کیونگسو مدتها عاشق کسی بود که جز رشته و هدف مورد علاقش به چیز های دیگه حتی فکرم نمیکرد چه برسه که بخواد از وجود کیونگسویی که بهش علاقه داره مطلع بشه.
جونگین کسی بود که تمام هدف و رویای زندگیش بستکبال و تبدیل شدن به یک بازیکن درجه یک و حرفه ای بود. ولی یک روز با چیزی رو به رو میشه که ابدا بهش علاقه ای نداره و تازه ممکن اونو از هدفش دور تر کنه. خواسته ای که پدرش به عنوان یک الفا و وارث خانواده ازش داشت، یعنی ازدواج با امگایی که براش در نظر گرفته بودن.
سال ۱۹۴۰ زمانی که ژاپنی ها کشور کره رو تسخیر کرده بودن بکهیون زندگی عادی با خانواده مهربون توی یه روستای کوچیک سرسبز نزدیک مرز ژاپن داره ..ولی چی میشه که با اومدن خانواده اشرافی پارک به اون روستا همه چیز بهم بریزه؟؟ زندگی روی وحشتناک و سختشو بهش نشون میده..
بکهیون نمیدونه چطور باید کنار کسی که خانوادشو سلاخی کرده زندگی کنه?!
TRUE HEIR
𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑪𝒉𝒂𝒏𝑩𝒂𝒆𝒌_𝑯𝒖𝒏𝑯𝒂𝒏
𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: angst / romance / mystery / smut / rough
'''''~~~'''''~~~'''''~~~'''''
_اگه..اگه نتونم فرار کنم چانیول منو میکشه...این اخرین فرصتمه ...
بکهیون بعد از گفتن حرفش با التماس به مرد مقابلش چشم دوخت تا راضی بشه و بزاره بره ولی اون مرد بدون هیچ حسی بازوشو گرفت و به جلو پرتش کرد ..بک جلوی پای کسی زمین خورد..کسی که عطرش براش خیلی اشنا بود سرشو به ارومی بالا اورد و توی چشمای به خون نشسته چان نگاه کرد ..نفسش گرفت و سعی کرد خودشو عقب بکشه ولی چان زودتر عمل کرد و پاشو روی دست بک گذاشت و به شدت فشارش داد جوری که بک از درد جیغی کشید ..
_ کجا میخواستی بری بک؟؟؟ همسر عزیزم ..
کامل شده.
•¬کاپل: کایسو | چانبک
•¬ژانر: علمی تخیلی| رمنس | درام
•¬خلاصه:
چکاوک یه پرنده مثل گنجشکه با این تفاوت که زیباتر میخونه و تو بیابون و کوهستان زندگی میکنه...چکاوک عاشق راه رفتنه با اینکه پرنده اس ولی راه رفتنو به پرواز ترجیح میده اما یه جایی از زندگیش هست که مجبوره پرواز کنه.
به صدای بم و مردانه جونگین فکر کرد و لبخندش عریض و زیباتر شد.
-فقط زمانی که احساس خطر کنه، کمی پرواز می کنه و تو فاصله کوتاه تری رو زمین می شینه چکاوک شبان فریب زمانی که روی تخم ها یا جوجه هاش خوابیده باشه، وقتی یه دشمن ببینه به سمتش پرواز میکنه تا ذهن اون رو به سمت خودش متمرکز کنه و از این طریق جوجه هاشو نجات میده و بخاطر همین بهش میگن شبان فریب.
سرشو سمت سگش چرخوند.
-فهمیدی چه پرنده شجاعیه؟ جونگین هم بخاطر اینکه اومدم تو کوهستان زندگی کنم و خیلی شجاع و نترس ام بهم میگه چکاوک، بهم میگه مثل این پرنده که مراقب جوجه هاشه منم مراقب اونم.
═ ∘♡༉∘ ═
#Respina🍁
─من و چانیول، وقتــی بـچه بودیم بهتــرین دوسـتهای هم به حسـاب مـیاومدیم. اون یه دوسـتدختـر داشــت. ولی وقتــی پدربزرگـامون خـواستـن باهـم ازدواج کنیــم، مجبـور شـد باهـاش بهـم بـزنـه؛ با دختـری که واقعـاً عاشـقـش بـود. مـن عاشــقشم اما اون نمیـدونه و برای من سخـته که بخـوام این احساساترو برای حـفظ دوسـتی ای که دیگه وجــود نداره توی ســینهام نگــه دارم.
༆𝓝𝓪𝓶𝓮: Being A Park
༆𝓖𝓮𝓷𝓻𝓮: کالج، انگست، امپرگ، عاشقانه
༆𝓒𝓸𝓾𝓹𝓵𝓮: چانبک، کایسو
༆𝓣𝓻𝓪𝓼𝓵𝓪𝓽𝓸𝓻: 𝑩𝒍𝒖𝒆𝑪𝒍𝒐𝒖𝒅☃︎
༆𝓢𝓽𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓷𝓽: #Full
༆𝒜𝓰𝓮𝓼: +15
🏅𝑹𝒂𝒏𝒌𝒊𝒏𝒈𝒔:
1 in #چانیول
1 in #بکهیون
1 in #چانبک
1 in #بکیول
1 in #کایسو
1 in #کای
1 in #فارسی
1 in #فنفیکشن
1 in #گی
1 in #ترجمه
1 in #اکسو
1 in #انگست
1 in #lgbtq
1 in #chanbaek
1 in #Kaisoo
1 in #Kai
1 in #Baekhyun
1 in #Baekyeol
2 in #Romance
2 in #Chanyeol
2 in #Exo
2 in #mpreg
دو نفر که آشنا شدنشون یه حادثه، عاشق شدنشون یه اتفاق و جدا شدنشون یه فاجعه بود.
دونفری که کنار هم بهترین، شادترین و جذابترین کاپل رو تشکیل میدادن و به دور از هم پر از نقص بودن.
دو نفر که سالها پیش مسیرشون رو از هم جدا کردن.
یکی برای تحصیل به آمریکا میره و روز به روز پیشرفت میکنه و دیگری، توی کره میمونه و... به قعر جهنم سقوط میکنه.
پارک چانیول... آلفای مغرور و جدیایی که به زودی قراره ازدواجش با دختر بزرگترین سهامدار شرکتهای زنجیرهایی Mitchel اتفاق بیوفته.
بیون بکهیون، امگایی که خانواده و دوستانش طردش میکنن، مجبور میشه درس و دانشگاهش رو ول کنه تا... بچهایی رو که پدرش خبری از وجود داشتنش نداره بزرگ کنه.
زندگی بعد از چهار سال... چه چیزی براشون داره؟
این دیدار مجددشون چطور میتونه رخ بده؟
آیا اون دلخوریایی که از هم دارن، مانع این میشه که باز هم عاشق همدیگه بشن؟
ژانر داستان:
فانتزی،امگاورس، رمنس، درام،اسمات، انگست، امپرگ
داستان این فیک در مورد بکهیون بدشانسیه که در اثر خوردن یک نوشیدنیِ طلسم شده دچار یک دردسر بزرگ میشه .
کاراکترهای این فیک در نقش خودشون و عضو گروه اکسو هستن .
اسمش از رو از روی اسم آلبوم یکی از گروههای مورد علاقه م وینر برداشتم و از اونجایی که شماره بکهیون هم چهاره فکر کردم بد نمیشه این عدد که در کره یک عدد نحس به شمار میره رو برای نشون دادن سرنوشت عجیب و غریب بکهیون استفاده کنم .
بعضی از صحنه های کمدی این فیک الهام گرفته شده اند ولی کلیت داستان از تخیلات ذهن سوراخ سوراخ خودم میباشد 😁
ژانر فیک هم امپرگه . لطفا با آگاهی از این موضوع و اگه این ژانر رو میپسندین، با سرنوشت یک شماره ی چهار بدشانس همراه بشین و فیک رو بخونینش💖