اون فقط یک سرباز بود و جین فقط یک فرمانده.
اما بین قهوههای صبح و نگهبانیهای شب، چیزی شکل گرفت که هیچکس نتونست اسمی براش بذاره. عشق.
سرباز نامجون فقط یک کار بلد بود: حواسش به فرمانده باشه
و فرمانده جین فقط یک ضعف داشت: نامجون
#namjin #drama #romance #bl #bts #fanfiction #namjoon #jin #military #Luminara #نامجین #نامجون #جین
" صدای پایش را میشنوم
که هست...
به همان سان که من هستم"
فرناندو پسوا
🥀زیر گل های رز🥀
کاپل: سُپ
🟥 این فیکشن شامل صحنه هایی باز از خشونت و روابط جنسیست 🔞
🟧 پرش های زمانی و مرور خاطرات با تغیر حالت فونت، از متن زمینه متمایز شده.
این وانشات فول اسماته، پس قبل از خوندن به ژانر و کاپل دقت کنید.
Couple: Sope, Hopegi
Genres: Smut, School Life, Slice of Life
---
انگار فعلا قرار نبود خبری از فیزیک خوندن باشه.
#1 hopegi
🔞 افراد زیر ۱۲۰ سال به هیچ عنوان نخونن🔞
خلاصه:
جیمین عکسهای سکسی و هورنی از خودش میگیره تا برای مشتری بفرسته.
اما وسوسه میشه که بهش پیشنهاد سکس حضوری در ازای هزار دلار بده، و دقیقا همین لحظه متوجه میشه که یکی از رقم های شماره مشتری رو اشتباهی وارد کرده.
حالا دقیقا چی در انتظارشه؟
هرچقدر داستانم خیست کرد ازم حمایت کن و حستو بهم بگو
توی چنل کاور سکسی و بدون سانسور از این داستان میزارم
پس حتما توی چنل تلگرام جوین شو
آیدی: hsn_yuii
-عجیبه... هر بار جون رئیس مین به خطر میافته، انگار عقل از سر هوسوک میپره. بدون یه لحظه فکر کردن، حاضره جونشو براش بده.
+همهمون همینیم احمق. این شغل ماست، یادت رفته؟
-نه... برای هوسوک فرق داره. برای اون، این فقط یه شغل نیست.
هوسوک بیرحمترین بادیگارد یونگیه؛ کسی که همه ازش حساب میبرن، هیچوقت پا پس نمیکشه و از هیچکس نمیترسه.
البته هر بار یونگی وارد اتاق میشه، زانوهاش یه لحظه سست میشن... ولی خب، اینو دیگه لازم نیست کسی بدونه.
بعد از مرگ پدر و مادرش حینِ خدمت به خانوادهی مین، هوسوک توی همون عمارت بزرگ میشه.
با شیطنتها، پرروییها و سماجتهای همیشگیش، کمکم برای خودش توی فکر و دل یونگی جا باز میکنه.
تا اینکه یه اتفاق، همهچی رو زیر و رو میکنه.
وانشات:هیولای زیر تخت(ورژن هوپگی)
.
ژانر:فول اسمات،ترسناک،رمانتیک
.
داستان هیولای خونخواری که برای بازگشت معشوق و پیدا شدن ماه گمشده اش،قلب مردم سئول رو از سینه درمیاره:
"به هیولای زیر تختت لبخند بزن دارلینگ"
.
نویسنده:یوهنگ~
_ بقیه هرچی میخوان میتونند صدام بزنند... سنگدل، بی رحم، هوسران... ولی حتی منم خط قرمزایی دارم و همون خط قرمز لعنتی، اجازه نمیده برای داشتنش تلاش کنم... میتونم دوست داشته باشمش... ولی نمیتونم داشته باشمش...
یه تهجین استوری دیگه😉❤️ پایان یافته❤️