒆𝒗𝒆𝒓 𝒍𝒂𝒕𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒍𝒐𝒗𝒆🍶🔞 by Sadafm_Honarmand
Sadafm_Honarmand
  • WpView
    Reads 33,020
  • WpVote
    Votes 4,823
  • WpPart
    Parts 43
نام فیک: برای دوست داشتن هیچ وقت دیر نیست «It is never too late to love» ژانر: امگاورس، اسمات ، هیستوری ،دراما نویسنده : هنرمند کاپل : لان وانگجی و ویینگ ، وانگشیان نسخه امگاورس آنتمید #Untamed نویسنده فیکشن ییژان «#𝒔𝒆𝒙𝒚_𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆_𝒃𝒖𝒏𝒏𝒚» «کامل شده» ««+ غذا خوردی؟ - خوردم واقعیتش این بود که وانگجی نمیدانست چگونه سر صحبت را با او باز کند و فقط میخاست با او حرف بزند! ویینگ نیم نگاهی به وانگجی انداخت کمی در خودش جمع شد پاهایش را به هم نزدیک تر کرد نگاه ترسیده اش را به زمین دوخت. وانگجی خجالت زده دستش را به سمت چونه ویینگ برد و صورتش را به سمت خودش نزدیک کرد همزمان خودش نیز جلو تر آمد تا لبان سرخ اورا برای بار دیگر بچشد . لبهایش را به لب های او رساند و بوسه صدا داری ازشان گرفت . ویینگ چشمانس را محکم روی هم فشار داد گونه هایش داغ شده بود ، عرق سرد از پشت گردنش می ریخت ، قلب کوچکش دیووانه وار میتپید . وانگجی دستش را پشت گردن او برد و صورتش را نزدیک تر کرد و مک محکمی از لب پایینش گرفت . برای چند لحظه سرش را عقب برد تا چهره خجالت زده اش را ببیند . گونه های سرخ و لبای ورم کرده اش شهوت درونش را شلعه ور تر کرد این بار کمی خشن تر شود ....»»
¤change¤(completed) by reyhoon6
reyhoon6
  • WpView
    Reads 30,738
  • WpVote
    Votes 6,637
  • WpPart
    Parts 39
"همه چیز از یه تغییر شروع میشه" شیائو جان بخاطر فشار های روانی که بهش وارد شده قصد خودکشی داره اما در همین حوالی با وانگ ییبو رو به رو میشه!کسی که بی شک بیشتر نه اما کمتر از خودش دیوانه نیست! عاقبت این دو چی میشه؟از راز های همدیگه سر در میارن؟؟میفهمن پشت تمام این ماجرا ها چی بوده؟ منم نمیدونم بیاین ببینیم داستان چی میگه... کاپل:ییجان(ییبو تاپ) ژانر:رومنس،اجتماعی،روزانه،اسمات،کینکی