(کامل شده)
*ژانر: اکشن، ماجراجویی، انگست
کاراکتر:مینگیو، دوکیوم، اسکوپس، جونگهان*
ما عاشق تاریخ بودیم، عاشق هر اونچه که گردوخاک زمان روی اون نشسته بود.
عاشق هراونچه که از گذشتههای دور سخن میگفت و عاشق هر اونچه که به تمدنها مربوط میشد.
در این میون چیزی که همیشه توجهمون رو جلب میکرد قربانی کردن آدمها بود.
من و سوکمین هرگز فکرش رو نمیکردیم که یک روز با ظهور فرقهای به اسم فرقه آتش تمام خانواده و دوستانمون رو میون شعلههای آتیش گرفتار ببینیم. فکرش رو نمیکردیم که تحت رهبری ولیعهد مخلوع آماده نبرد بااون گروه بشیم.
ماهرگز تصورش رو نمیکردیم که یک روز حتی خودمون هم قربانی افکار مریض و زیادهخواه اون فرقه بشیم.فرقهای که شعلههای سوزانش کل کشور رو اون هم در قرن ۲۱ واوج تمدن خاکستر کرد...
🔖نام: ریسمان آبی
🔖کاپل: سوکسو/جونگچول
🔖ژانر: فانتزی/امگاورس
🔖وضعیت: در حال اپ
🔖قسمتی از داستان:
الهه سرنوشت همیشه میت ها رو با یک نخ قرمز به هم پیوند میده ولی سالها پیش پس از اتفاقاتی که برای اجدادمون افتاد برای محافظت از اونها به ما نخ ابی هدیه داد نخی که برای محافظت از ما بود، به مرور زمان دیگه چیزی به جز یه نفرین که ما رو از جفت هامون جدا میکرد حساب نمیشد.
💎شروع: 2024/02/24
💎اتمام: --/--/----
💎روز ها آپ: --
سال 2030 ،ازدواج همجنسگرایان در کره جنوبی به طور رسمی قانونی شد. با این حال، هنوز هم کسانی هستند، که با این قانون جدید مخالفند.که لی سوکمین یکی از اونهاست
.............
"این دیوونگیه!! میخوای بگی که برادرت زمین پدرتون رو به یه گی فروخته در حالی که میدونه تو یه هوموفوب درجه یکی؟"
............
"خوب گوش کن هونگ جاشوآ، من ...زمین پدرم رو هر طور که شده ازت پس میگیرم و اجازه نمیدم اونو تبدیل به فضای باز برای ازدواج یه مشت لجن کنی،فهمیدی؟ اینو یه هشدار جدی در نظر بگیر!!"
............
"آقای سوکمین، من به شما پیشنهاد میکنم که به جای این کارها، سعی کنید با شرایط جدید کنار بیایید. وگرنه فقط خودتون رو اذیت میکنید."
..........
وقتی لی سوکمین هوموفوب، در جدالی حقوقی
بر سر زمین با هونگ جاشوآ قرار میگیره.
ایا احتمال داره جرقهای غیرمنتظره زده شه..
و عشق بین اون دو صورت بگیره؟
-------------------
𓏲࣪ 🪽𝑛𝑎𝑚𝑒: Homophobic
⠀°──── 𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲: romance+18 / comedy
⠀⠀⠀⠀°──── 𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲: seoksoo
⠀
⠀⠀⠀°──── 𝘄𝗿𝗶𝘁𝗲𝗿: mir & V
⠀⠀⠀⠀
●-------------------
🔝 : Joshua
STARTED: 03/3/2024
ENDED: / /
جونگکوک اصلا فکرشم رو هم نمیکرد همچین اتفاقی تو زندگیش بیوفته.......وقتی چشاشو باز کردو خودشو جای دید که تو ذهنش تصور نکرده بود...کشوری که به زبان فارسی حرف میزدن و تاحاله اونجا نیومده بود.......
چی میشه اگه تو زمان سخت زندگیش یه دختر نجاتش بده؟.....اونم یه دختر خاص از نظر اون....
چی میشه اگه برای اولین بار قلب سرد جئون جونگکوک برای یه دختر بتپه؟
دختری که از تمام داشته هاش گذشت تا اونو برگردونه خونش.....
جئون وقتی فهمید دیگه نمیتونه اون دختر رو ببینه که کار از کار گذشته بود.....دیگه نه اون دختر بود .....و نه دلیل زندگیش.........اما داستان اینجا تموم نمیشه.............
این فیک از ذهن منحرف نویسنده نوشته شده و همش تصورات یک آرمیه مریضه
امیدوارم لذت ببرید😊
شخصیت های اصلی:نابی ، جونگکوک
شخصیت های فرعی:نامجون،جین، شوگا،جیهوپ،جیمین، تهیونگ
__completed__
_حالا چی میشه؟
دستمال خونیو از دست دخترک گرفتو به گوشه ای پرت کرد، وقتی اونو کنارش داشت حتی حس نمی کرد که جای زخمای روی صورتش درد می کنه... دخترو روی پاش نشوندو موهاشو بویید، گفت:
_نمیدونم... ولی هیچ وقت از دوست داشتنت دست بر نمیدارم!
سویونگ لبخند زد، گونه ی کبود شوگا رو نوازش کردو گفت:
_حتی اگه بکشنمون؟
شوگا تلخ خندید، چشاش بسته بود وقتی زمزمه کرد:
_حتی اگه بکشنمون...
__________________________________________
مشخصات فیک:
کارکتر ها: شوگا، سویونگ، ...
ژانر: عاشقانه، درام، دختر پسری
وضعیت: کامل شده
نویسنده: iii_bts
کیم تهیونگ یه پسر خوش گذرون و دختر باز حالا گیر دختری میوفته که در اصل خیلی سوییتو کیوته ولی تو ظاهر خشک و شاید خشنه!؟
ووت، کامنت و معرفی به دوستاتون فراموش نشه...
سناریوهای دخترپسری از تمام اعضا...
¤ ️وقتی کوکی که یه آیدلِ مشهورِ، میفهمه ازش حامله شدی...
¤ وقتی تهیونگ یه خونآشامه و تو معشوقهای که شیفته و دلباختهشی...
¤ وقتی جیمین با اعضا دعواش شده و اومده پیش تو تا آرومش کنی...
¤ وقتی از ناپدریت کتک خوردی و هوسوک متوجه میشه...
¤ وقتی اطلاعات مهم مینیونگی رو اشتباهی پاک میکنی و کینکهای ددی بودنش برمیگرده!
¤ وقتی نامجون یه بادیگارد و تو از این شغل خطرناکش ناراحتی...
¤ وقتی قراره اولین دفعه توی بار سرویس بدی و جین [متصدی بار] بهت بوسیدن رو یاد میده...
و بیش از ۵۰ سناریو با موضوعات مختلف از همهی اعضا...
به قلم ایوا🍃
چی میشه دست سرنوشت لیدر بهترین بوی بند جهانو تو راه دختری بزاره که از همه جا طرد شده؟؟
وضعیت: تمام شده ✅
ووت فراموش نشه پلیزززز🥺🤍
منتظر نظرهای قشنگتون هستم🥺😍
خلاصه : دختری که اینترنت خونه اش قطع میشه و به رمز وای فای همسایه بغلیش ، پارک جیمین احتیاج داره؛ ولی جیمین که
همینجوری رمزش رو بهش نمیده.
-استریت جیمین
-جو هورنی
-دختر قحطی زده 😂
-ترجمه شده توسط خودم 🌝
-کردیت trashjar