یوکی، یه پسر ترسو و خجالتیه که همیشه در حال تعقیب ژو ژنگه. ژو ژنگ بازیگریه که خیلی خشن و بی اعصابه!
یوکی به ژو ژنگ بدهکاره و باید پولشو پس بده
آیا اونا میتونن با هم کنار بیان؟
ییبو برای انجام پایان نامه ش به انگلیس میاد و به پیشنهاد استادش به یک خونه بزرگ می ره.
ولی اگه ساکنین این خونه فقط چند تا آدم عادی نباشن چی؟
ییبو ممکنه با ماجراهایی روبرو بشه که اصلا فکرش رو هم نمی کنه...
ماجراهایی افسانه ای و کهن
فنفیکشن گود اومنز
این داستان مال قبل از اومدن فصل دو هست.
«سقوط... دوباره...
نه به خاطر نافرمانی از خدا...
نه حتی برای عشق!
سقوط به سمت تنهایی
و حالا اون
رفته...
این قطعا باخته ، سقوطه ...
ولی یه صدایی همیشه توی گوشش میگه
به من گوش کن!»
🏳️🌈
By Ziza.
Crossover=(Marvel _bbc sherlock)
*کامل شده *
عشق مثل توی داستانا نیست
اونجا قشنگه
اما توی واقعیت ، عشق مثل یه شکنجه گر کاری میکنه برای مردن بهش التماس کنی