Finish book🌆
4 hikaye
Smile in Pain  (VKook)  tarafından nazafarin_
nazafarin_
  • WpView
    Okunma 28,302
  • WpVote
    Oy 4,819
  • WpPart
    Bölüm 15
- اسم بابابزرگت چیه؟ + کیم تهیونگ... آقای کیم الان دیگه پدربزرگ شده. پسرش انگار فراموشش کرده و نوه‌ش بعد از سال‌ها قراره یه هفته پیشش بمونه و چی بهتر از این که توی این مدت براش داستان عشق اولش و اون پسرِ خرگوشی رو تعریف کنه؟ این فیک حول محور خاطرات گذشته و اتفاقاتی در حال که به همون خاطرات مربوط میشن می‌چرخه و داستان مردی غمگین رو دنبال می‌کنه که به خاطر دیگران، همیشه لبخند روی لبش بوده و سختی‌ها رو تحمل کرده. اما اگر این درد‌ها روزی غیر قابل تحمل بشن قراره چه اتفاقی بیفته؟ فیک ⊸ با درد لبخند بزن ⊱ ژانر ⊸ درام، رومنس، انگست ⊱ کاپل ⊸ VKook
+4 tane daha
Van Gogh was his god! • [Completed] tarafından amaraaa_7
amaraaa_7
  • WpView
    Okunma 99,476
  • WpVote
    Oy 16,008
  • WpPart
    Bölüm 45
•Name: Van Gogh was his god! •Couple: Vkook •Sub couple: Hopemin •Writer: Amara •Genre: Romance, Angst, smut •Channel: @papacita01 ~•Teaser: _چرا هیچ وقت از ته دلت نمیخندی؟ از اون لبخند‌هایی که به چشمات میرسن و برق خوشحالی رو توشون روشن میکنن! سرش رو تکون داد و از پنجره به زمستونی که سفره‌ی سفیدی و غم‌هاش رو روی سر شهر پهن کرده بود، خیره شد: _من تفاله‌های باقی مونده از تنهایی‌های یک نقاش دیوانه‌م... حاصل مرگ بی‌رحمانه‌ش توی تنهایی... چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی فراموش کردم که چطوری باید زندگی کنم؟ من همه چیز رو فراموش کردم، دوست داشتن رو، فکر کردن، نقاشی کردن و حتی فریاد زدن... خیلی وقته مردم... مرده‌ها که لبخند نمیزنن!
+6 tane daha
Somebody to love | persian translate tarafından ycsmlms_wtp
ycsmlms_wtp
  • WpView
    Okunma 264,995
  • WpVote
    Oy 32,237
  • WpPart
    Bölüm 48
|تکمیل شده| دو وکیل در قرن ۱۹ میلادی به هم دیگه علاقه مند میشن اما مشکلات زیادی سر راهشون قرار میگیره. هردوی اونها متاهلن و جامعه ی اون زمان، درکی از عشق بین دو همجنس نداره...
⌞ 𝘼𝙡𝙚́𝙭𝙞𝙩𝙝𝙮𝙢𝙞𝙖 ⌝ tarafından ovismoon
ovismoon
  • WpView
    Okunma 19,088
  • WpVote
    Oy 2,590
  • WpPart
    Bölüm 15
↳Alexithymia ↰ اتمام ↢ " ناتوانی در درک و بیان احساسات " ↢ " نمیبخشمت ↢ به خاطره تمام خنده هایی که از لبهام گرفت ↢ ولی میبخشمت ↢ به خاطره عشقی که در قلبم حک کردی " ↢ تهیونگ پسری که از بیماری آلکسی تایمیا رنج می بره و چی می شه اگه یک روز با یک رمان به نام " عشق " مواجه بشه ؟؟ عشق براش چه معنی می تونه داشته باشه ؟
+8 tane daha