𓂃 ִ ࣪ ִֶָ ⊹𝐌𝐲 𝐟𝐚𝐯𝐨𝐫𝐢𝐭𝐞"ⁱ ʳᵉᵃᵈ" • ִ𔘓.˖ ࣪⋆ ִֶָ
127 قصة
⌠ Apocalypse², vkook ⌡ بقلم Quiwel_
Quiwel_
  • WpView
    مقروء 7,132
  • WpVote
    صوت 902
  • WpPart
    فصول 11
« آخرالــزمان; آخرین نبرد » ⋄‌ برشی از فیکشن: _هنوز یک چشمم رو دارم جونگکوک... هنوز هم می‌تونم ببینمت! - _ببین چه‌جوری با یه لمس داری می‌لرزی... پس ادعا نکن کسی جز من می‌تونه رامت کنه. _فکر کردی می‌تونی منو نگه داری؟ بذار نشونت بدم یه مرد واقعی، چطوری کنترل رو به‌دست می‌گیره! - _مشکی وقتی روی توئه خطرناک تره. _اونقدری که حتی نمی‌دونی حاضرم به‌خاطرت تا کجا برم. کاپل‌ها↵ ویکوک، نامجین ژانر↵ اکشن، دیستوپیایی، رمنس، مهیج، انگست، اسمات‼️ ‌ خلاصه فصل دوم↵ جونگکوک توی دنیایی از دروغ و توهم گرفتار شده. زندانی درون سازمانی که می‌خواست اون رو به یک شهروند مطیع تبدیل کنه. گروهش از هم پاشیده، و هرکدوم به سرنوشتی نامعلوم سپرده شدن. این میون دوتا انتخاب مرگبار قرار داره: تسلیم بشه و هرگز اون‌ها رو نبینه، یا وارد نبردی بشه که زنده بیرون اومدن از اون غیرممکنه. این فقط یک بازی قدرت نیست. اینجا، عشق، نفرت، خیانت و انتقام در هم پیچیده‌ن. وقتی حقیقت خودش رو نشون بده، دیگه هیچ‌کس همون آدم سابق نمی‌شه. ‌ تایم آپ↵ شنبه‌ها ساعت 21:00
Red Rose| Vkook  بقلم kvkimjk
kvkimjk
  • WpView
    مقروء 12,322
  • WpVote
    صوت 1,380
  • WpPart
    فصول 14
☆ جونگکوک پسری بی حاشیه که زندگی نرمالی داشت و به همراه رفیق صمیمیش کافه ای دست و پا کرده بودن و اونجا مشغول به کار بودن اما یه شب وقتی از سر کار به خونه برمیگرده چیزی انتظارش رو میکشید که پسر حتی بهش فکر هم نکرده بود..یه گل رز قرمز روی کانتر خونش و اون لحظه بود که فهمید کسی داره تماشاش میکنه.. ~𝗡𝗮𝗺𝗲: #RedRose - چهارشنبه ها ~𝗖𝗼𝘂𝗽𝗹𝗲:Taekook ~𝗚𝗲𝗻𝗿𝗲:Dark romance,drama,Thriller, Smut
RED MOON DUST | غبارِ ماهِ خونین  بقلم call_me_vexia
call_me_vexia
  • WpView
    مقروء 4,399
  • WpVote
    صوت 526
  • WpPart
    فصول 15
+میخوام کلکسیونت و ببینم،جئون...شاید خودمم عضوش شدم،نه؟! کمی صورتش نزدیک صورت پسر شد و زمزمه وار گفت. _میتونم نشونت بدم؛ ولی به عنوان اولین کسی که داره پاش و اونجا میزاره، باید چیزی در مقابل این تبعیض بین تو و بقیه دریافت کنم. +من چیزی ندارم تا بخوام بهت بدم...هر چیزی که من دارمو، خودتم صاحبشی. سرش و کج کرد و درحالی که تو چشمای پسر زل زده بود، گفت‌: _ولی هنوز صاحب تو نیستم. +من استثنا ام؛ تا صاحب نشم، صاحبی نخواهم داشت. پسر پوزخندی زد و درحالی که تیزی ناخونش و روی گردن سفید پسر میکشید، گفت. _اینجوری بیشتر میخوامش؛ و مطمئن باش با یه حرکت به دستش میارم، کیم. تو یه لحظه دست پسرِ بزرگتر دور گردن پسر کوچیک‌تر حلقه شد و به درخت کوبیدش. +برای شروع چی میخوای، جئون. درحالی که به لبای خونی رنگ پسر نگاه میکرد، گفت. _میخوام با خونت برام نقاشی بکشی رو دیوارای عمارتم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ Genre: Dark Romance, Gay, Smut, Vampire&Werewolf. Couples: Vkook/KookV (verse) | yoonmin | namjin | ؟!
❥︎𝐔𝐧𝐮𝐬𝐮𝐚𝐥 𝐖𝐢𝐬𝐡 ᵛᵏᵒᵒᵏ بقلم letharrgy
letharrgy
  • WpView
    مقروء 9,536
  • WpVote
    صوت 1,315
  • WpPart
    فصول 16
•completed• جونگکوک، پسر خوش گذرونی که تا به حال تو زندگیش عاشق کسی نشده. بخاطر اینکه زندگیش از یکنواختی خارج بشه، یه شب آرزویی میکنه که برآورده شدنش فقط تو کتاب‌ها ممکنه. و کیم تهیونگ، فرشته‌ای که همون حوالی، توجهش به آرزوی جونگکوک جلب میشه... شنیدن این درخواست، تقدیر بود یا تصادف؟ ------------------------------------ Genres:: Fantasy, Romance, Smut Couple:: Vkook, Yoonmin Start:: 1402.11.29 End:: 1403.05.24
FIRST CLASS LOSER ║VKOOK بقلم sufiland
sufiland
  • WpView
    مقروء 5,340
  • WpVote
    صوت 1,028
  • WpPart
    فصول 13
«صادقانه بگم! دیدن بدبختیت خوشحالم می‌کنه...» ❈نام‌اثر: |بـــازنده‌ی بــرتر| ❈کاپل: ویکوکـ ❈ژانر: عاشقانه‌ / ازدواج‌اجباری / انگست / اسمات / پایان‌خوش ❈وضعیت: [پنجشنبه‌ها]-͟͟͞͞𖣘 •این داستان تنها درجهت سرگرمی نوشته شده و هیچ ارتباطی با زندگی شخصی افراد ندارد پس لطفا جوگیر و تعصبی نباشید. •تمام حقوق این کتاب متعلق به نویسنده می‌باشد لطفا از انتشار آن در سایر پلتفرم‌ها و ایده‌ برداری از محتوا خودداری فرمایید.
Insanity[جنون]   بقلم deniz13851385
deniz13851385
  • WpView
    مقروء 136,370
  • WpVote
    صوت 19,752
  • WpPart
    فصول 91
[پایان یافته فصل 1و2] کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که برای هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی...
Freesia  [vkook] بقلم Aivavk
Aivavk
  • WpView
    مقروء 168,130
  • WpVote
    صوت 21,504
  • WpPart
    فصول 30
جونگکوک با تهیونگ ، پسر خالش برای به عهده گرفتن ریاست شرکت پدربزرگشون رقابت داره و نمیخواد نقطه ضعفی دست تهیونگ بده! همه چیز تا زمانی خوبه که متوجه میشه رایحش به طرز عجیبی شیرین شده و فقط امگا ها رایحه شیرین دارن این اتفاق درحالی می افته که همه حتی خود پسر فکر میکردن که جونگکوک یه آلفاست! اولین کسی که این موضوع رو می‌فهمه تهیونگه! الان تهیونگ کمکش می‌کنه تا رایحشو مخفی کنه؟ یا با لو دادنش جای پای خودش رو توی شرکت محکم میکنه؟ آلفای خون خالص الان توی دوراهیه ولی مطمئنه که کاری رو انجام میده که به کمک جفتش ختم بشه! Genre: omegaverse , mpreg , romance , drama , smut , ... t.me:Aivavk تایم آپ: چهارشنبه ها ، منظم نیست!
Your eyes tell || VK || Completed بقلم purrpleworld
purrpleworld
  • WpView
    مقروء 1,087,793
  • WpVote
    صوت 80,760
  • WpPart
    فصول 45
+ تمومش کن جونگکوک! دیگه تحمل این رفتارهای بچگانه ات رو ندارم! _ من نیاز ندارم که از زبونت بشنوم دوستم داری.. چشمات تهیونگ.. چشمات میگن! خلاصه : جونگکوک، پسر 19ساله ای که سال اخر دبیرستانه و عاشق نقاشی عه. روحیه حساس و شکننده ای داره!! از نظر خودش خدای بدشانسیه. طی اتفاقاتی، خانواده اش اون رو طرد میکنن . اما چی میشه اگر اون با یه مرد سرد "همخونه" بشه ؟؟!!! ولی یک‌ چیزی بگم یادتون بمونه : ‏"گاهی‌ وقتا بدشانسی‌ هامونم از سَر خوش‌ شانسی‌ هست"؛ این رو بعدا متوجه‌اش می‌شیم.🙂 Name: Your eyes tell Main couple : Vkook Side couples : Namjin and (Secret) Genre: Fluff, romance, angst, Smut🔞,slice of life, Dram, tragedy, "happy end" Wr: Nellin&Melli ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡ Highest rankings: #1 ویکوک #3 تهکوک #1 تهیونگ #3 fanfiction #1 btsfanfic #1 tae تاریخ شروع: 1400/12/07 تاریخ پایان: 1402/02/29
Runaway bat ᴷᵒᵒᵏᵛ بقلم isthatyou
isthatyou
  • WpView
    مقروء 35,630
  • WpVote
    صوت 4,962
  • WpPart
    فصول 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ -با خودت چی فکر می‌کنی، گنده بک؟ منو از مامان بابام جدا کردی، آوردی اینجا، بهم تجاوز کردی، کتکم زدی و بهم غذا ندادی. سخت تر از این برای یک خفاش کوچیک بی گناه وجود داره؟ +تهیونگ؟ تو از خونه تون فرار کردی، منو مجبور کردی تا به زور بهت اقامت بدم، توی یک روز غذاهای یک هفته ام رو خوردی و هزار بار قصد داشتی اغوام کنی. name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
𝔇𝔢𝔫𝔦𝔞𝔩  بقلم naynanaii
naynanaii
  • WpView
    مقروء 32,907
  • WpVote
    صوت 3,961
  • WpPart
    فصول 22
⏎ تو دنیایی که تفاوتی بین جنسیت‌های ثانویه وجود نداشت و حتی امگاها محبوب‌ترین قشر جامعه به‌حساب میومدن، همه‌چیز برای کیم تهیونگ برعکس بود. امگای رها شده‌ای که ارزشی برای خانواده‌اش نداشت. اون این موضوع رو پذیرفته بود ولی با ملاقات جئون جونگکوک، دلش میخواست که اون هم متعلق به جایی یا شخصی باشه. ꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷꒦꒷ ɴᴀᴍᴇ: 𝘿𝙚𝙣𝙞𝙖𝙡 ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: 𝙆𝙤𝙤𝙠𝙫‌ ɢᴇɴʀᴇ: 𝙊𝙢𝙚𝙜𝙖𝙫𝙚𝙧𝙨𝙚, 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚, 𝙎𝙡𝙞𝙘𝙚 𝙤𝙛 𝙡𝙞𝙛𝙚 ᴛᴀɢꜱ: 𝙎𝙢𝙪𝙩, 𝙎𝙡𝙤𝙬 𝙗𝙪𝙧𝙣