خب در واقع این بوک رو زدم چون دلم خواست.
فیکشنهایی که خوشگل هستن رو اینجا لیست میکنم.
اما خب لینکشون -که قطعا کار نمیکنه- یا اکانت نویسنده رو میذارم تا اگر خواستید ، بهشون سر بزنید✨
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا ب ه عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
[کامل شده] خلاصه: تهیونگ از رئیسش که همه کارای دنیا رو روی دوشش میندازه و بی وقفه بهش دستور میده خستهست. برای همین وقتی جونگکوک تو یه حادثه رانندگی حافظه خودش رو از دست میده، تصمیم بزرگی میگیره.
_کی هستی؟
_من همس رتم.
* کاپل اصلی: کوکوی
* کاپلهای فرعی: نامجون و جیمین - ناممین| یونگی و هوسوک - سپ
(کاپلهای فرعی مومنت چندانی توی این فیک ندارن.)
* تهیونگ یه پدر مجرده.
* کمی اسمات
* انگست
* فلاف
نویسنده اصلی: taekookshome
به آرام ترین شکلی که میشد بهم نزدیک شدی، آنقدری حرفه ای و چیره دست، که حال نمیتوانم تو را دور از خود تصور کنم.
آنقدری که باور دارم مال منی،گرچه که من آنقدر بی عرضه ام که نتوانم از اموالم محافظت کنم.
همانگونه که کمی پیشتر تمامت را میخواستم،مدتی که گذشت ،قلبت را،پس از آن افکارت ،قانع تر شدم و لب هایت را التماس کردم ،سپس دستهایت ،اما اکنون فقط چشمانت...صدایت... وجودت!
کاپل:kookv_yoonmin
ژانر:رمنس_درام_اسمات_مدرسه ای
[وضعیت:کامل شده]
Start: 15 June 2020
Name•°V is for violinist
Genre•°multishots•romance•artistic•smut
Couple•°Taekook
Writer•°Silver°Sly
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
تهیونگ، ویالونیست معروف و محبوب، اسطوره زندگی جونگکوکه.
جونگکوک، نقاش کوچولوی تنها، که کاراش توجه تهیونگ رو جلب میکنه.
•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•
به خدا قول داده بودم بعد از اینکه تهیونگ رو توی گالریم دیدم، برم پیش مامان و بابام؛ یعنی این اتفاق داره میفته؟
چرا وقتایی که کیم تهیونگ رو میبینم دلم میخواد بیشتر زنده بمونم و از زندگی لذت ببرم؟
نه نمیخوام بمیرم!
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝]
-میدونی چند هزار سال منتظر بودم تو متولد بشی؟!
انتظار کشیدن برای من خیلی سخته و از دست دادنت برام سخت تر فکر از دست دادنت باعث میشه بخوام هر روز بمیرم و زنده بشم...🖤🖇
•
کاپل اصلی: سپ (یونگی تاپ)
کاپل فرعی: نامجین، ویکوک
ژانر: فانتزی، درام، انگست، اسمات، رمنس
•
فیک تموم شده اما هنوز پذیرای ووت و کامنت هاتون هست و من با تمام وجودم نظراتتون رو میخونم^-^💜
چی میشه اگه اعضای بنگتن باشن اما بنگتنی نباشه؟! [کامل شده]
کوکوی + یونمین
خلاصه:
چی میشه اگه اعضای بی تی اس باشن اما بی تی اس نباشه؟
چی میشه اگه هرکدوم درحال زندگی خودشون باشن بدون اینکه همدیگه رو بشناسن؟!
چی میشه اگه سختی آیدول بودن و دردسرهای عاشقانه اعضا باعث به وجود امدن یه ارزو تو ذهنشون بشه؟!
آرزوی اینکه انسان های عادی ای باشن که هرگز همدیگه رو ملاقات نکردن؟!
و..
میخواید بدونید چی میشه اگه یک شب سرد و ساکت..
یک شب غمگین و سنگین..
شبی که بچه ها دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن..
این ارزو براورده بشه؟
.
.
.
توضیحات:
کاپلای داستانمون
"تهیونگ و جونگکوک"
"شوگا و جیمین"
همونطور که از خلاصه مشخصه همه اعضا هستن
اما مانور اصلی داستان روی این کاپلاست...
داستان یکم تخیلیه..
شرط ووت ندارم اما کم لطفی نکنید و داستانو به دوستاتونم معرفی کنید.
سرنگه♡