هرچی دم دستم اومد گذاشتم💞😖
114 mga kuwento
lilac 'm.preg' (persian translation) ni oioiii_honi
oioiii_honi
  • WpView
    MGA BUMASA 22,557
  • WpVote
    Mga Boto 4,261
  • WpPart
    Mga Parte 68
[completed] [edited] به هری گفته شده که ازش چه توقعی میره. اون حتی قبل از تولدش با وارث پک تاملینسون نامزد شده بود. اون تو احاطه و دست پرورده‌ی امگاهای مطیع، که تنها هدفشون تو زندگی خدمت به آلفاهاشون بود، یکی از هم نوع اونا شد. اون با یاد گرفتن اینکه چجوری آلفاشو راضی کنه، بزرگ شد، آلفایی که هیچی درباره‌اش نمیدونست، بجز اسمش. اسمش لویی تاملینسون بود. وارث بزرگِ بزرگترین پک بریتانیا. اسمش توی حومه شهرت داشت، لویی که یکی از سریع‌ترین و ماهر ترین آلفاها بود، به خاطر مهارت‌های جنگی و سیاست‌هاش معروف بود. هری همیشه به داشتن چنین آلفای ممتاز و باهوشی افتخار میکرد. لویی بی چهره بود، مثل یه بوم خالی برای هری کوچولو تا آلفاشو به هر شکلی که میخواد بسازه. اون اغلب خودشو تو رویا میبینه که تو آغوش قوی آلفاش بخوابه، وقتی که آلفاش قرار بود کارشو تموم کنه، مخفیانه به دفتر آلفاش میرفت و آلفاشو یکم از کار کردن منحرف میکرد، اما همچنین انگیزه کوچیک اون بود. اما مطمئناً چیزهای خوب باید تموم بشن. فانتزی کوچیک و بی نقصی که هری بهش پروبال داده بود، در نهایت یه فانتزی باقی میمونه. اون هنوزم آلفاشو دوست داره. اما آلفاش نه. °°° لری با کمی شیپ نیام.
Neurotic ni taranom809
taranom809
  • WpView
    MGA BUMASA 149
  • WpVote
    Mga Boto 33
  • WpPart
    Mga Parte 5
گفتند که تمام زندگی خلاصه در نفس هاست ؛ نفس های عمیق ، نفس هایی که از آغوش عشق وجودمان را پر میکند . چرا کلمات نمیتونن دردی که آدما میکشنو بیاد کنن ؟ هری استایلز پسرک ۲۴ ساله ای که مبتلاست به چندین اختلال روانی حاد . دوست پسرش لویی تاملینسون ۲۶ ساله که اونقدری با هری احساس راحتی نمیکنه تا جسارت کنه و بهش بگه باید درمان شه . louis top _hope you enjoy
Autism ni saba2079
saba2079
  • WpView
    MGA BUMASA 219,716
  • WpVote
    Mga Boto 36,607
  • WpPart
    Mga Parte 54
اون فقط اوتیسم داره.....
Are You My Father  (COMPLETED) ni 96_nargesmd
96_nargesmd
  • WpView
    MGA BUMASA 52,007
  • WpVote
    Mga Boto 8,898
  • WpPart
    Mga Parte 21
بعد از سالها لویی و هری دوباره بهم وصل شدن اما اینبار توسط یک دختر! آیا لویی پدر اون دختره؟! لویی چطوری قرار بفهمه؟ Larry Stylinson Fanfiction By: 96_nargesmd cover: Tiresise
protecting him ꗃ ziam ✓ ni mary_rider
mary_rider
  • WpView
    MGA BUMASA 89,648
  • WpVote
    Mga Boto 11,097
  • WpPart
    Mga Parte 28
آتشی که سوزوند و آبی که درد داشت #Ziam_Mayne
Fire And Stone(Z.M) ni youcancallmemrless
youcancallmemrless
  • WpView
    MGA BUMASA 175,232
  • WpVote
    Mga Boto 26,947
  • WpPart
    Mga Parte 69
اون حتي جرعت نداشت به اون مرد نگاه كنه
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED ni mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    MGA BUMASA 359,994
  • WpVote
    Mga Boto 59,370
  • WpPart
    Mga Parte 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!
little rose ni feelslikepetrichor
feelslikepetrichor
  • WpView
    MGA BUMASA 28,709
  • WpVote
    Mga Boto 4,471
  • WpPart
    Mga Parte 22
از جایی مینویسم که هری میتونه لگد های کوچیکی رو توی شکمش احساس کنه و دست های مهربونی که موهاش رو نوازش میکنن یا چشم هاش رو میبوسن و لبهای سرخی صداش میکنن: "هَزا..."
Him & I [L.S] ni bhr_abl
bhr_abl
  • WpView
    MGA BUMASA 15,162
  • WpVote
    Mga Boto 4,172
  • WpPart
    Mga Parte 59
[complete] از تلاش برای برگردوندن پسر، دست برداشته بود. اون فقط وقتی خودش میخواست، برمیگشت؛ تو خواب ها و رویا ها و آشنا پنداری های در هم شکسته. مثلا وقتی لویی به سمت محل کارش رانندگی میکرد، یهو چشمش می‌افتاد به پسری قد بلند با مو های فرفری که کنار خیابان ایستاده. برای لحظه ای نفس گیر، میتونست قسم بخوره که خودِ خودشه. بعد متوجه میشد که موهای این پسر بیشتر قرمزه تا شکلاتی... و سیگاری روشن کرده.. و تازه تیشرت سکس پیستولز رو هم پوشیده. هری از سکس پیستولز متنفر بود. هری... پشت سرش بود،تا لحظه ای که سرش رو برمیگردوند. کنارش دراز کشیده بود، تا لحظه ای که از خواب بیدار میشد. باعث میشد دیگران خسته کننده تر و بی روح تر به نظر برسن و هیچ کس به اندازه کافی، خوب نباشه. هری همه چیز رو خراب میکرد. هری رفته بود. و لویی از برگردوندنش دست برداشته بود