Julian_matias's Reading List
4 historias
Somebody To Love por nooneinthislife2
nooneinthislife2
  • WpView
    LECTURAS 201,540
  • WpVote
    Votos 7,672
  • WpPart
    Partes 29
Falling in love with another man during the 1950s was never something Taehyung or Jeongguk envisioned. Especially not when they were both married and had beautiful wives. The story of two lovers who were never meant for each other, but destiny found its way anyway. @Larryvgl
𝐓𝐡𝐞 𝐁𝐫𝐨𝐤𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ por ituhide
ituhide
  • WpView
    LECTURAS 1,256,571
  • WpVote
    Votos 139,123
  • WpPart
    Partes 50
[Completed] "خیره به چشمای تخس تهیونگ که با اون خط چشم گربه ای انگار داشتند براش چاقوکشی می کردند عصبی لب زد: - این ازدواج اندازه مدارک مالکیتی که ازت دارم واقعیه کوچولو... اینچ به اینچت مال منه! سرشو نزدیک تر برد و درحالی که لب هاش موقع حرف زدن تقریبا لب های تهیونگ رو لمس می کردند غرید: - و این یعنی دست از پا خطا کنی خونت برام حلاله... جایی ازت که یکی به جز من دست بزنه رو خورد می کنم!" 𝐶𝑜𝑢𝑝𝑙𝑒𝑠: 𝐾𝑜𝑜𝑘𝑣, 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑚𝑖𝑛, 𝑛𝑎𝑚𝑗𝑜𝑜𝑛𝑥𝑔𝑖𝑟𝑙 𝐺𝑒𝑛𝑟𝑒: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑆𝑚𝑢𝑡🔞, 𝐶𝑟𝑖𝑚𝑒 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫DO NOT COPY THIS WORK🚫
حامی(ویکوکمین) por poke_r833
poke_r833
  • WpView
    LECTURAS 183,158
  • WpVote
    Votos 23,819
  • WpPart
    Partes 54
جیمین وقتی تازه پا به نوجوونی گذاشت به دلایلی مجبور به نگهداری دوتا بچه شد و حالا که اون دو آلفا بزرگ شدن جیمین کاملا احساس خوشبختی میکنه. اما وقتی یهویی سر و کله ی خانواده ی هانول و سئوک(همونایی که جیمین بزرگشون کرد)پیدا شد همه چیز بهم ریخت و جیمین که نگران بود به عنوان خدمتکار پاشو به عمارت کیم ها گذاشت. بنظرتون جیمین میتونه بین آدمای عجیب اون عمارت بمونه و مراقب و حامی پسراش باشه؟ قسمتی از فیک: هانول دستمو گرفت و مجبورم کرد از صندلی بلند شم ●تا همین الانم نگاهشون به امگام داره اذیتم میکنه سئوک درحالی که کمرمو گرفته بود تا به بقیه آلفاها بفهمونه که نگاهشونو کنترل کنن گفت: ○لطفا روی امگای من میم مالکیت نذار جناب رسما بینشون در حال خفه شدن بودم: +هی پسرا کی گفته من امگای شمام؟ من خودم آلفا دارم که هنوز پیداش نشده سئوک زیر لب گفت: ○کاش همونجوری گم بمونه چون میکشمش _______________________________________________________ کاپل:ویکوکمین-_ویکوک(اولش ویکوک کاپلن)-نامجین-سپ ژانر: امگاورس-تریسام-امپرگ(احتمالا)-انگست-عاشقانه-کمی طنز و... زمان آپ: پنجشنبه هرهفته توی خلاصه نویسی خوب نیستم‌ یه سر بزنید به فیک شاید خوشتون اومد خوشحال میشم به فیکام سر بزنید
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 por this_is_D
this_is_D
  • WpView
    LECTURAS 779,874
  • WpVote
    Votos 99,056
  • WpPart
    Partes 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)