Gotta read soon (bts 2)
Истории 25
Trafalgar || Yoonmin ~ Completed  на millennium_story
millennium_story
  • WpView
    Прочтений 105,827
  • WpVote
    Голосов 20,260
  • WpPart
    Частей 55
'یک روز تو هم با نگاهت بهم التماس می‌کنی که باورت کنم...' 《کامل شده》 کاپل: یونمین، تهکوک، نامجین ژانر: تاریخ معاصر، عاشقانه +اسمات By: Augustida
AlmostNever  на BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Прочтений 10,299
  • WpVote
    Голосов 1,929
  • WpPart
    Частей 17
• Name: AlmostNever • Couple: Vkook • Writer: Kim • Update: Thu • Summary: زندگی و مرگ، انرژی و آرامش، کارهایی که انجام دادم و انجام میدادم اگر میتونستم، ارزشش رو داشت. جاهایی قدم گذاشتم که فقط تو رویا به واقعیت تبدیل میشه. خاطراتی دارم که آرزوی خیلی‌هاست، آرزوهایی داشتم که خاطرات خیلی‌ها بود. ارزشش رو داشت. همراه جریان تغییر کردن با تغییر کردن بخاطر جریان فرق داره.
The Boke Effect - Completed  на my_lavinia___
my_lavinia___
  • WpView
    Прочтений 56,599
  • WpVote
    Голосов 7,378
  • WpPart
    Частей 74
─‌ The Bokeh Effect 🕯 ・Genre﹕Romance, Smut, Angust. ・OTP﹕VKOOK / KOOKV. ・خلاصه﹕ یه هنرمند میتونه عاشق هنر بشه. یه تماشاچی هم میتونه به هنر عشق بورزه. کیم تهیونگ خیلی وقته که عاشق هنره، ولی هیچ وقت فکرشم نمیکرد بتونه عاشق خالقش هم بشه. نه وقتی که از قبل عاشق یکی دیگه بود... ─‌ 𝘞𝘦𝘣𝘵𝘰𝘰𝘯 𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬
「Dear Jimini 」ᴘᴇʀ ᴛʀᴀɴsʟᴀᴛɪᴏɴ' на MinDowney
MinDowney
  • WpView
    Прочтений 41,748
  • WpVote
    Голосов 7,696
  • WpPart
    Частей 13
[ Completed ] «برنمیگردی، جیمینی؟» 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗂𝖺𝗇 𝖳𝗋𝖺𝗇𝗌𝗅𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 Couple : YoonMin☽︎ Genre : Romance, Drama, angst Writer : @Rumaisha08
「Dear Yoongi 」ᴘᴇʀ ᴛʀᴀɴsʟᴀᴛɪᴏɴ' на MinDowney
MinDowney
  • WpView
    Прочтений 30,478
  • WpVote
    Голосов 6,994
  • WpPart
    Частей 15
[ completed ] «متاسفم، من خیلی خودخواهم.» ≺ ادامه ی "Dear jiminie" ≻ 𝖯𝖾𝗋𝗌𝗂𝖺𝗇 𝖳𝗋𝖺𝗇𝗌𝗅𝖺𝗍𝗂𝗈𝗇 Couple : YoonMin Genre : Romance, Drama, angst Writer : @Rumaisha08
SpellBound на BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Прочтений 14,562
  • WpVote
    Голосов 2,644
  • WpPart
    Частей 36
• Name: Spellbound ♠️ • Couple: NamJin , VHope • Writer: NT • Summary: The bird fights its way out of the egg. The egg is the world. Who would be born must firs destroy the world. The bird flies to God. That God name is Abraxas. جین برای مدت زیادی به شغل عادی اما دوست‌های عجیبش عادت کرده بود؛ به عنوان یک مسئول کتابخونه درآمد چندانی نداشت تا مثل آدم‌های معمولی زندگی کنه و روی تنها ترین پشت بوم دنیا، داخل یک اتاقک کوچیک زندگی می‌کرد تا اینکه روزی کتابی داخل کوله پشتیش پیدا کرد. روی کتاب یک برچسب زده شده بود: "به مسئول کتابخونه، این کتابو بندازین دور! قبل از اینکه بازش کنی، بندازش دور!!" هیچ فکر نمی‌کرد که با سرپیچی از اون جمله، دریچه‌ای به دنیاهای پایینی باز کنه و وارد بازی "تاریکی" و خدای آبراکسس بشه.
+ еще 14
Drafted  на NTismyreligion
NTismyreligion
  • WpView
    Прочтений 27,503
  • WpVote
    Голосов 4,662
  • WpPart
    Частей 68
• Genre: Social.Drama.Fluff.Romance.Slice of life • Main Couple: Namjin • Summary: هیچ ویژگی به خصوصی در اون شخص نبود که منجر به این احساس منحصر به فرد بشه؛ جز اینکه بعدها این جمله به چشمم خورد: "ما هیچ کس را به طور تصادفی انتخاب نمی‌کنیم، بلکه ما فقط به آن‌هایی نزدیک می‌شویم که از قبل در ناخودآگاهمان حضور داشته‌اند." زیگموند فروید و به یاد آوردم که ما توی ناخودآگاه من، همیشه تنها بودیم... یه پاش رو روی پای دیگه‌اش انداخت و بعد از سکوت کوتاهی گفت «چی اینقدر خیره‌ات کرده؟» به خودم اومدم و متوجه شدم مدتی از حواس پرتیم می‌گذره و دیگه به بخار‌های رقصان در هوا نگاه نمی‌کنم؛ نگاهم قفل تخت سینه‌ی برجسته و دست‌های توی هم گره شده‌ی اون مرد بود «آدما وقتی خیره میشن که مغزشون حرفی برای گفتن داشته باشه.» سر تکون داد «به مغزت بگو ساکت باشه...» «دست من نیست... همونطور که دست تو نیست وقتی موهای بازم به چشمت می‌خوره...» جرعه‌ای از نوشیدنی داغش نوشید و بر خلاف عقیده‌ام قصد نکرد با این جریان فکری مخالفت کنه «تو به چی فکر می‌کنی؟...» سمتم برگشت و با نگاه عجیبی بهم چشم دوخت «وقتی خیره میشی...» به لکنت افتادم «اغلب به اینکه... به اینکه با هم تنهاییم...»
𝑴𝒚 𝑯𝒆𝒂𝒍𝒆𝒓  на CalianHidden
CalianHidden
  • WpView
    Прочтений 24,369
  • WpVote
    Голосов 3,538
  • WpPart
    Частей 15
"اگه بفهمم که قراره دیگه نبینمت، تمام داستان آشناییمون رو توی یه نامه مینویسم و اون رو به عنوان یادگاری ای از طرف خودم برات به جا میذارم." جونگکوک کسیه که تمام ثانیه ھای زندگیش با درد طاقت فرسایی میگذرن، ولی اون هیچوقت دست از جنگیدن برنمیداره چون، اون جیمینی رو داره که با افکار و احساسات معصومانش بهش انگیزه ی زنده موندن میده. جھان روی مدار عشق ثابته، با عشق تمام دردھا قابل تحمل ترن. _خرگوش کوچولوی کیوتم، من اینجام تا تو رو تا ابد در آغوش بگیرم. "ولی من فکر نمیکنم که بتونم تا ابد توی حصار بازوهای تو زندگی کنم." [ خلاصه ی بالا توسط نویسنده‌ی دوست داشتنی؛ Alois_red@ نوشته شده♡ ] . . . ↫کاپل: کوکمین ↫ژانر: رومنس، انگست ، اسمات امیدوارم از خوندن این مینی فیک لذت ببرین♡ •• #2 in "جیکوک"
Lavender [Jaeyong] | complete на Mah_fictions
Mah_fictions
  • WpView
    Прочтений 16,597
  • WpVote
    Голосов 4,034
  • WpPart
    Частей 41
" من باید برای اینکه تو پیدام کنی، گمت میکردم... " 🖇 ؛ جایی که جهیون یک شب با امگا ی معطر به لاوندر ـش ایستاده بود . - ژانر: امگاورس ، رومنس ، اسمات ، درام ּ 🔗 Persian translation Written by ; v_primaleon Translated by NCT fictions 🥇#1 in #jaeyong #ten #jungwoo #انسیتی 🥈#2 in #wayv #xiaojun #yangyang #تیونگ 🥉#3 in #taeyong #nctdream #yuta #jaemin #renjun #4 in #jeno #jaehyun #nct127 #6 in nomin #haechan #8 in #mark #24 in #nct
Babysitter of two [Nomin] | complete на Mah_fictions
Mah_fictions
  • WpView
    Прочтений 6,723
  • WpVote
    Голосов 1,704
  • WpPart
    Частей 21
"اُهانا به معنی خونواده ـه! " 🖇 ؛ جمین با جنو آشنا میشه، یه پدر سینگل و مجرد، و جمینی که دنبال کار میگرده و با قبول کردن پرستاری از دوقلوهای جنو صاحب شغل میشه. -ژانر : رومنس، اسمات، اشاره به مرگ و خودکشی ⚠️ ּ 🔗 Persian translation Written by ; v_primaleon Translated by NCT fictions 🥇 #1 in jaemin