هیولای شب از خواب بیدار شده است
و صدای او به گوش اهالی میرسد
زمانی که نه شمشیری برنده است و نه سپری مستحکم ، نه سربازی باقی مانده و و نه دلی که زمانی عاشق بوده است.
ژانر: فانتزی - ماجراجویی- عاشقانه- تخیلی
هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری...
قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش...
صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده ب ود.
صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه.
هری:متاسفم لویی.متاسفم...
یه اتفاق ساده و کوچیک باعث شد زندگی هری برای همیشه تغییر پیدا کنه .
چه خوبه که از اتفاق های ساده و کوچیک ساده رد نشیم.
این شما و این داستات زندگی هری و هم خونه جدیدش
هم خونه ایی که از یک جعبه کفش کنار خیابون ، راه به آغوش گرم هری پیدا کرد.
به زندگی در کاتونیا خوش آمدید.
📎𝗟𝗶𝘀𝘁𝗲𝗻 :
𝗜𝘁'𝘀 𝗛𝗮𝗿𝗼𝗹𝗱.
𝗧𝗵𝗶𝘀 𝗶𝘀 𝗺𝘆 𝘀𝘃𝗲𝗻𝘁𝘆-𝘁𝗵𝗶𝗿𝗱 𝗮𝘁𝘁𝗲𝗺𝗽𝘁 𝘁𝗼 𝘁𝗲𝗹𝗹 𝘆𝗼𝘂 𝗵𝗼𝘄 𝗺𝘂𝗰𝗵 𝗶 𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘆𝗼𝘂 𝗡-
" 𝗣𝗹𝗲𝗮𝘀 𝗙𝗼𝗿𝗴𝗶𝘃𝗲 𝗠𝗲 𝗟𝗢𝗨 "
𝗛𝗲𝘆.. 𝗟𝗼𝘂? 𝗖𝗮𝗻 𝘆𝗼𝘂 𝗵𝗲𝗮𝗿 𝗺𝗲?
- حال در پس طوفانی که موجهای دریا را با شدت در هم میکوبد، لو را میبینم که بر روی یک پا ایستاده و تلو تلو خوران سعی دارد به اعماق وجودم با نگاه یخزده و خیره اش، نفوذ کند
𝑏𝑢𝑡 𝑖'𝑚 𝑠𝑡𝑟𝑎𝑦
𝑤𝒉𝑜 𝑤𝑖𝑙 𝑙 𝑐𝑜𝑚𝑒 𝑎𝑛𝑑 𝑓𝑖𝑛𝑑 𝑚𝑒?
- 𝓓🍷
وقتی که هریت استایلز فراری از قرار ها و مرد هاست اولین روز کاریش به عنوان مدیر مدرسه رو اغاز میکنه
که البته قرار نیست خیلی جذاب باشه با وجود فردی تامیلنسون!
و اونجایی که بعد چندبار صبر هریت تموم میشه و به لیزا تامیلنسون زنگ میزنه برای بازخواست پسر کوچولوش....
این یه شروع جدید میتونه باشه؟...
اسمش مشخصه...نیو استارت!
شروع جدید..برای همه ادما وجود داره
توی هر سنی،شغلی،شخصیتی...همه یه شروع دوباره لازم دارن
یه شروع جدید برای ادامه دادن
یه شروع جدید بعد از خستگی ای که در کردن...
مخلوق های منم همینن،از بزرگ تا کوچیک،از نقش اصلی تا نقش فرعی...یه شروع جدید دارن و هرکدومشون به نحوی شروع جدید دیگری رو میسازه...
1400/5/26...شروع جدید ما بود...
و شروع جدیدترمون؟...1400/12/13