Ziam
44 stories
Midnight With Him" [Ziam] by red_yas
red_yas
  • WpView
    Reads 17,004
  • WpVote
    Votes 3,338
  • WpPart
    Parts 43
درحال آپ "🌿☁️ "نشسته روی تک صندلی انتهای دنیا مغموم و پریشان ، رها شده بودم از بین تمام آدم های دنیا از بین تمام رهگذر های بی خبر از سکوت های آغشته به فریادم ، تو صدایم را شنیدی ... تو دستم را گرفتی مرا از تمام کوه ها بالا کشیدی هنگامی که تمام طناب ها پوسیده بودند بار ها به این فکر کردم زندگی ارزش این همه درد را دارد؟ و بعد کسی کنار گوشم گوشم زمزمه کرد اعتراف کن! تو صد ها بار زندگی میکردی هزاران بار همین راه را میرفتی و میلیون ها بار او را پیدا میکردی و دوباره عاشق میشدی...."
son of the Dawn [Z.M] [L.S] by that_very_Witch
that_very_Witch
  • WpView
    Reads 9,949
  • WpVote
    Votes 2,282
  • WpPart
    Parts 26
《تو پسر سپیده‌دم هستی.نیمه آدمیزاد و نیمه اژدها.کسی که خدایان کهن و بر حق رو از زندانشون آزاد میکنه و نژاد آدمیزاد رو به خفتی که لایقشه میرسونه.》 زین به عنوان پیشکار ملکه وارد دربار میشه.جایی که لرد لیام پین،عموی پادشاه، از خیره شدن بهش ابایی نداره و اتفاقات شومی در شرف وقوعه.زین رازی داره که نباید فاش بشه؛رازی که اونو از بقیه آدمیزادها جدا میکنه.
Delusion ~ Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 7,072
  • WpVote
    Votes 1,745
  • WpPart
    Parts 8
[ از پایگاه فضایی CL2030 ؛ زین مالیک هستم این پنجمین ماموریت من در فضاست، اسم ماموریت ZM2018، این شاید آخرین ماموریت من و افرادم باشه ما در حال حاضر در حال ورود به ایستگاه هستیم اگر همه چی درست پیش بره هفته ی دیگه توی خونه ایم...پایان پیام ]
Daddy And Love / Ziam ~ By: Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 15,650
  • WpVote
    Votes 2,452
  • WpPart
    Parts 6
اسم من زین مالیکه... من با پسرم دیون مالیک که چهار سالشه زندگی میکنم حدود چندماهه که با همسایم لیام پین قرار میذارم پسرم و لیام رابطه ی خیلی خوبی دارن اونقدر که گاهی حس میکنم فراموش شدم و اون دوتا بیشتر اوقات با همن... دیون از رابطه ی من و لیام خبر داره و لیام رو مادر خودش میدونه و لیام اینو خیلی دوست داره a Ziam Mayne Short story
Betting/ziam ~ By Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 102,044
  • WpVote
    Votes 11,026
  • WpPart
    Parts 24
جایی که لیام استاد هات زینه! زین پسریه که سر خوابیدن با استادش شرط میبنه لری هم داره ولی کم داستانی شاید کوتاه از زیام !completed! ---- Start : 1st jan 2018 End : 28st jan 2018
Free Fall /Ziam~ By Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 250,569
  • WpVote
    Votes 34,041
  • WpPart
    Parts 77
+چند وقته تو آموزشی ای؟؟ -سه ماه! یه پک به رول ویدش زد +از اینکه منتقل شدی ناراحتی؟ -نه ولی دوست دخترم میگه خیلی از ما دوری! +ما؟ -آره دیگه دوست دخترم حامله است!! #1 in fanfiction --------- Start : 28 jan 2018 Compelet: 19 july 2018
Diplomat ~ by : Atusa20 by atusa20
atusa20
  • WpView
    Reads 198,172
  • WpVote
    Votes 33,531
  • WpPart
    Parts 63
-من نخست وزیرم لیام...این مسخره بازیو تمومش کن +تو نخست وزیری منم همسر نخست وزیرم...این بحثم همینجا تمومه a story by : Atusa20 No. 1 in fanfiction 😎
I'm Not Yours {ziam} by Heyfaezh
Heyfaezh
  • WpView
    Reads 215,201
  • WpVote
    Votes 28,894
  • WpPart
    Parts 44
Highest ranking : #2 in Fanfiction _تو متعلق به منی +اشتباه میکنی . من متعلق به تو نیستم . من متعلق به هیچکس نیستم !
Give me love (new) by yasi_palik
yasi_palik
  • WpView
    Reads 535
  • WpVote
    Votes 63
  • WpPart
    Parts 2
رویاها همیشه قشنگن همیشه یاد آور و خواستنِ چیزهایی هستن که دوستشون داریم، اما مال ما نیستن و ممکنه هیچوقتم نشن. آدمای رویا پرداز همیشه دنیاشون از بقیه جداست، همیشه رنگارنگ و قشنگه، چون با افکار و احساسات خودشون ساخته شدن؛ پر از چیزای خواستنی. همیشه چیزهایی که حسرت به دست آوردنشونو دارن تو مغزشون قدم برمیداره درسته زجر آوره، اما فکر کردن بهش همیشه لبخند رو روی لباشون میشونه و انگار همونجا اُتراق میکنه. درست مثل من؛ خیال های من پر از توعه، تو و همیشه تو! عطر تلخی که همیشه میزنی و با بوی سیگارت مخلوط میشن و بیش از حد جذابت میکنن! راه رفتنت، صدای پاشنه ی کوتاه کفشات، تصویر حرکت دادن انگشتای ظریف دستت که با جوهر تتوهات نقاشی شدن.... من به تک تک اجزای بدنت و تمام چیزایی که مال توان حسودی میکنم، حتی به پاکت سیگارت. چون همیشه تو جیبته و همیشه بوی تنتو حس میکنه، همه جا همراهته و تک تک اون نخ های سفید رنگ سیگار بین لب هات قرار میگیرن، هوایی که از شش ها و بین لب ها و دهنت رد شده رو حس میکنن...:) من حتی به بالشتتم حسادت میکنم. همیشه هروقت که خسته میشی سرتو روش میذاری. پارچه ی بالشت موهات که مثل تار ابریشمن رو حس میکنن، حتی پوست نرم و خاستنیِ صورتتو. من یه خیال بافِ معمولی نیستم، از نوع احمشقم! احمق بودن به این معنی ن
ziam short story translate  by MaedehMousavi1
MaedehMousavi1
  • WpView
    Reads 364
  • WpVote
    Votes 65
  • WpPart
    Parts 2
anonymous43 ترجمه ی شورت استوری های زیام امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرین و حمایت کنین