نگاهش رو به عمق چشمایش داد و با صدای آرومی گفت : میگی عاشقی...چرا الان ؟ چرا وقتی که با تمام وجودم میپرستیدمت همچین حسی نداشتی چرا وقتی برای کوچک ترین محبتت خودمو به آب آتیش میزدم ندیدیم الان یادت اومد که عاشقم شدی بعد از خیانتت بعد از اینکه نابودم کردی؟
.....
ژانر ؛ عاشقانه/رومانتیک/درام/اسمات/ غمگین
تعداد پارت ها ؛ نامعلوم
نویسنده ؛ Hanmin
دستش را خشن میان شیار کصش کشید: لذتی نبردی؟
میان پایش هنوز مرطوب بود
چوچولش را فشرد و خیره ی چهره ی جمع شده از درد هلن شد: میخواستی نجات پیدا کنی؟
نمیخواست
خودش که میدانست نمیخواست
به نفس نفس افتاد: نه
لبخند زد: دختر هورنیه من
لبانش را به دندان کشید و ناله های هلن در دهانش خاموش شد
دستان نوازشگرش بدنش را طی میکردند: یکی از آثار هنریمی هلن!
زبان روی ترقوه اش کشید: همون قدر ظریفو شکستنی
کمرش پیچو تاب میخورد: پس چرا باهام ظریف رفتار نمیکنی؟
دستانش دور پهلوهایش قرار گرفتند: اول باید شکل پیدا کنی
همونطوری که میخوام
پای کشیده ی هلن روی شانه ی دیان قرار گرفت: شکلم بده
همین الان!
دوست دارم زبونت شکلم بده
"اگه برده م بودی بلایی سرت میاوردم که تا چند روز نتونی راه بری!"
عشق یا شهوت؟
برای اشلی ، پورن استار بی دی اس ام، شهوت تنها چیزیه که معنی داره.
و مارگارت در فرار از رابطه ی قبلیش با اشلی آشنا میشه و هردو تصمیم میگیرن رابطه ای تنها بر پایه ی شهوت رو شروع کنند.
آیا مارگارت بعد از زخم بزرگش از عشق قبلیش هیچ وقت میتونه دوباره عاشق شه؟
و چرا همه به مارگارت هشدار میدن که اشلی خطرناکه؟
تگ ها: بی دی اس ام، اسمات، لزبین، باتم قدرتمند، رومنس، سکس پارتنر
-- رمان صحنه دار برگهای رقصنده داستان زنی هست به نام سها که ماجراهای مختلف عشقی و سکسی براش پیش میاد
توصیه می کنم فقط بزرگسالان این رمان رو بخونن چون دارای صحنه های باز و توصیفات جزئی از سکس و شهوت هست
داستان از خاطرات دانشگاه و شیطنت های شهوانی سها شروع میشه تا عاشقی و ماجراهای جذاب دیگه ...
یه پارتشو بخونی میخکوب میشی 🔥
نام فیک ( تناسخ زمان )
«جئون جونگکوک»، آیدل محبوبی که جهان زیر پاهایش است، با یک قضاوت ناعادلانه در مورد زندگی یک مادر، با چرخشی پیشبینی نشده در سرنوشت روبرو میشود. او در مرز باریک بین واقعیت و رویا، سفری را در زمان آغاز میکند که تمام پلهای پشت سرش را ویران میکند. وقتی جونگکوک چشم باز میکند، دیگر آن ستارهی پر زرق و برق روی صحنه نیست؛ او حالا در کالبد مردی قرار گرفته که فرسنگها با دنیای شهرت فاصله دارد و درگیر روابط و زندگی شخصی است که هیچ خاطرهای از آنها ندارد. او باید در دنیایی که برایش بیگانه است، با عواقب حرفهایش روبرو شود و هویت جدیدش را کشف کند.
ژانر: فانتزی (سفر در زمان)، رمانتیک، درام، خانوادگی (Family/Life)
Author: Yeonjin
( پایان یافته )
نفرت در برابر عشقی که بهت داشتم
داشتن یه زندگی خوب همیشه خوشبختی نمیاره
گاهی وقت باید زندگی کرد گاهی باید عاشق شد اما عاشق چه کسی
کسی که عشقت رو به تمسخر بگیره غرورت رو بشکنه
قطعا نه
دوختری فقیری که بدون در نظر گرفتن موقیت خودش عاشق پسری پول دار مغرور و پرو میشه وقتی پسر از این علاقه دوختر خبر دار بشه
بدون توجه به احساسات اون دوختر عشقش رو به تمسخر میگیره
و باعث نفرت در برابر عشقی میشه
وقتی از روی نادانی عشقی که بهش داره روی به تمسخر میگیره و بعد ها متوجه این میشه که اون هم دیوانه وار عاشقش بود اما خودش هم نمیخواد این رو باور کنه و عشقی که توی دلش هست رو انکار میکنه
چوی ا،ت دوختری ۱۸ ساله زیبا باهوش و مغرور که با پدر بزرگ و مادر بزرگ اش توی خانواده ای فقیر زندگی میکنه پدر و مادرش توی کودکی از دست داده و بخاطر وضعیت مالی اش نتونسته درسش رو ادامه بده
و با دوست صمیمی اش لی سوزونهوا توی کافه کار میکنه
_______________________________________
جئون جونگکوک پسری 28ساله جذاب مغرور پرو و هوس باز که با پدر مادر توی خانواده ای پول دار زندگی میکنه تنها کسی که بهش اعتماد داره و باهاش صمیمی دوست اش کیم تهیونگ
ژانر ؛ عاشقانه رمانتیک درام کمدی غمگین انتقامی
تعداد فصل ها ؛ یکی
تعداد پارت ها ؛ نامعلوم
نویسنده : han
خلاصه گذشته تلخ و درهمتنیده خانواده جئون
این گذشتهی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیتهای اصلی گذاشته است:
نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون)
داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز میشود:
حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب میافتد.
فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب میپرد و جان آن دختر را نجات میدهد.
تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست میدهد (این باور اولیه خانواده است).
نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجاتیافته میاندازد و کینه او را به دل میگیرد.
نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ )
این کینه به نسل بعدی منتقل میشود و اوج تاریکی داستان در اینجاست:
پنهان شدن سویون: بعدها مشخص میشود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است.
جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم میگیرد از سویون انتقام بگیرد.
انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا میکند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
ژانر: رمانتیک، اسمات، مرموز.فلش بک
Couple:jungkook &girl
یه عشق ممنوعه
یه ملکه ی یخی با یه نقطه ضعف بزرگ
نقط ضعفی که جونشم براش میده
پسر تخس و دوست داشتنیش
این علاقه دو طرفست؟!
دشمنایی که این زن برای خودش تراشیده دست از سرشون برمیدارن؟
پسرش قراره بهش وفادار بمونه؟
زنی که هیچ چیز جلو دارش نبوده و نیست...
قراره همه چی همینجوری ادامه پیدا کنه یا...؟