Vmin
24 stories
A Monster's Heart by kookjiner9297
kookjiner9297
  • WpView
    Reads 320,812
  • WpVote
    Votes 33,299
  • WpPart
    Parts 98
+"نمیدونم چی شد.... دیدمت، متنفر شدم.شناختمت، عاشق شدم. مگه بین دیدن و شناختنت چقدر فاصله بود؟چقدر فاصله بود که اینطور آشوبم کرد..؟" -"چرا پا گذاشتی تو زندگیم؟چرا یهو پیدات شد و زیر و روم کردی؟ من فقط فرشته ی عذابت بودم؛ چرا اومدی و فرشته ی نجاتم شدی..؟" <><><><><><> قلب یک هیولا، حکایت یه پسره. پسری که خودشو یه هیولا میدونه. چی میشه وقتی یه روز یه نفر پا تو زندگیش میذاره و بهش یاد میده که؛ 'حتی هیولاها هم قلب دارن..؟' <><><><><><> کاپل اصلی: کوکجین کاپل های فرعی: نامجین، ویمین، سپ و ... تگ ها: رومنس، انگست، روانشناسی، ارباب برده ای، اسمات ⚠️⚠️⚠️این فیک دارای صحنه های دارک، خشن، اسمات، و بزرگسال هست! ⚠️⚠️⚠️این فیک بار احساسی سنگینی داره و توش به مسائل روانشناسی مثل خودکشی هم اشاره شده پس اگر حساس هستید، سراغش نرین! در آخر اینکه، امیدوارم از خوندن این فیک لذت ببرید!💜
خون بَس by Vmin313jey
Vmin313jey
  • WpView
    Reads 46,429
  • WpVote
    Votes 6,978
  • WpPart
    Parts 31
در طایفه‌ی که قانونش با خون نوشته می‌شود، امگایی به نام جیمین قربانی صلح میان دو طایفه می‌شود. او قرار است پلی باشد میان نفرت و بخشش - اما عشق و حقیقت مسیر دیگری برایش رقم می‌زنند... . . . . . . . 《خون بس 》یک رسم قدیمی هست که وقتی بین دو طایفه درگیری پیش می امده و کسی کشته میشده،برای پایان دادن به دشمنی و خون خواهی ،خانواده قاتل یک فرد از خانواده رو به عقد یکی از افراد خانواده مقتول در می آوردن - یعنی فرد رو به عنوان خون بس به ازدواج مجبور میکردن تا صلح بر قرار بشه. کاپل:vmin,namjin,sope ژانر:امگاورس،اسمات،اجتماعی روز های آپ:پنجشنبه ها
SUGAR DADDY by ARNA1330
ARNA1330
  • WpView
    Reads 1,730
  • WpVote
    Votes 184
  • WpPart
    Parts 5
[کامل شده♡] نام فیک: Sugar Daddy خلاصه: جیمین، پسر دانشجویی که برای داشتن یه زندگی لاکچری با کیم تهیونگ ۴۳ ساله وارد رابطه میشه و هر روز مجبوره نقش عاشق پیشه هارو برای اون مرد بازی کنه اما واقعا یه زمانی عاشقش میشه یا بیخیال زندگی مرفه ای که داره میشه؟!..شایدم تا آخرش به نقش بازی کردن ادامه بده؟!... کاپل: ویمین ژانر: عاشقانه، درام، اسمات نویسنده: آرنا
forbiden love(عشق ممنوعه)|Minv by crazyofvmin
crazyofvmin
  • WpView
    Reads 38,444
  • WpVote
    Votes 4,888
  • WpPart
    Parts 40
نام داستان :عشق ممنوعه💜 ژانر:drama/romantic/angest کاپل:minv نویسنده:لیلا🔮 جیمین با شنیدن دوباره اسم ته اشکاش سرازیر شد و روی زانوهاش نشست. "میگه تهیونگ رفته، اون گفت ولی من میدونم دروغ گفته اون جایی نمیره، ما به هم قول دادیم."
Beby by XLsugaLX
XLsugaLX
  • WpView
    Reads 52,488
  • WpVote
    Votes 4,564
  • WpPart
    Parts 12
همه از اونجایی شروع شد که کیم تهیونگ برادرشو بعد سال ها گم شده بود پیدا کرد ولی تهیونگ احساس برادرانه بهش نداشت حس مالکیت میکرد نسبت بهش! .......................................... +تو..یعنی واقعا تو برادر واقعیمی -البته،ولی تو باید ددی صدام کنی جوجه خروس .......................................... کاپل اصلی:ویمین ...... فرعی:نامجین،سپ ژانر:دارک،کمی طنز، اسمات،....اند؟
A Referendum on Auto-Vivisection || VMIN || Persian Translation by Xil_gh
Xil_gh
  • WpView
    Reads 2,487
  • WpVote
    Votes 318
  • WpPart
    Parts 7
امید تو سینه ی جیمین جوانه زده بود، امیدی که عذاب آور نبود. حس زنجیری که به دورش پیچیده شده و اون رو به جهانی که سرنوشتش از قبل نوشته شده بود غل و زنجیر میکرد، نداشت. بیشتر شبیه این بود که رشته نخ قرمزی به دور انگشت کوچکش پیچیده شده و اون رو به اینجا راهنمایی میکنه. به این اتاق خواب. کنار این پسر. پسری که دوباره چنان با حرارت اون رو میبوسه که باعث میشه تمام وجود جیمین به لرزه دربیاد. خب چند تا نکته راجع به این فیک بگم: 1.این فیک شامل توصیف موضوعاتی مثل آسیب زدن به خود، خودکشی،‌ افسردگی و اختلال غذا خوردن و... هست. اگر حس میکنید که خوندنش اذیتتون میکنه شروعش نکنید. 2.برنامه مشخصی برای آپ فعلا در نظر نگرفتم، ولی احتمالا هفته ای یک بار باشه. 3.من خیلی وقته چیزی ترجمه نکردم، احتمالا این چپترهای اول زیاد خوب نباشه، یکم باهام مهربون باشید تا راه بیفتم.♡♡♡
Deprecidal Love | MinV  by bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Reads 40,874
  • WpVote
    Votes 6,324
  • WpPart
    Parts 27
همه کیم تهیونگ رو میشناختن... پسری که با همه دوست بود ولی کسی زیاد بهش نزدیک نمی شد... پسری که همیشه بدنش پر از کبودی بود... پسری که همیشه استین لباس هاش حتی انگشت هاشم می پوشوند... و مهم تر از همه پسری که از همه بیشتر می خندید... این داستان اونه... داستان اون و پارک جیمینی که همه ی مرز ها رو زیر پا میزاره و به اون نزدیک میشه. و بالاخره باور می کنه که... افرادی که لبخندشون پر رنگ تره... ناراحتی ها و غم هاشونم سنگین تره... ‼️‼️‼️‼️‼️‼️ ⚠️ ⚠️⚠️⚠️⚠️warning: این فیم به دلیل داشتن موارد زیر برای همه مناسب نیست: خود آزاری (self-harm) تجاوز (rape) خودکشی(suicide) افسردگی (depression) خون (blood) اگه با این چیزا مشکل دارید و اذیتتون میکنه لطفا از خوندن این فیک اجتناب کنید.⚠️⚠️⚠️⚠️ ‼️‼️‼️‼️‼️‼️ Main Couple: Vmin (top jimin) Genres: Angst - Romance By: Rehy Otaku👽
MoonChild || S.1 completed by sonsuz_rb
sonsuz_rb
  • WpView
    Reads 19,690
  • WpVote
    Votes 3,639
  • WpPart
    Parts 34
همه چیز برای کیم ته هیونگ از یه خط خامه‌ای شروع شده بود تا برسه به احساسی که درست مثل اکستاسی بود و کسی مثل ته هیونگ رو تا مرز کفر می برد! • عنوان: فرزند‌ ماه فصل اول -> تراکاتا (گل سفالگری) - کاپل: ویمین - سکرت - ژانـر: رمنس - فلاف - کمدی - روزمره - رده سـنی: PG - 13
Only you. | MinV by bangtan_fantan
bangtan_fantan
  • WpView
    Reads 15,849
  • WpVote
    Votes 1,602
  • WpPart
    Parts 8
نمی تونست اونها رو با خودش پایین بکشه... اگه میموند، باعث پس رفت بی تی اس میشد... باعث اسیب دیدن جیمین میشد... جیمین همیشه نگرانش میموند... Genre: Angst/ drama /romance /RPF Couple: Minv (Top park jimin) Main Characters: Kim Taehyung / Park Jimin روزهای آپ: یک روز در میون... Rehy Otaku~
Blue & Grey by mohadeseh--82
mohadeseh--82
  • WpView
    Reads 8,180
  • WpVote
    Votes 650
  • WpPart
    Parts 24
چطور میتونم بخندم یا اشک بریزم وقتی زندگی کردنو فراموش کردم ؟ من لبخند زدن .. دوست داشتن ... و حتی خودمو فراموش کردم من مردم .. مرد ها لبخند نمیزنن پایان فصل اول:)