Hidden Dream
Wr: Shamim
Main Couple: Vkook. Yoonmin. Namjin
Genre: Romance. Smut. Drama
خلاصه :
داستان راجع به جونگ کوکیه که دونه دونه همه چیزهایی که دوسشون داره رو از دست میده ولی یک نقطه ای از زندگیش چیزی پیدا میکنه که خلاء بزرگ وجودشو پر میکنه و جای همه چیزهایی که از دست داده رو میگیره چیزی که ما
بهش میگیم
"عشق"
In Red - سرخپوش
جونگکوک جئون، رئ یس زادهی بند هشتم زندان گری سی! کسی که توی سلولهای اون زندان بزرگ شده بود و حالا یک تازه وارد توی بند هشتم، همه چیز رو بهم ریخته بود! 🔞🃏⛓
تازه واردی که بدون هیچ ترسی مقابلش میایستاد و با گستاخی جوابش رو میداد اما کی فکرش رو میکرد اون تازه وارد باعث شه #غرور خود ساختهاش رو از دست بده؟ ⚖💰🚬
_______________________
"اگر روزی موفق شدی و پذیرش من رو برای پرستشت به دست آوردی، اونموقع جلوی تک به تک این آدمها، توی همین کلیسایی که برای معبودتون ساختید... میبوسمت!
اونموقع "رئیسم" رو بعنوان "معبودم" میبوسم جئون!"
writer: Nren
couple: Vkook
Genre: prison-crime-romance-smut
_میدونی دوست نداشتنت مثل چیه؟
_مثل این میمونه که دریارو از ساحل بگیرن چون از ساحل بدون دریا فقط یه کویر میمونه...🌊
خلاصه:
مسکو داستانی عجیب از زندگی خون آشام هاییه که سرنوشت خودشون رو انتخاب کردن...
طبق قوانین جدیدی جهان به دو بخش تقسیم میشد...شمال برای خون آشام ها و جنوب برای انسان ها...
اما چی میشد اگه سرنوشت برده ای فرستاده شده از جنوب با سرنوشت خون آشام پر رمز و رازی که پسرخوانده ی شهردار مسکو بود گره میخورد؟
چه جنگ هایی قرار بود بر سر خون این پسر راه بیوفته؟
داستان پر فراز و نشیب مسکو رو بخونین...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
کاپل:🔹️هوپمین_ویکوک🔹️
نویسنده: Sylvie 🌱
ژانر:سوپر نچرال،ومپایر،رمنس،اسمات 🔞⛔
پ ن: وجود برخی از ابهامات در مورد شهر مسکو کاملا طبیعیه و به دلیل نبود اطلاعات کافی در سایت های ایرانی ممکنه نویسنده ایراد هایی در متن داستان داشته باشه، اما تمامی مکان ها و شهر ها کاملا واقعی هستن.
فصل دوم: Moonrise
طلوع ماه...
توی شهری مثل مسکو چه معنایی میتونست داشته باشه؟
خون آشام ها فرزندان ماه بودن...اما چی میشد اگه ماه پای فرزندان ارشدش رو با ماجرا باز میکرد؟
تهیونگ سوبایانین شهردار فعلی مسکو، باید به همراه برادرش به جنگ با آشوب های آینده ی مسکو میرفت...
اما عشق...
طلوع دوباره ی ماه، طلوع دوباره اون پسر بود...
پسری که قرار بود دوباره قلب شهردار مسکو رو به بازی بگیره....
کاپل: هوپمین، ویکوک، نامجین 🥀
ژانر: خو ن آشامی، اومگاورس، رومنس، درام، اسمات 🔥
پیج نویسنده: @sylvie_fic
پ ن: این فیک ادامه ی فیک Moscow میباشد 💛
When The Stars Appear
وقتی ستاره ها ظاهر شدند (فصل اول)
-تمام شده-
- این گستاخیه اگه بگم دوست دارم با ولیعهد یک رابطه ی عجیب رو شروع کنم؟
+ چه رابطه ی عجیبی...؟
- رابطه ای توش نه دوستیم نه رقیب... این گستاخیه سرورم...؟
اگه گستاخیه فقط بهم بگید... فراموشش میکنم...
Wr: @Moonlike_Rmy
Main Couple: Vkook
Genre: Angst. Romance. Historical
When A Star Disappears
وقتی ستاره ای ناپدید میشود (فصل دوم)
-تمام شده-
قسمتی از فیک:
- میدونی اولین بوسه ی دنیا چطوری شکل گرفت؟
جونگکوک نگاه خمارش رو به تهیونگ دوخت و حلقه ی دست هاش رو دور گردن تهیونگ محکم تر کرد:
- نه... چطور...
تهیونگ نگاهی به لب های جونگکوک انداخت و بعد زمزمه کرد:
- تو زمان های قدیم یک زن و مرد پینه دوز بودن که یک روز مرد وقتی دست هاش بند بود یه تکه نخ رو با لب هاش کند و بعد... به زنش گفت بیا این رو از لب من بردار و وصلش کن! زن هم که دستش سوزن و وصله بود اومد نخ رو برداره دید دستش بنده! به ناچار با لب هاش برداشت... شیرین بود.... خوششون اومد... ادامه دادن...!
جونگگوک با شنیدن این داستان خنده ای کرد اما با نزدیک شدن سر تهیونگ خنده روی لب هاش محو شد و آب دهانش رو به سختی قورت داد:
- اما... تهیونگ ما دستامون بند نیست...
تهیونگ پلکی زد و به چشم های جونگکوک خیره شد:
- ولی شاید خوشمون اومد...
writer: @Moonlike_Rmy
couple: Vkook
Genre: Drama. Romance. Smut
┊Summary:
همه چیز از جایی شروع شد که اونها برای نجات نسل خودشون از آخرالزمانی که در مسیر وقوع بود، تصمیم به ترک سیارهشون گرفتن...و این آغاز و پایان همه چیز بود!
┊Teaser:
_ انقدر دروغ نگو آلیا...خون بینیت کم میاد.
با شرارت لبخندی زد و به دیوار های سرد اتاق خیره شد:
_ من و به این اسم صدا نکن کاپیتان اگرنه به فرعون خوفو میگم به جای غرق کردنت توی رود نیل، گردنت و بزنه!
دوباره دستهاش رو بالا آورد و تکه ای از موهای بلندی که باز هم باز شده بودن رو به دست گرفت:
_ باشه شاهزاده نیکیتا، ولی چه فرقی داره توی رود نیل غرق بشم یا گردنمو بزنن؟ قراره توی تاریخ بنویسن کیم تهیونگ به خاطر سوگلی فرعون کشته شد...
پیج نویسنده: @sylvie_fic
The Inception Of Nikita 🪐💙
genre: Secret
Couple: Vkook
Sub Couple: Hopemin
Writter: Sylvie 🌱
up: Saturday
Telegram: @papacita_01
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
نُوا یعنی چی؟...
زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا!
وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی.
وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته.
نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره...
.
.
سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن.
سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن.
سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن.
مجبورن
تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن.
هنوز میتونن حرف بزنن
ثابت کنن که هنوز زندن!
این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد...
ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی
کاپل: VKOOK / SECRET
+دختر پسری
NEMESIS - الهه ی انتقام
سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سالها دنبال یک قاتل سریالی میگشت، اما هرروز ازش دورتر میشد و توی پیدا کردنش شکست میخورد... درحالیکه تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفهی کاریش نبود...
زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل میکنند...
چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟
°•°•°•°•
"کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه...
دیگه نمیخوام دست اون عوضی بهت بخوره...
میخوام همش پاک شه... میخوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم میشینه..."
ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود
نویسنده: samar & moonlike & razi
کاپل: ویکوک
زمان آپ: تمام شده-