...Complete...
▪︎بخشی از داستان:
"تو حامله ای!"
"شاید من زیست شناسی رو افتاده باشم اما در این حد میدونم که این غیر ممکنه."
▪︎مقدمه:
بی تی اس در دوران موفقیتشون به سر میبرند. مراسم ها،تموم شدن بلیطای کنسرت و میلیون ها فالور توییتر همراه با کامبکی که در راهه! تهیونگ و جونگکوک عاشق این توجه بودند و رابطه ی مخفیانشون هم به زیبایی می درخشید. اما یک موقعیت غیر منتظره از راه رسید و همه چیز بیشتر از قبل پیچیده شد...!!
KT~~~>ورژن کوکوی
VJ~~~>ورژن ویکوک
•ژانر:درام،انگست،رمنس،اسمات،امپرگ
•کاپل اصلی:ویکوک/کوکوی(دو ورژن)
•تعداد قسمت ها:33
•زمان آپ:یکشنبه،سهشنبه،پنجشنبه
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐁𝐲: 𝐒𝐮𝐧𝐝𝐞𝐰𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬
𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐢𝐧𝐠: 𝐌𝐚𝐫𝐦𝐚𝐥𝐚
Start:
2020/9/6
1399/6/16
Finish:
2020/10/30
1399/8/9
Best Ranking:
#1 jungkook
#2 translation
#2 btsfanfic
تا حالا روز تولدتون، آرزو کردید؟
خب منم آرزو کردم
ولی آرزوی من زندگیمو تغییر داد...
من، جئون جانگ کوک، 21 ساله، بخاطر آرزوی احمقانم و تصمیمات احمقانه تره کیم نامجون، وارد سریال مورد علاقم، هوارانگ شدم!
و منظورم هر وارد شدنی نیست...
بله! من به داخل داستان پرت شدم!
کاپل : ویکوک
ژانر : عاشقانه، درام، اسمات، کمدی، تاریخی، کمی هم معمایی
«جیمین»
همه چی از اون روز شروع شد . اگه نمیرفتم ،اگه پدرم مجبورم نمیکرد هیچ کدوم از این اتفاقا نمیفتاد .
و لی من پشیمون نیستم حداقل الان پشیمون نیستم . شاید اگه اون روز نمیرفتم سر کار دیگه هیچ وقت معنی عشق رو نمیفهمیدم
من دوسشون دارم هر دوشونو .
درسته خیلی طول کشید بفهمم و خیلی اذیت شدم اما ارزششو داشت .......
______________________________•_______
نام فیک : شرط عشق
ژانر : درام ، اسمات ، رومنس ، تریسام، کمی هم کمدی
شرایط: تموم شده
نویسنده : mahoya
تریسام : ویمینکوک »
کاور = @nicotrol
vminkook 🥇🏅 #3
vmin 🥇🏅 #1
Kookmin 🥇🏅 #14
Vminkook 🥇🏅 #2
هری به سمت لویی میره و دستهاش رو روی پهلوهای لویی میذاره. آرزو داشت میتونست لویی رو با نوک انگشتهاش بسوزونه همونجور که لویی با وجودش اونو میسوزوند.
"دوباره نه،" هری وقتی تیشرت لویی رو بالا میده، تکرار میکنه.
دستهای لویی بالا میاد وقتی که هری تیشرت رو از سرش رد میکنه، و بیتوجه به سمت تخت لویی میندازتش.
"من دوباره با تو نمیخوابم،" هری زمزمه میکنه.
"حتما،" لویی میگه، لبهاش به گردن هری میچسبه که باعث میشه سرش رو کج کنه. "اگر تاثیری داره همینجور حرفت رو تکرار کن."
هری ناخنهاش رو روی کمر لویی میکشه.
"دوباره نه،" ناله میکنه. "این- این بار آخره."
.یا.
وقتی هری استایلز و لویی تاملینسون هماتاقی هستند. اونا از همدیگه متنفرن. حداقل این چیزیه که خودشون فکر میکنن.
Persian Translation
The original story belongs to @aditistylinson
name:ugly fan and hot fucker
couple:vkook
Gener:🍓اسمات🔞،خشن،عاشقانه،فلاف
writet: maya^^
وضعیت: کامل شده☑️
قسمتی از فیک 🎄🎇⬇⬇
_تو خیلی زشتی جئون!❎
کیم تهیونگ تاپ آیدل معروف کره....کسی که جونگکوک تا چشمش رو باز کرد عاشقش شد🍉 تو صورتش زل زد و با بی تفاوتی تمام این جمله رو تو صورتش کوبوند!
جونگکوک با بغض دنده رو عوض کرد و با لحنی که سعی میکرد نلرزه گفت
_ببخشید قربان!💢
_البته میتونی جذاب باشی
_چطوری؟
جونگکوک خیلی سریع پرسید و تهیونگ پوزخند ترسناکی زد💦 تو جاش تکیه داد و در مقابل نگاه ذوق زده جونگکوک با سردی زمزمه کرد
_اگه بزنی کنار و اجازه بدی یه دل سیر کتکت بزنم... اون زخما میتونه جذابت کنه!💫💥
و لحظه بعد جونگکوک به معنای واقعی کلمه قفل کرده بود🍓
(کامل شده✔)
همه چی از روزی شروع میشه که دانشجوی ا نتقالی جدید جئون جونگ کوک به دانشگاه میاد و از همون روز اول برای تهیونگ استادش دردسر بزرگی میشه...
کمکماین دردسر تبدیل به عشق تهکوک و بعد نفرتی از جانب کوک به تهیونگ میشه....
•وضعیت:درحال آپ
•کاپل اصلی:تهکوک
•کاپل فرعی:سپ و ناممین
یه وقت هایی چون نمیخوایم با ترسامون رو به رو بشیم حاضریم به همه دنیا اسیب بزنیم
داستان ما درباره یه نفره که از خودش میترسه از حسش به اد م ها میترسه و قراره به خیلی ها اسیب بزنه
جیمین: از ادم های ترسو بدم میاد تو خیلی ترسویی مین یونگی...
یونگی: تا حالا خودت رو تو آینه دیدی پارک جیمین اگه دیده باشی بهم حق میدی تو به طرز وحشتناکی خوشگلی...
کاپل اصلی : یونمین💜
کاپل فرعی: تهکوک و نامهوک
ژانر: پلیسی، اسمات،مدرسه ای
بقیه چیز ها تو داستان مشخص میشه😎