Taekook "ⁱ ˢʰᵒᵘˡᵈ ʳᵉᵃᵈ¹" • ִ𔘓.˖ ࣪⋆ ִֶָ
195 stories
  ✻Ferita🥀❊  [Vers] by _Moonsan_
_Moonsan_
  • WpView
    Reads 38,474
  • WpVote
    Votes 4,049
  • WpPart
    Parts 12
[کامل‌شده] «می‌گم... اگه دکتر باهاش حرف بزنه، شاید قبول کنـ...» با صدای برخورد محکم بشقاب و تکون خوردن شدید میز، توی جاش پرید و با شنیدن فریاد مرد چشم‌هاشو بست. «ساکت شو جونگ‌کوک، گفتم نمی‌خوام! دهنتو ببند!» هول محکمی به میز داد و با قدم‌های بلندش سمت اتاق رفت و در رو بهم کوبید. جونگ‌کوک با ناباوری، شوک زده نگاهش رو به میز دوخته بود، چراکه هضم وضعیت پیش اومده خیلی کار سختی بود. همسر همیشه ملایم و پخته‌اش، کسی که هیچ‌وقت خم به ابرو نمی‌آورد و موقعیت‌هایی که خودش عصبانی بود سعی می‌کرد با صدای آروم و آرام‌بخشش آرومش کنه، حالا چه بلایی سر تهیونگِ همیشه ملایمش اومده بود؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــ༺Ferita ༻ــــــــــــــــــــــــــــــ ✤ganer: Angst, Romance, smut ✤Couple: Taekook (vers) ‌Telegram: @lunenoire_6 ~𝓜𝓸𝓸𝓷𝓼𝓪𝓷 𝓵𝓸𝓿𝓮𝓼 𝔂𝓸𝓾♡
Chess party | Taekook KookV by nayayanuo
nayayanuo
  • WpView
    Reads 16,567
  • WpVote
    Votes 1,414
  • WpPart
    Parts 23
پایان یافته امگا برای فرار از یه قرار از پیش تعیین شده از سمت مادرش، پا به رویدادی می‌ذاره که به مهمانی شطرنج معروفه. توی این مهمانی، امگاها و آلفاها بی‌توجه به رایحه، به سمت هم جذب میشن. امگا قرار نبود از کسی خوشش بیاد، نه تا وقتی که اون مشکی‌پوش خندید و زیر دلش رو خالی کرد؛ نه تا وقتی که لبخند زد و به امگا گفت: هدیه‌ی روز تولدم میشی؟
|HIS 🔹️| ᵥₖₒₒₖ by Nei_V_2
Nei_V_2
  • WpView
    Reads 7,509
  • WpVote
    Votes 920
  • WpPart
    Parts 11
|HIS🔹️ فکرش رو هم نمی‌کرد که کمک کردن به اون بچه‌ی بی‌پناه، روزی بشه زنجیری دور گردنش... زنجیری که قفلش با یه نگاه از طرف اون بسته میشد . جونگ‌کوک، نوه‌ی آخر خاندان جئون، وارد بازیِ آلوده‌ی قدرت می‌شه؛ بازی‌ای که یا می‌بره... یا دیگه نمی‌مونه تا ببازه. و تهیونگ... پسری از قبیله‌ای منقرض‌شده که خاطره ای از گذشتش نداره ، تمام ذهنش فقط دور یک چیز می‌چرخه: "جونگ‌کوک. اون مالِ منه." ژانر: دارک رومنس، درام، اکشن، اسمات 🔞 کاپل‌ها: VKOOK, NAMJIN, YOONMIN, JxH وضعیت: در حال انتشار زمان آپلود: جمعه‌ها نویسنده: NIV ---
𝑯𝒂𝒍𝒇 𝑩𝒍𝒐𝒐𝒅 𝑷𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 | شاهزاده‌ی دورگه  by haana707
haana707
  • WpView
    Reads 12,894
  • WpVote
    Votes 1,636
  • WpPart
    Parts 12
"فول شده" جئون جونگ‌کوک که یه شاهزاده‌ی دورگه‌ست، سال‌هاست به سیاتل تبعید شده. اون توسط مردی ناشناس به فرزند‌خوندگی پذیرفته و برای به‌دست‌آوردن تاج‌وتخت آماده شده؛ اما حالا شاهزاده بعداز سال‌ها تحمل، از قوانین حوصله‌سربر کاخ خسته‌ست، پس تصمیم می‌گیره روز تولدش بزرگ‌ترين قانون پادرینو رو زیرپا بذاره و برای یک روز فرار کنه. فراری که اون رو به مرد عجیبی می‌رسونه؛ مردی که قراره کلید شناخت پادرینو برای شاهزاده باشه... ‌ ‌ ‌ ‌برشی از داستان: -‌ چشم‌هات رو باز کن، طعمه‌ی من. من دلم می‌خواد کارهای بیشتری از یه بوسه باهات بکنم و تو از همین لمس کوتاه لب‌هامون این‌طور خجالت می‌کشی؟ با ادامه‌دار‌شدن سکوت جونگ‌کوک، تک‌خندی زد و مژه‌های بلندش رو نوازش کرد. -‌ حرف نمی‌زنی؟ -‌ وقتی یکی رو می‌بوسی، باید چشم‌هات رو ببندی! ᤴ 𝖭𝖺𝗆𝖾: #HalfBlood - چهارشنبه‌ها ᤴ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook ᤴ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: Romance, Smut, Drama, Political-Royal ᤴ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋s: Hana #MultiShot ⑈
Kak moya by vk_hedi1997
vk_hedi1997
  • WpView
    Reads 48,653
  • WpVote
    Votes 4,889
  • WpPart
    Parts 67
🍷writter: vkook_hedi [ Complete ] 🍷couple: Kookv (the "vk ver" is in telegram) / Yoonmin 🍷genre: Mafia, Smut, Dark romance, Dark, TW, Omegaverse (Alpha×Alpha), Action, enemies to lovers 🍷Age limit: +19 🍷Telegram channel: @vkook_hedific 🔥خلاصه: کیم تهیونگ، آلفای غالبی که به اجبار وارد دنیای کثیف مافیایی می‌شه و بار مسئولیت‌های سنگین برادرش روی شونه‌هاش سنگینی می‌کنه، به خاطر دسیسه‌چینی‌های باند ویپِرا مجبور به همکاری با دشمن چند ساله‌ش، جئون جونگ کوک می‌شه اما کی فکرش رو می‌کرد اون آلفای خون خالص جفت حقیقی‌ش باشه و چیزهایی رو ازش پنهون کرده باشه که...!؟ 🔥ووت و کامنت هر پارت فراموش نشه!🍷 برای دیدن تیزر، ادیت‌ها، اسپویل‌ها و اطلاعیه‌ها درمورد این فیکشن، حتما توی چنل تلگرامی عضو باشین دوستدار شما، ویکوک هِدی
Unknown Heir (VKook) by armyyon
armyyon
  • WpView
    Reads 424,027
  • WpVote
    Votes 42,860
  • WpPart
    Parts 35
کاپل اصلی: ویکوک کاپل فرعی: یونمین«جیمین تاپ»، سکرت. خلاصه: جونگ کوک سال ها پیش حافظه‌ش رو به همراه پدر و مادرش از دست میده و کنار داییش و پسر داییش یونگی زندگی نرمال و به دور از هیجان و خونریزی ای داره. اما چی میشه که همون خاطرات فراموش شده باعث بشه فردی به اسم کیم تهیونگ وارد زندگیش بشه و زندگی نرمالش رو نابود کنه؟ ژانرها: عاشقانه، مافیایی، کمدی، ازدواج اجباری، اسمات، معمایی، جنایی و اکشن. Start : 03/03/26 End: 03/07/18 *** بخش هایی از فیک: VKook جونگ کوک با حرص داد زد. _ چی میخوای؟! چی از جونم میخوای؟! سمتش قدم برداشت. _ همونی رو که بابا جونت برات به ارث گذاشته. * _ نمیدونم چرا من رو آوردی اینجا و دنبال چی هستی... اما من یه پرنده نیستم که توی قفس زندانیم کنی، من عین ماهیم... دائم از لای دستات سر میخورم. تهیونگ بدون اینکه بچرخه، با صدا پوزخند زد. کمی سر چرخوند. _ پس چطوره نفست رو بگیرم ماهی کوچولو؟ YoonMin _ آره دارم تمومش میکنم، اما نه فقط بخاطر خودم، بخاطر خودمون، بخاطر جون پسری که هیچی نمیدونه و هنوز غرق تاریکی این دنیا نشده. با خشم و بغض فریاد زد. _ دلیل زنده بودنت... همینه که همه میدونن معشوقه منی! Rankings: 🥇Mafia 🥇Bts 🥇Action 🥇Fic 🥇Mystery 🥈Jungkook 🥈Persian 🥈Fiction وضعیت: اتمام یافته✨ نویسنده: DESA🐝
Silence  by kookvvkook_777
kookvvkook_777
  • WpView
    Reads 61,438
  • WpVote
    Votes 5,404
  • WpPart
    Parts 52
Silence/سکوت جئون جونگ کوک پسری تخس و لجباز که بزرگترین اموزشگاه هنری رو توی پالرموی سیسیل ایتالیا داره چی میشه که با مردی که باهاش عجیب رفتار میکنه و مافیاعه رو به رو بشه، و اون مرد از قضا سال بالایی دوران دبیرستانشه که نُه ساله ولش کرده! ژانر: درام_ انگست_ مافیایی_ کمی اکشن_ کمی کمدی_ اسمات کاپل: ویکوک نویسنده: یاس
Paradise | vk.kv by meshimara
meshimara
  • WpView
    Reads 85,965
  • WpVote
    Votes 8,560
  • WpPart
    Parts 35
Romance | tragedy | real | smut | travel | همه چی از اون تور تفریحی دور اروپا شروع شد... _بهشت و پیدا کردی؟ _بهشت تو بودی تهیونگ... Writer: shimara Happy end ✨ _______________________________________________ شما قراره توی این بوک یکی از واقعی ترین و قابل لمس ترین عاشقانه های لعنتی دنیارو بخونید و با پوست و گوشت و استخونتون همه لحظه هاش و لمس کنید .
melody fo us by paeeiztaekook
paeeiztaekook
  • WpView
    Reads 37,122
  • WpVote
    Votes 2,818
  • WpPart
    Parts 44
باورش نمیشد که گوشاش داره چی میشنوه. دلش میخواست واقعا خواب بود ولی نه... حقیقت داشت.... وجود نرم و نازک کسی که تصور میکرد جز آسیب زدن به احساسات دیگران کاری بلد نیست سالها پیش لگد مال هوسرانی شده بود و اون فقط تصور میکرد که تنها لوزر این داستانه... قلبش طوری له شده بود که انگار ده ها راس اسب تازی روی قلبش تاخته بودن.... چجوری باید وانمود میکرد خوابه وقتی بغض لعنتی داشت خرخره شو میجوید؟ دیگه چیزی نشنید فقط سرشو به جهت مخالف تهیونگ برگردوند و اجازه داد اشک چموش خجالت از گوشه ی چشمش بغلطه... نفسش بالا نمیومد... جونگکوک تو کجا بودی چه غلطی داشتی میکردی وقتی دنبال قلب عاشقت میدویدی و نمیفهمیدی..... کسی که عاشقشی بدنش پر از زخمه و با هر لمست درد تا مغز استخون حافظه ی تاریکش نفوذ میکنه.... ☆Coupel:vkook/yoonmin/secret ☆Ganre:drama,angest,criminal,Psychological Drama،smut ☆writer:paeeiz