kimiyach's Reading List
70 storie
Let's help each other (Persian version) di black_nots
black_nots
  • WpView
    LETTURE 1,059
  • WpVote
    Voti 117
  • WpPart
    Parti 2
وقتی دو رقیب مجبور به حرف زدن میشن تا حوصلشون سر نره، دوستی ذهنی بینشون ایجاد میشه. ولی وقتی دریکو ملفوی و هری پاتر ، راز هایی که بقیه دوستاشون نمیدونن رو فاش میکنن، تصمیم میگرین که به هم دیگه کمک کنن‌. *این داستان توی قطار سال شیشم موقع برگشت به خونه اتفاق می افته* امیدوارم ازش لذت ببرین ❤
𝐦𝐚𝐠𝐢𝐜 𝐚𝐧𝐝 𝐜𝐡𝐚𝐧𝐠𝐞 | جادو و تغییر di yalda2010
yalda2010
  • WpView
    LETTURE 360
  • WpVote
    Voti 26
  • WpPart
    Parti 3
مقدمه : دریکو ملفوی پسر ثروتمند که پس از جنگ با لرد تاریکی برای ادامه تحصیلات به هاگوارتز برمیگرده در این حین میخواد اخلاق گذشته اش رو تغییر بده و به فردی دیگه تبدیل میشه و با این حال با چالش های سختی رو به رو میشه ، و یکی از این سختی ها عاشق دشمنش یعنی هری پاتر بود.
Love and Magic  di nimonel
nimonel
  • WpView
    LETTURE 5,866
  • WpVote
    Voti 695
  • WpPart
    Parti 15
این داستانم یه شیپ از دراریه؛ دراکو مالفوی و هری پاتر توی مجموعه فیلم‌های هری پاتر. ایده از خودمه و امیدوارم سوتی و مشکل نداشته باشه. سعی می‌کنم مثل رمان قبلیم خشک و فضای سنگین نداشته باشه. بخونید و نظر بدید و امیدوارم لذت ببرید.
Love Is Gone <3.Drarry ( Persian di elliotex
elliotex
  • WpView
    LETTURE 7,737
  • WpVote
    Voti 608
  • WpPart
    Parti 17
" فقط اون کلمات نیستن که می‌تونن بهم آسیب بزنن. گاهی آسیب هایی که سکوتت، اون نگاه پر از نفرتت، نفرتی که هرگز نفهمیدم از کجا اومد، و حتی بوسه‌هایی که با هر کسی غیر از من تجربه میکنی، دراکو.. جبران ناپذیر تره. " this book is being edited. Plz, wait to read.
You Know that, Right? [Eruri] di theclassicfreya
theclassicfreya
  • WpView
    LETTURE 2,611
  • WpVote
    Voti 240
  • WpPart
    Parti 6
[ERURI] Erwin and Levi from AOT اروین خندید و سرشو بوسید " دوستت دارم ، میدونی که دارم.. مگه نه؟ " لیوای سرشو بلند کرد و بهش نگاه کرد " همیشه میدونستم، و منم دوستت دارم میدونی که ؟ "
Love for Life • عشق برای زندگی di arielzism
arielzism
  • WpView
    LETTURE 321
  • WpVote
    Voti 0
  • WpPart
    Parti 10
آریِل سردسته ی قلدرای دبیرستان خصوصی که سال آخر خودش رو میگذرونه.. طی یک روز و یک اتفاق، با الیو هوس انگیز ترین فرشته ی زندگیش روبرو میشه! آیا احساس بین دو طبقه ی مختلف اجتماعی میتونه سرانجام شیرینی داشته باشه؟ احساسات بین دو پسر؟! باید ببینیم بازی سرنوشت چه تقدیری برای عاشق ها رغم دیده.. For Lovers♡
Save meᯓDrarry di IMOOGI_DUPONT
IMOOGI_DUPONT
  • WpView
    LETTURE 4,020
  • WpVote
    Voti 386
  • WpPart
    Parti 53
صدای تازیانه ی بی رحمِ آذرخش که بلند شد، تحمل پسرک پایان یافت و بغض بزرگی که در گلویش سنگینی می کرد شکسته شد.بدون کوچکترین اهمیتی برای غرور ارزشمندش، اجازه داد که قطره های اشکش، به ارامی بر روی گونه اش جاری شوند و به روی زمین سخت بیفتند. وجودش از وحشت و غم پر شده، و ترس از تنهایی دوباره مانند طوفانی عظیم، به او هجوم برده بود. با صدای ضعیف و ارامش زمزمه کرد: «تقصیر من نیست که به این سرنوشت تاریک و ترسناک دچار شدم! من محکوم شدم به رنج کشیدن تاابد..و ازت میخوام منو درک کنی.تو نمیدونی که چقدر میترسم؛ من میترسم از تاریکی، از تنهایی، از اتفاقاتی که قراره برام بیوفته.من از اینده میترسم، درا!» در حالی که با آستین آغشته به خونش،جلوی صورتش را گرفته بود، بریده بریده گفت: «لطفا نجاتم بده.منو ببر یه جای دور که هیچکس دستش بهم نرسه.اصلا.. بیا باهم فرار کنیم!»
Our future is shaped by our past. || Drarry di 1413na520
1413na520
  • WpView
    LETTURE 3,770
  • WpVote
    Voti 518
  • WpPart
    Parti 33
آینده ما همیشه تحت تاثیر گذشته ماست سرنوشتی پر از عشق و جدایی قضاوت های اشتباه و تفرقه پراکنی قهرمان یک داستان شرور داستانی دیگر آیا همه چیز آتگونه است که به نظر می آید ''این داستان با این که ربط هایی به هاگوارتز داره اما خط داستانیش کاملا جداست'' داستان با دراکویی شروع میشه که یه پدر مجرده هنری ای که دنبال مادره و هری ای که باید تو تاریخ دنبالش گشت تا پیدا بشه اولین داستان منه پس شاید عالی نباشه ولی دوستش دارم
it supposed to be an outing!!! di 0Aurelianus0
0Aurelianus0
  • WpView
    LETTURE 11,244
  • WpVote
    Voti 1,655
  • WpPart
    Parti 12
شرلوک و جان، به پیشنهاد یا شایدم اجبار شرلوک، به یک سفر تفریحی روی دریا میرن. "که جان یکم استراحت و تفریح کنه..." مشکل اینجاست که شرلوک هیچوقت اهمیت نمیده. و مخصوصا هیچوقت خودشو گرفتار شرایط کسالت آوری مثل تفریح به سبک مردم عادی وسط دریا نمیکنه. اونم وسط دریا!! "یه جای کار میلنگه" جان با خودش فکر میکنه. یه فف جانلوک b: فقط برای سرگرمی نوشته بودم ولی دارم پابلیشش میکنم ://// پسسسس... اگ مسخره بود یا غلط املایی یا هر اشکالی داشت یا اگه برای جاییش ایده‌ی بهتری دارید یا حتی برای ادامه‌ش حتما بگید^-^ انشالله که لذت میبرید :') (اسمات نداره) (من تا حالا تو کروز نبودم و مطلب بدرد بخوری هم نتونستم درموردش پیدا کنم، اگه اشکالی پیدا کردید حتما بگید)
Dark light [Drarry] di lizardmtm
lizardmtm
  • WpView
    LETTURE 130,385
  • WpVote
    Voti 16,448
  • WpPart
    Parti 50
دراکو: میخواستم روی ماه ببوسمت اما وقتی بوسیدمت تو خود ماه بودی هری!