Teakook
136 stories
𝙁𝙨𝙤𝙜 ❘ 𝒗𝒌 by izeusw
izeusw
  • WpView
    Reads 532,370
  • WpVote
    Votes 37,743
  • WpPart
    Parts 46
نام↲ پنجاه سایه خاکستری خلاصه ↲ وقایع این رمان که در سیاتل ایالات متحده آمریکا رخ میده به بیان روابط عاطفی عمیق میان جئون جونگکوک، پسری باکره و فارغ‌ التحصیل رشتهٔ ادبیات و کیم تهیونگ، کارآفرین بانفوذ و ثروتمند می‌پردازه.جونگکوک بعد از اشنایی با کیم زندگیش دچار تغییراتی میشه که... ᴳ ᴱ ᴺ ᴿ ᴱ ↓ 𝐫𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐛𝐝𝐬𝐦 𝐡𝐚𝐫𝐬𝐡 𝐬𝐦𝐮𝐭 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 ᶜ ᴼ ᵁ ᴾ ᴸ ᴱ ↓ 𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤 ᵀ ᴿ ᴬ ᴺ ˢ ᴸ ᴬ ᵀ ᴼ ᴿ ↓ j̸k̸ | 𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚 𝐓𝐎𝐏⁦ 𝐭𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 𝐁𝐎𝐓𝐓𝐎𝐌 ⁦ 𝐣𝐮𝐧𝐠𝐤𝐨𝐨𝐤
Step Brother Dearest  by officiallostmerorr
officiallostmerorr
  • WpView
    Reads 210,752
  • WpVote
    Votes 22,440
  • WpPart
    Parts 28
[ پایان یافته ] وقتی که برادر ناتنیش اومد تا باهاشون زندگی کنه، هیچ ایده‌ای نداشت که میتونه عاشق برادر کوچیک ترش بشه. اون به همون سرعتی که وارد زندگیش شد، وارد تختش شد و اون رو ترک کرد. اما کارما اونقدرا هم مهربون نیست، بعد هفت سال، هردوشون درحالی که جایگزین هم رو پیدا کرده بودن، روبه‌روی هم قرار میگیرن، و حالا که بزرگسال شده بودن، هیچ ایده‌ای برای حسشون نداشتن! ---- - واقعیت اینِ که یه تفاوت بزرگ وجود داره... تو تنها آدمی هستی که تو کل دنیا برام ممنوعه...و لعنت بهم که اگه تو رو بیشتر از هرچیزی که توی دنیاست نخوام... ---- Translation ! Couple: taekook, Unknown ?! Genre: Incest, Romance, Smut # 1 Taekook # 7 jk # 77 Kookv # 1 Drama # 110 BTS # 77 Taehyung # 87 Junggok
𝑵𝑬𝑷𝑬𝑵𝑻𝒀   𝗅𝗅  ٺسڪؽݩ by vkook_lover
vkook_lover
  • WpView
    Reads 34,031
  • WpVote
    Votes 3,254
  • WpPart
    Parts 28
جئون جونگکوک پسری که با آرامش کنار تنها آدم مهم زندگیش درحال زندگی کردن بود، اما روزی میرسه که همه چیز با خاک یکسان میشه. پسر بدون هیچ خبری خونه ی مرد رو ترک می‌کنه و بعد با یک پیام کوتاه و غیر منطقی به دوست پسرش خبر میده که داره برای ادامه تحصیل از کشور خارج میشه و میخواد رابطشون رو تموم کنه... دوسال بعد بدون هیچ خبری، برای شروع زندگی جدید دوباره به کره برمیگرده و تو بزرگترین مجموعه مد به عنوان مدل قبول میشه. اما چی میشه اگه جونگکوک نه تنها قرار نکرده، بلکه توی مشت "کیم وی" رئیس شرکت لویی ویتون و دوست پسر سابقش بیفته!؟ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ بخشی از فیک: "تو تنها عشق تک عشقم بودی... تنها و دردناکترین جای قلبم. حتی حالا که نفس‌هات از یادم میره هنوز با تمام وجودت داره میاد جونگکوک من هنوزم دوستت دارم.... حتی اگه این عشق آخرین زخم بی التئام من باشه. ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ┼‌ ᷼𑪍⏜꤭𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ 𓂃 ᷼𑪍⏜꤭ ✢ کاپل اصلی: ویکوک ✢ کاپل فرعی: یونمین،نامجین ✢ نویسنده: ݪۅݩا ✢ تایم آپ: نامنظم ✢ ژانر:معمایی،درام،اسمات،انگست تلگرام:vkook_TK7
اسیر دزدان دریایی 🔞 by moomkookv
moomkookv
  • WpView
    Reads 325,376
  • WpVote
    Votes 29,200
  • WpPart
    Parts 39
|• پایان یافته•| داستان درمورد کیم تهیونگ تنها پسر امگاست که به اجبار خانوادش وانمود به دختر بودن میکنه و از این اوضاع راضی نیست ... اما چی میشه تهیونگ از این زیبایی استفاده کنه و به دریا سفر کنه ؟ اگر گیر جئون جونگکوک بزرگترین دزد دریایی دریا بیفته چی ؟! هشدار : فول اسمات هست و برای بزرگتر ها پیشنهاد میشه 🔞 کاپل اصلی : کوکوی 🔞 ژانر : اسمات •~• امگاورس •~• اکشن •~• امپرگ وضعیت : پایان یافته 🌱
𝐛𝐨𝐫𝐧 𝐨𝐟 𝐟𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐅𝐫𝐨𝐬𝐭 || زاده اتش by thshsam
thshsam
  • WpView
    Reads 23,970
  • WpVote
    Votes 2,853
  • WpPart
    Parts 27
title: Born of Fire and Frost Genre: Fantasy | Omegaverse | Romance couple: Vkook | Yoonmin بعضی زخم‌ها با مرگ بسته نمی‌شن. جونگ‌کوک توی زندگی قبل، هم‌نفس و معشوق کیم تهیونگ بود. ولی خون و خیانت، همه‌چیزو از هم پاشوند. حالا دوباره برگشته؛ با یه گرگ لج‌باز و زخمی که دیگه حاضر نیست زیر سایه‌ی هیچ‌کس خم بشه. اما تهیونگ... اون هنوز همون آلفای حقیقیه. مرموز، مغرور، و خطرناک‌تر از مرگی که یک‌بار به چشم دید. اینجا فقط قصه‌ی عشق نیست. اینجا قصه‌ی آتیشه، اقیانوس، و سرنوشتی که هیچ‌کس توان جنگیدنشو نداره.
° ᴍɪ ᴘᴀᴢ ° (kookv - vkook) by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 551,198
  • WpVote
    Votes 53,167
  • WpPart
    Parts 44
[complete] + "اسپانیایی ها یه اصطلاح دارن، بهش میگن 'mi paz'... به معنی آرامش ابدی... وقتی حس می‌کنی یه نفر برای تمام عمرت کافیه و می‌تونه تا پایان زندگیت برات یه آرامشی ابدی باشه...و تو... تو "می پاز" منی تهیونگ." + "مهم نیست الهه ی ماهِ لعنتی تو رو به عنوان جفت خواهرم درنظر گرفته... من تو رو به هیچ کسی نمی‌دم ته..." " تو سهم من از آرامشی :) " .. « کاپل : کوکوی - ویکوک (ورس) » « ژانر : رمنس، امگاورس، اسمات »
𝗠𝗿 𝗦𝘁𝗮𝗹𝗸𝗲𝗿 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 234,613
  • WpVote
    Votes 33,934
  • WpPart
    Parts 23
[Completed] کیم تهیونگ سه مشکل اصلی توی زندگیش داشت. اول این که دو تا قاتل سریالی داشت که باید گیر می انداخت. دوم، یه استاکر لعنتی داشت. سومین مشکل این بود که شک می کرد رئیس جئون جونگ کوک دلیل هر دو مشکل باشه. ------------ [- نظرت راجب یه قهوه چیه؟ مرد رو به روش با خوش اخلاقی پرسید و تهیونگ لب هاشو محکم به هم فشرد. - واقعا دوست داشتم قبول کنم، ولی متاسفانه یه شرایطی دارم که نمیشه. اخمای مرد در هم پیچید و با ناراحتی واضحی پرسید: - چه شرایطی؟ سنگینی دست گرمی که روی کمر تهیونگ نشست انقدری بود که تکون آرومی خورد. جونگ کوک با لبخندی که با چشم های سرد و بی روحش تضاد داشتند گفت: - متاسفانه کارآگاه کیم یه استاکر داره. یه استاکر دیوونه، تا اونجایی که شنیدم. می دونی که چی می گم؟ از اونا که آدم ها رو بخاطر دست زدن به معشوقه اشون تیکه تیکه می کنن. به آرومی. با درد. بعد تک خنده ای زد و گره انگشت هاش دور کمر تهیونگ محکم شدند. - مگه نه کارآگاه؟ تهیونگ حتی مکث هم نکرد، فقط در حالی که تند سر تکون می داد با لحن بدبختی گفت: - د..درسته. یه روانی واقعیه.] 𝘊𝘰𝘶𝘱𝘭𝘦: 𝘒𝘖𝘖𝘒𝘝, 𝘯𝘢𝘮𝘫𝘪𝘯 𝘎𝘦𝘯𝘳𝘦: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘔𝘢𝘧𝘪𝘢, 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘦, 𝘛𝘩𝘳𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳, 𝘚𝘮𝘶𝘵🔞 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
Chocolate cake🂱 by mirelle4love
mirelle4love
  • WpView
    Reads 14,061
  • WpVote
    Votes 1,742
  • WpPart
    Parts 21
Genre: Romance, Mafia , Harsh , Angst ,smut , forced marriage ༘⋆ couple: Vkook, Yoonmin. ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ ༘⋆ وقتى كه زندگیِ تو، مست از کلاب برمیگرده 🂱 و بعدش همه در و پنجره های زنگ زده رو پشت سرش مى بنده، تو میمونی و هوای یخ زده اطرافت، ولی بعدش در‌های جهنم به روت باز میشن. 𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝 ⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚𓆝⋆.˚ 𓆝 روز تولد برادر ناتوان و معلولش، بخاطر یه کیک شکلاتی از شغل کوچیک و بی‌دردسرش اخراج شد. چيزى براى از دست دادن نمونده بود، جيب پاره و سرهم شدش خاليه خالی، قلب پاک و ابریش همین شب قراره بباره و اميدش از پل داغونِ رویاهاش سقوط کرد بود و الان درحال مرگِ. درون مخمصه آخرين تلاشش براى نجات قلب شکسته برادرش گند زده بود، الان با تکه شکسته های همون قلب دنبال يه شغل میگشت... اما جاشو توى يه کافه دنج و گرم ‌ ☕︎ پیدا نمى كنه. چی میشه اگه، وسط تاريكى و خون، با يه مافياى خشن وبى رحم روبرو شه؟؟؟ اما قصه فقط درباره‌ى بدهكارى و ترس نيست... يه قرارداد عجيب، يه بيشنهاد غير منتظره، و یه ازدواج اجباری وسط جهنم...
Leica by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 64,771
  • WpVote
    Votes 12,261
  • WpPart
    Parts 18
• Name : Leica 📷 • Couple : Vkook • Writer : Ziwon • Summary : یک دوربین! همه ی آنچه که سرنوشت برای گره زدن آن دو در سال ۱۹۵۱ نیاز داشت، یک دوربین بود و همه ی آنچه این گره را می گشود٬ جنگ؟ عاشقانه ای در دل جنگِ میان دو کره!🚢