so_young_13's Reading List
15 stories
LOVER|KOOKMIN|Full by Jimin_philia
Jimin_philia
  • WpView
    Reads 16,789
  • WpVote
    Votes 1,697
  • WpPart
    Parts 7
اون مرد عاشق شکستن استخون‌های بقیه‌اس ولی عاشق وقتیم هست که میره خونه و استخون‌های معشوقش رو می‌بوسه. . . ⋆ ─𝖭𝖺𝗆𝖾: Lover ⋆ ─𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Criminal-Mystery-Drama ⋆ ─𝖢𝗈𝗎𝗉le: Kookmin ⋆ ─𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: Moon ⋆ ─Part: 7 این کار توی چنل @Bangtanblue در تلگرام هم اپ شده!!
serendipity(ترجمه شده) by mijoo105728
mijoo105728
  • WpView
    Reads 48,250
  • WpVote
    Votes 5,432
  • WpPart
    Parts 41
همه چیز برای امگا جیمین و الفا جونگ‌کوک از جایی شروع شد که جیمین به عنوان پرستار وارد اون خونه شد کاپل:کوکمین ژانر:امگاورس،امپرگ نویسنده:jikookun_dudaklari@ مترجم:mijoo105728@
Ciara | kookmin by Darya_novel
Darya_novel
  • WpView
    Reads 21,323
  • WpVote
    Votes 3,932
  • WpPart
    Parts 33
در جهانی پر از توطئه و خون و پیوند، جونگکوک شاهزاده کشور کره،آلفایی در آستانه ازدواج، باامگایی ملاقات میکنه که قراره سرنوشتشو عوض کنه.امگایی ساکت و خاموش، به رنگ برف و افسانه ای... عشق پر رمز و راز و دراومده از دل تاریخ! مطمئنم این فیکشنو هیچ جایی نخوندی😉 کاپل اصلی:کوکمین ژانر:امگاورس/درام/انگست/تاریخی/امپرگ/فانتزی/عاشقانه/اسمات تا اخر همراهم باشین عشقولیا...
Jeon Family | kookmin by BlackRami
BlackRami
  • WpView
    Reads 24,224
  • WpVote
    Votes 3,502
  • WpPart
    Parts 32
داستان شیرین خانواده‌ی کوچیک جونگکوک و جیمین به همراه بچه‌هاشون یعنی هانا و سوبین با حضور افتخاری چوکو🌈❤ ___________________________________________ ●Main Couple ↬ [Kookmin] ●Side Couple ↬ [Namjin / Taegi / J-hope×Girl] ●Genre ↬ [Romance / Comedy / Omegaverse / Fluff / Slice of life / Drama / Family / Mpreg / Smut🔞] ●Written by ↬ [Rami🦋] ___________________________________________ +"سلام من برگشتم خونه" _"عزیزم" هانا: "پاپا" سوبین: "بابایی" چوکو: "هاپ"
Aroosak  by TinaEs8
TinaEs8
  • WpView
    Reads 12,694
  • WpVote
    Votes 1,359
  • WpPart
    Parts 5
کوک پسر بزرگترین رییس مافیا که بعد از یه تعطیلات برمیگرده خونه و زندگیش عوض میشه کاپل : کوکمین ، نامجین ، سپ ژانر : فیک چت ، مافیا داستان کوتاه تعداد پارت : ۵
fell for a playboy  by nana_bl_navel
nana_bl_navel
  • WpView
    Reads 12,106
  • WpVote
    Votes 1,119
  • WpPart
    Parts 6
«تمام شده» جیمین فقط یه جا برای موندن می‌خواست، نه یه پلی‌بوی داغ که هر شب ناله‌ی یکیو دربیاره! ولی خب ظاهرا قرار نیست همه چی به میل اون پیش بره، حالا مونده با یه قلب عاشق، یه هم‌خونه‌ی سکسی، و کلی سوال بی‌جواب: بجنگه یا فرار کنه؟ kookmin بفرمایید یه مولتی شات کیوت 😍 نویسنده: نانا
𝑯𝒚𝒖𝒏𝒈 𝒐𝒓 𝑴𝒂𝒕𝒆 by koomini13
koomini13
  • WpView
    Reads 45,082
  • WpVote
    Votes 5,989
  • WpPart
    Parts 19
• 𝑵𝒂𝒎 𝒇𝒊𝒄𝒕𝒊𝒐𝒏 : 𝐇𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐨𝐫 𝐦𝐚𝐭𝐞❦ • 𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐜𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝑲𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏✞ • 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 , 𝐒𝐦𝐮𝐭 , 𝐈𝐧𝐜𝐞𝐬𝐭, 𝐌𝐩𝐫𝐞𝐠 ,𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬 , 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚❦ زمان آپ نامعلوم 🖤🧸
𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞|آفرودیت  (𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧) by ll_Hanalia_ll
ll_Hanalia_ll
  • WpView
    Reads 99,306
  • WpVote
    Votes 11,416
  • WpPart
    Parts 52
▪︎اگه خواستنِ تو دیوونگیه، عاقل بودن حماقته! [ جئون جونگکوک، وارثِ یه خانواده سُنَتی و معروفه. اما آشناییش با پارک جیمین، افکار کلاسیکش از رابطه و ازدواج رو بهم میریزه! ] ▪︎تکمیل شده ▪︎couple: kookmin ▪︎Ganer: dram,romance,friends,smut ▪︎writer: Hanalia شکارچی شب در حال آپ...
Barkarole by Cruellalove
Cruellalove
  • WpView
    Reads 84,109
  • WpVote
    Votes 15,859
  • WpPart
    Parts 53
←[کامل شده]→ - تو مثل رز سیاهی. + چرا رز سیاه؟ - فکرکنم دلیلشو خودت خوب بدونی... جیمین دیگه اون امگای آروم و شاد و سرزنده‌ی چهار سال پیش نبود. بعد از گذشت سه‌سال توی سازمان، که حاصلی جز درد و رنج تمام‌نشدنی نداشت، حالا درست مثل یک گل رز یخ زده به پایگاه پناه آورده بود؛ جایی که تبدیل به مکان امنش شده بود. ولی مکان امنش میتونست تغییر کنه و جاش رو به میون بازوهای اون پسر مافیانمای خرگوشی بده؟ "از اخرش معلوم میشه زمین جهنم یک سیاره دیگه‌است..." ژانر: امگاورس، انگست، رومنس، اسمات. کاپل: کوکمین. #🥇 in JUNGKOOK #4 in JIMIN #1 in Jikook #1 in Kookmin #1 in vmin #2 in smut
𝑫𝒆𝒋𝒂 𝒗𝒖 by im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Reads 41,499
  • WpVote
    Votes 7,091
  • WpPart
    Parts 39
𝐃é𝐣à𝐯𝐮 ژانر : فانتزی(خون‌آشامی) / تخیلی/عاشقانه "من...یه هیولام؟" "تو یه فرشته ای" بدون تردید جواب داد و به ارومی سرش و به سمت پسرک برگردوند. جیمین همچنان به سقف بالا سرش خیره بود. "ولی میتونم تبدیل به یه هیولا بشم" "نه تا وقتی که منو کنارت داری" بالاخره نگاهش و از سقف فرسوده که از سوراخ های کوچیکش پرتو های ضعیف نور به داخل درز کرده بود گرفت و به چشم های خسته جونگکوک خیره شد. "از دستم عصبانی؟" "انقدر زیاد که میتونم همه جا رو به آتیش بکشم..." به ارومی دستش و بلند کرد و با انگشت اشاره اش تره ای از مشکی های براق جونگکوک و به عقب فرستاد. "پس چرا انقدر ارومی؟" "چون واسه عصبانی شدن باید اول بخشیده بشم..." "بخشیدم...حالا ازم عصبانی شو!"