داستان این فیک در مورد بکهیون بدشانسیه که در اثر خوردن یک نوشیدنیِ طلسم شده دچار یک دردسر بزرگ میشه .
کاراکترهای این فیک در نقش خودشون و عضو گروه اکسو هستن .
اسمش از رو از روی اسم آلبوم یکی از گروههای مورد علاقه م وینر برداشتم و از اونجایی که شماره بکهیون هم چهاره فکر کردم بد نمیشه این عدد که در کره یک عدد نحس به شمار میره رو برای نشون دادن سرنوشت عجیب و غریب بکهیون استفاده کنم .
بعضی از صحنه های کمدی این فیک الهام گرفته شده اند ولی کلیت داستان از تخیلات ذهن سوراخ سوراخ خودم میباشد 😁
ژانر فیک هم امپرگه . لطفا با آگاهی از این موضوع و اگه این ژانر رو میپسندین، با سرنوشت یک شماره ی چهار بدشانس همراه بشین و فیک رو بخونینش💖
و این دفعه محسن و احمدی که کنارهم قرار گفتن و اتفاقاتی که توی رابطشون میفته... شاهد یک عشق پرشوریم؟
و اونا از پس مشکلات رابطشون برمیان؟
"""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
آدم برفی چَپتِر دوم... هم برای اونایی که فف اولو خوندن و هم برای بقیه...
امیدوارم لذت ببرین
♡صبا♡
"آدم برفی" (محسن تنابنده و احم د مهران فر در کنارهم💜)
ماجراهایی که برای محسن و احمد پیش میاد همراه چاشنی طنز نقی و ارسطو و ازهمه مهم تر --💜"نَرَسطو"💜
نوشته شده ی دستِ من💜صبا
#narastoo #naghi #arastoo #mohsentanabande #ahmadmehranfar #snowman #tanafar #تنافر
اولین بارے ڪہ دیدمت
هرگز فڪرش را نمیڪردم تو همان ڪسے هستے ڪہ
قرار است بعدها، بارها برایش بمیرم...
محسن راننده ای که دل به جاده زده برای درآوردن پولی جهت رفع مشکلاتش
و احمد پسری در تلاش برای فشار از دست خانواده اش و رسیدن به آنچه حق مسلم خودش میدونه...
به نظرتون این دو نفر میتونن همسفرای خوبی برای هم باشن؟
وقتی جوونی و یه سری تصمیمات میگیری و هرطوری شده پاشون میمونی، سخته ک بعد از مدتی فراموششون کنی و اگه اون تصمیمات بعد از مدتی یهو جلوت ظاهر شن، چه واکنشی نشون میدی؟!
🔞این سم حاوی نویسنده ای بسیار بسیار گشاد است لطفا صبرتان به کام باشد.🔞
همش لحظه ای اتفاق افتاد که چشمام به چشماش برخورد کرد....
لحظه ای که اون موجود کوچولو با اون عشوه های کیوتش منو اسیر خودش کرد...
گایز من واقعا از چشماتون بابت خوندن این سم معذرت میخوام😔💔