- I think a piece of the moon that is not in the sky in your hair.
- فکر میکنم تیکه ای از ماه که تو آسمون نیست توی موهای توعه لویی.
----------------------------------------
1660 - London
Sad End
Complete
بر اساس یک سلسله ی واقعی
Vampair-Historical
Larry-Ziam
به قلم : sami
𝘭𝘢𝘳𝘳𝘺 𝘴𝘵𝘺𝘭𝘪𝘯𝘴𝘰𝘯
{کامل شده}
خلاصه ی کتاب:
هری توی تاریکیه و درد و استرس بخش جدا ناشدنی وجودشه. به خاطر گذشتهاش مرتب دچار حمله عصبی میشه. این باطنشه. و هری یک بازرسِ پلیس وفادار به قانونه.
لویی راهش خلاف جهت هریه. و این باطن و ظاهرشه، درست مثل آرامش و نوری که به تاریکیِ هری میده.
برشی از کتاب:
" ... و این یه حقیقته. اون آتیش بخش بزرگیش صرفَ مصدر "شدن"ئه. تنها شدن. بیمار شدن. عاشق شدن. دلتنگ شدن. خسته شدن. نابود شدن. همه چیز بوی درد میده و همه ی این فعل ها توی زندگی کوتاه هری صرف شدن. زندگی کوتاهی که هیچ لحظه ی طولانی دیگهای نداشت که به هری برای فکر کردن و تردید کردن قرض بده..."
هری پسریه که بخاطره از دست دادنه پدر و مادرش دوسته خانوادگیشون جیمز مراقبشه و هریو مثله بچه خودش دوست داره
هری هرروز تویه جنگل قدم میزنه همچی خوب بود تا اینکه یه روز چیزی تویه جنگل چیزی دید ...
اون چی بود؟
[{کامل شده}]
برای این که تو مسابقه بزرگ آشپزی ایتالیا شرکت کنی نیاز داری یه سر آشپز موفق تمام فوت و فن پاستا پختن رو بهت یاد بده
و چه سر آشپزی میتونه بهتر از لویی تو یک ماه از هری یه ستاره برای آشپزی ایتالیا بسازه؟؟
Lou, top
Happy ending
°°^^{Cover by notoriouse} °°^^
تاریخ شروع :
22 اسفند هزار و سیصد و نود و نه.
1 #boyxboy
1 #harry