-تو چی از جون من میخوای؟
خسته نشدی از این همه کثافت کاری؟
اونم بخاطر پول ؟
فقط بگو چی از من میخوای و تنهام بزار
+خودتو !
• رقیبِ معشوق •
-M.Preg-
Written by: Cnstylinson
| Persian translation |
"اوه ددی، کاش میتونستم همین الان ببوسمت" هری با ناله گفت.
"منم همینو میخاستم بیبی بوی"لویی جواب داد.
داستانی که لویی خوانندست و هری ی مدل معروفه و البته بیبیِ لویی.
writer: @Usingtabeletslarry
[ کامل شده]
هیچ وقت به سرنوشت اعتقادی نداشتم . همه چیز برای من بوی اجبار میداد . در سرنوشت کسی شبیه به من ، حتی آزادی هم اجباری بود
☆☆☆
زیام * لیام تاپ *
تاریخی _ عاشقانه_انگست_ هپی اندینگ
*اسامی ذکر شده در داستان هیچ ارتباطی با اشخاص در دنیای واقعی ندارند و صرفا ، برای درک و لمس بهتر داستان به عاریه گرفته شدند*
برنامه ها چیده می شن تا به هم بریزن
قانون ها نوشته می شن تا زیرپا گذاشته بشن
قلب ها عاشق می شن تا بشکنن
فکر کنم بهش می گن قانون زندگی...
[ZIAM], little bit [larry] and [shiall]