Chanbeak 2
13 stories
Red Destiny by eln_ROSErain
eln_ROSErain
  • WpView
    Reads 779
  • WpVote
    Votes 154
  • WpPart
    Parts 10
FICTION : Red Destiny- سرنوشت سرخ COUPLE : چانبک-سکای-کایسو GENRE : جنایی-معمایی-عاشقانه-اسمات AUTHOR : Elina ;) COVERS :Golsan -خوب اگه راستشو بخوای، اونجا قشنگه. به تاریکی درونمون و با گل‌هایی به رنگ خونمون؛ سرمای دلچسبی که نفست رو حبس می‌کنه و شگفت‌انگیزه که... - صبرکن ببینم؛ الان درباره اون گورستان کوفتی صحبت می کنی دیگه نه؟! -سرانجام، همه‌ی ما از گوشت‌هایی ساخته شده‌ایم که بُریده می‌شوند و استخوان‌هایی که می‌شکنند.گورستان خانه ی دوم همه ی ماست‌. -خیلی کتاب می‌خونی. -درست می‌گی، معلومه که می‌خونم.
⊰Black Rain⊰ by Enemy_Sweet
Enemy_Sweet
  • WpView
    Reads 22,466
  • WpVote
    Votes 2,314
  • WpPart
    Parts 27
داستان ما در طرف سایه ی تنهایی است... جای گره خوردن احساس و اس ام... داستان ما شاید... قوسی از دایره ی سرخ پر درد باشد... couple : baekyoel,chanbaek , hunhan , sebaek gnere : action , bdsm , smut , romance Writer : beat_pcy Up: friday
scenario of a photo by Kadijagi1288
Kadijagi1288
  • WpView
    Reads 7,746
  • WpVote
    Votes 1,901
  • WpPart
    Parts 43
کاپل اصلی: کایسو ژانر: رمنس، درام، هیجانی نویسنده: @Souhaitt00 (آرزو) خلاصه: کیونگسو، پسری که قبلا پاپارازی بوده و الان عکاس کیم جونگین مدل معروف کره است. کیونگ اتفاقی یه روز صدای مکالمه‌ی جونگین رو میشنوه و میفهمه که جونگین توی کار قاچاق اسلحه است و کیونگسو از جونگین عکسایی میگیره که نه به نفع جونگینه نه به نفع خودش.
Retro Space Babe by templuto
templuto
  • WpView
    Reads 8,512
  • WpVote
    Votes 1,798
  • WpPart
    Parts 13
هروئینی که دست و پا درآورده، شیره‌ی درخت افرا و کره روی پنکیک، خدای من، بوی نون زنجبیلی و بلوط برشته. کای مثل تمام این‌ها اعتیادآور بود. پوست تیره‌ش زیر نور کمِ ماه، کمی آبی شده‌بود و دسته موی سرکشش دوباره روی پیشونی‌ش افتاده‌بود. زمزمه کرد "برنامه دارم برای یه مدت قابل پیش‌بینی آزارت بدم، فضایی کوچولو" و دوباره لبخند گرمی تحویلم داد. KAIHUN • CHANBAEK Surfing in the 80s.
fate the sehun (سرنوشت سهون) by elsymy
elsymy
  • WpView
    Reads 2,012
  • WpVote
    Votes 406
  • WpPart
    Parts 10
📌سهونی که برا راضی کردن خانوادش برا ازدواج با دوست دخترش تصمیم میگیره با یه پسر قرار الکی بزاره تا خانوادش برا حفظ آبروشونم که شده رضایت به ازدواج با دوست دخترش بدن اما غافل از اینکه سهون واقعا عاشق پسره میشه 📌کاپل : سهبک ، چانسو ، لیسهون
《Breathtaking 》 - Layho - ◇Completed◇ by winfics
winfics
  • WpView
    Reads 7,194
  • WpVote
    Votes 1,235
  • WpPart
    Parts 5
پلیس تازه کار "جانگ ییشینگ " پرونده ای رو به دست گرفته که مضنون اصلی " کیم سوهو" ییه که با تمام وجود عاشقش شده ؛ اما باور داره که اون بی گناهه ... اما واقعا همینطوره ؟ 🅶🅴🅽🆁🅴: Angst , Criminal , Romance 🄽🄲 +19 ❗ 🇭‌🇦‌🇵‌🇵‌🇾‌ 🇪‌🇳‌🇩‌? 🇸‌🇦‌🇩‌ 🇪‌🇳‌🇩‌ ?
From revenge to love [kaihun / chanbaek] by rira_drk
rira_drk
  • WpView
    Reads 32,014
  • WpVote
    Votes 6,598
  • WpPart
    Parts 42
از انتقام تا عشق (کامل شده) کاپل : کایهون • چانبک ژانر : رمنس • اکشن • اسمات خلاصه •° چی میشه اگه از یه جایی به بعد زندگیت بر پایه آتش بنا باشه؟ آتیشی که میسوزونه... هم زندگی خودتونو... و هم زندگیِ اطرافیانتون... به ظاهر اروم و گرمه... اما اگ رنگ انتقام بگیره، همه چیزو از بین میبره... و کی گفته احساسات قوی ترن؟
Fell In Love With My Kindapper by arti_taekook
arti_taekook
  • WpView
    Reads 18,824
  • WpVote
    Votes 1,634
  • WpPart
    Parts 22
(کامل شده) فف استریت از بکهیون ژانر : رومنس، برشی از زندگی، مافیایی
Report of Abduction by zarzartala
zarzartala
  • WpView
    Reads 22,346
  • WpVote
    Votes 3,738
  • WpPart
    Parts 62
[کامل شده] گزارش یک آدم ربایی ژانر؛ جنایی، کمدی، عاشقانه کاراکترا؛ جونگین/مینجو/اکسو خلاصه؛ مینجو یه افسر ساده‌ست که تو جریان یه آدم‌ربایی سر از خونه‌ی کیم جونگین درمیاره، مردی که با وجود ظاهر الهه مانندش بویی از عاطفه نبرده؛ جونگین همراه باقی پسرا عضو یه تیم فوق سریه که وظیفه‌شون انجام جنایتاییه که سیاست مدارای رده بالای کشور سفارش میدن. مینجو ماموریت داره یه ماه همراه این تیم بمونه، بی‌خبر از اینکه آخرش قراره قربانی سیاست بالادستیا بشه‌‌. تو این یه ماه پسرا باید ببین می‌تونن نسبت به مرگ و زندگی این دختر ساده و خوش‌خیال بی‌تفاوت باشن یا نه؛ خصوصا جونگین که از زن‌ جماعت فراریه! "انگار فرقی نمی‌کنه لباسی که می‌پوشی چقدر به شونه‌های پهنت کش بیاد، توی خشاب اسلحه‌ات چندتا گلوله داشته باشی یا چند نفر ازت حرف شنوی داشته باشن، تهش توی خلوتت دلت میمیره برا اینکه یه نفر همین طوری که هستی دوستت داشته باشه. مثل دیو زشتی که خودشو توی یه قلعه‌ی بی‌درو پیکر زندونی کرده باشه، جونت درمیاد برا اینکه یه نفر پا بزاره به دنیای تاریکت و با انگشتای ظریفش لمست کنه..."