Gotta read soon (bts)
107 kuwento
Black sea [Vkook,Yoonmin,Namjin Au]~Completed~ ni Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    MGA BUMASA 135,918
  • WpVote
    Mga Boto 17,136
  • WpPart
    Mga Parte 39
🌊دریای سیاه🌊 [کامل شده] دست هایش به رنگ خون آغشته شده...گونه هایش به رنگ اشک... چشم هایش فریاد میکشند و لب هایش بر هم دوخته شده اند.. این دریای سیاه دریا نبود، مرداب بود، باتلاقی بود برای فرو بردن احساساتش.. او مانده بود بی عشق، بی روح، بی جسم، او مانده بود بدون او.. ~~~ "گریه نکن. مردم فقط توی فیلما به خاطر عشق می میرن" "من اونو کشتم، برای عشق تو. پس کشتن خودم هم برام کار سختی نیست" "نمیتونی منو دوست داشته باشی.حتی اگه بتونی...من نمیتونم عاشقت باشم...." • ~ • ~ • ~ بخش اول دوگانه ی Color nature • ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات • کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین • کاپل های فرعی: چانبک، سکرت • نویسنده: @Sheix_12 چنل: @yoonmin_area • تاریخ شروع: 2 آگوست 2019 • وضعیت: کامل شده • تاریخ پایان: 29 فوریه 2020 highest rank so far: #1 in یونمین #1 in تهکوک #1 in بی‌تی‌اس #1 in نامجین #1 in Fiction #1 in Angst #1 in Yoonmin #1 in Romance #2 in Suga #2 in Jimin #2 in Namjoon #2 in Hoseok #3 in ویکوک #3 in Yoongi #3 in Namjin #3 in Jhope and...more
Bruised sky [Yoonmin, Vkook, Namjin Au]~Completed~ ni Bts_fics_Ir
Bts_fics_Ir
  • WpView
    MGA BUMASA 82,413
  • WpVote
    Mga Boto 12,030
  • WpPart
    Mga Parte 45
🖤آسمان کبود🖤 [کامل شده] [فصل دوم فن فیکشن دریای سیاه] گفت: "بخاطر خودت از تو دست کشیدم،برای اینکه بیشتر آسیب نبینی!" مثل این می موند که تو دریا غرق بشم و آخرین تلاشهاش رو هم برای نجاتم دریغ کنه! چطور میشد بدون اون آسیب نبینم؟ انگار نمی دونست آینده ی آرزوهام به بودنش بنده! دست هامو در حین غرق شدن رها کرد تا آسیب نبینم! چه توجیه احمقانه ای... ~•~•~• • ژانر: رمنس، درام، انگست، اکشن، اسمات • کاپل های اصلی: یونمین، ویکوک، نامجین • کاپل های فرعی: چانبک، سکرت • نویسنده: @Sheix_12 چنل: @yoonmin_area • تاریخ شروع: 1 مارچ 2020 • وضعیت: کامل شده • تاریخ پایان: 24 نوامبر 2020 highest rank so far: #1 in Angst #1 in Crime #1 in ویکوک #1 in یونمین #1 in نامجین #1 in Romance #1 in Jimin #2 in تهکوک #2 in Taekook #2 in Yoonmin #2 in Namjoon #2 in Hoseok #3 in Yoongi #3 in Vkook #3 in bts
☁️NEPHOPHILE☁️ ni silvia_wr
silvia_wr
  • WpView
    MGA BUMASA 134,073
  • WpVote
    Mga Boto 23,848
  • WpPart
    Mga Parte 48
⚡تمام شده⚡ ☁️𝑵𝒆𝒑𝒉𝒐𝒑𝒉𝒊𝒍𝒆(کسی که عاشق ابرهاست)☁️ گول اول فیک و نخورید، خطر حمله قبلی بر اثر انگستی زیاد❌اگه خودآزاری دارید و مثل من میخواید قلبتون بیاد تو دهنتون از درد بخونیدش‼️ ☁️خلاصه: چند وقتی میشه برای آموزش آلفای ولیعهد《تهیونگ》، فرمانده‌ی جوان 《جئون جانگکوک》مسئولش شده. اما خب تهیونگ زیادی از سرد و خشک بودن او آلفا بدش میاد. در کل تهیونگ نه عاشق جنگه و نه چیزای رزمی، اون عاشق اینه که یه جا بشینه و داستاناش رو بنویسه. و البته که عاشق ابرا هم هست. بالاخره یه روز یکی از داستانای عاشقانه رو توی کیف جئون قایم می‌کنه و به بهانه‌ی دفتر، جانگکوک و با صد و پنجاه تا ضربه شلاق مجازات می‌کنه. اما چی میشه اگه لحظه‌های آخر دلش‌پیچ و تاب بخوره و بعد از صدمین شلاق جلوش رو بگیره؟ _داستان هپی انده_ ☁️𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐍𝐞𝐩𝐡𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐞 ☁️𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐨𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬, 𝐦𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐡𝐢𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐜𝐚𝐥, 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐬𝐭 ☁️𝐌𝐚𝐢𝐧 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐤𝐨𝐨𝐤𝐯 ☁️𝐀𝐧𝐨𝐭𝐡𝐞𝐫 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐍𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 - 𝐘𝐨𝐨𝐧𝐒𝐞𝐨𝐤 - 𝐘𝐢𝐳𝐡𝐚𝐧 ☁️𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝐛𝐚𝐧𝐨𝐨𝐲𝐞 𝐝𝐞𝐥𝐥 ☁️𝐔𝐩: 𝐒𝐚𝐭𝐮𝐫𝐝𝐚𝐲
Forced love|KOOKMIN ni koomini13
koomini13
  • WpView
    MGA BUMASA 135,833
  • WpVote
    Mga Boto 12,826
  • WpPart
    Mga Parte 37
Completed♠️⚡️ جیمین پسری 18 ساله که در تلاشه برادر کوچیکترش جیهوپ پسری مثل خودش نشه که پدرش ازش ناامید بشه ولی همچی از زمانی که پاشو به سئول محل تولدش میزاره بهم میریزه.. جونگکوک پسر خودخواه و پولدار که با سن 18 شرکت و همراه دوستاش(تهیونگ و چانیول) اداره میکنه و همزمان مدرسه میره با دیدن پارک جیمین تو مدرسه نقشه هاش و عملی میکنه نقشه هایی که دوسال برنامه ریزیشون کرده بود تا دوباره پارک جیمین رو ملاقات کنه چی باعث بهم ریختن برنامه هاش میشه!!؟ •─────⋆─────•
Trafalgar || Yoonmin ~ Completed  ni millennium_story
millennium_story
  • WpView
    MGA BUMASA 105,827
  • WpVote
    Mga Boto 20,260
  • WpPart
    Mga Parte 55
'یک روز تو هم با نگاهت بهم التماس می‌کنی که باورت کنم...' 《کامل شده》 کاپل: یونمین، تهکوک، نامجین ژانر: تاریخ معاصر، عاشقانه +اسمات By: Augustida
Tell Me A Story ni kingripper_stories
kingripper_stories
  • WpView
    MGA BUMASA 128,320
  • WpVote
    Mga Boto 9,701
  • WpPart
    Mga Parte 40
نام فیک: یه قصه برام بگو📖 ژانر: ددی کینک،درام،اسمات🔞 کاپل: کوکمین👨‍❤️‍💋‍👨یونمین،نامجین وضعیت: کامل شده نویسنده: King Ripper🍷
𝐋𝐨𝐯𝐞 𝐑𝐢𝐯𝐚𝐥 [𝐓𝐚𝐞𝐤𝐨𝐨𝐤] ni Aisoluna
Aisoluna
  • WpView
    MGA BUMASA 131,801
  • WpVote
    Mga Boto 14,375
  • WpPart
    Mga Parte 20
[ completed ] |رقیب عشقی| کاپل: تهکوک (ورس) ژانر: رمنس | درام | انگست | اسمات کیم تهیونگ از دیدن هر روزه ی کارآموزِ گستاخِ شرکت با اون لبخندهای رواعصابش که دلِ دختر موردعلاقه اش رو برده بود متنفر بود. جئون جونگ کوک تنها آدمی بود که تهیونگ به شدت ازش نفرت داشت، رقیب عشقیِ عوضی و خوش قیافه اش!
His Eyes. ni qzll_hn
qzll_hn
  • WpView
    MGA BUMASA 8,931
  • WpVote
    Mga Boto 1,848
  • WpPart
    Mga Parte 8
- راستی...امروز یه دست فروش دیدم نزدیک داروخونه! گل میفروخت...میخواستم برات نرگس بخرم اما اون فقط نرگس زرد داشت...گفت فردا حتما برام یک بسته نگه میداره! کاپل : ویکوک ژانر : رمنس ، انگست ، روزمره
Van Gogh was his god! • [Completed] ni amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    MGA BUMASA 95,887
  • WpVote
    Mga Boto 15,777
  • WpPart
    Mga Parte 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
OUR EPIC LOVE  ni yektarita
yektarita
  • WpView
    MGA BUMASA 75,244
  • WpVote
    Mga Boto 9,579
  • WpPart
    Mga Parte 20
خب داستان عاشقانه ،اسمات و تاریخیه . اینکه توی اون قصر جانگکوک و تهیونگ از بچگی عاشق هم بودن و خب نگیم از کارایی که توی بچگی انجام دادن . . . . بعد از چند سال همیدگه رو میبین و دوباره عاشق هم میشن ولی .... . . . _ شاهزاده خواهش میکنم بس کنید . ولی اون بدون اینکه چیزی بگه زبونشو روی ترقوه ی سفید و نازکش گذاشت و به پسری که زیرش پیچ و تاب میخورد نگاه کرد. _ دلم واست تنگ شده بود عشقم 💦💦💦💦🔞🔞