جیگیلی بیگیلی
18 story
End Game (L.S) بقلم harold_iran
harold_iran
  • WpView
    مقروء 632,528
  • WpVote
    صوت 88,760
  • WpPart
    أجزاء 77
[ Completed ] من مرده بودم..... اما تو منو زنده کردی که خودت بکشیم.....
اردیبهشتِ سوخته. بقلم emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    مقروء 757
  • WpVote
    صوت 143
  • WpPart
    أجزاء 7
[کامل شده] "اردیبهشت ماه سال ۱۳۵۶ زمانی بود که لای کتاب جلد سفیدش یک عکس سیاه و سفید نگه میداشت" خلاصه ی کتاب: دو دوست قدیمی، یکی با سری پر از سودا و دیگری با قلبی پر از عشق به هنر. اتفاقات دست به دست هم میدن، کوچه های خاکی و رنگ‌پریده ی اصفهان شاهد ذره های فیروزه ای رنگ احساسات اون دو نفرن. اما پایان داستان به چه رنگی رغم میخوره؟ [فنفیکشن نیست. محل وقوع: ایران دهه ی پنجاه شمسی]
Tutoring A Malfoy - Dramione بقلم AlwaysDramione
AlwaysDramione
  • WpView
    مقروء 2,248,049
  • WpVote
    صوت 59,146
  • WpPart
    أجزاء 22
Hermione Granger has brains, as everyone knows, so it's not very odd that she would be tutoring a few Hogwarts students who perhaps lack in their studies. But what happens when the student she is tutoring is no other than Draco Malfoy? Why is Dumbledore so keen on Hermione tutoring Draco even though it's against his will? And why is Draco feeling a little warmer towards Hermione despite his usual cocky, arrogant, and sarcastic comments? Well, all the answers are in this story of course!
Immortal (L.S) بقلم mah_sr
mah_sr
  • WpView
    مقروء 25,602
  • WpVote
    صوت 4,521
  • WpPart
    أجزاء 27
[COMPELTED] چه دور بود پیش از این زمین ما به این کبود غرفه های آسمان کنون به گوش من دوباره می‌رسد صدای تو صدای بال برفی فرشتگان نگاه کن که من کجا رسیده‌ام به کهکشان، به بیکران، به "جاودان" داستانی درباره 'لری استایلینسون'
𝐍𝐮𝐦𝐛 بقلم emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    مقروء 3,344
  • WpVote
    صوت 820
  • WpPart
    أجزاء 9
{کامل شده} داستانی کوتاه از رابطه ی دو پسر. یکی از اونها متحمل درد و رنج جسمی و روحی بسیاریه، و دیگری متحملِ عشق به اونه. برشی از کتاب: "شاید توی زندگی بعدی تونستم نجاتت بدم. شایدم توی همین یکی، ولی با یه زندگی دیگه!" *𝐖𝐞𝐥𝐥, 𝐟𝐮𝐧𝐧𝐲 𝐲𝐨𝐮'𝐫𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐨𝐧𝐞 𝐁𝐮𝐭 𝐈'𝐦 𝐭𝐡𝐞 𝐨𝐧𝐥𝐲 𝐨𝐧𝐞 𝐰𝐡𝐨 𝐧𝐞𝐞𝐝𝐞𝐝 𝐬𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠 '𝐂𝐚𝐮𝐬𝐞 𝐰𝐡𝐞𝐧 𝐲𝐨𝐮 𝐧𝐞𝐯𝐞𝐫 𝐬𝐞𝐞 𝐭𝐡𝐞 𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭 𝐈𝐭'𝐬 𝐡𝐚𝐫𝐝 𝐭𝐨 𝐤𝐧𝐨𝐰 𝐰𝐡𝐢𝐜𝐡 𝐨𝐧𝐞 𝐨𝐟 𝐮𝐬 𝐢𝐬 𝐜𝐚𝐯𝐢𝐧𝐠... 𝐬𝐡𝐨𝐫𝐭 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐧𝐨𝐭 𝐚 𝐟𝐚𝐧𝐟𝐢𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧
Nightcall بقلم emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    مقروء 3,608
  • WpVote
    صوت 459
  • WpPart
    أجزاء 22
[Narusasu] سال هاست که آرامش کونوها رو زیر سایه ی هوکاگه هفتم فرا گرفته. ارامشی که کمی بیش از حد بوی سکوت میده. ولی بین این سکوت و سکون چه جنشبی دیده میشه؟ "عشق، خانواده ی من رو نفرین کرده"
𝙠𝙞𝙡𝙡 𝙛𝙤𝙧 𝙮𝙤𝙪 بقلم emily_ofnewmoon
emily_ofnewmoon
  • WpView
    مقروء 2,526
  • WpVote
    صوت 712
  • WpPart
    أجزاء 8
𝘭𝘢𝘳𝘳𝘺 𝘴𝘵𝘺𝘭𝘪𝘯𝘴𝘰𝘯 {کامل شده} خلاصه ی کتاب: هری توی تاریکیه و درد و استرس بخش جدا ناشدنی وجودشه. به خاطر گذشته‌اش مرتب دچار حمله عصبی میشه. این باطنشه. و هری یک بازرسِ پلیس وفادار به قانونه. لویی راهش خلاف جهت هریه. و این باطن و ظاهرشه، درست مثل آرامش و نوری که به تاریکیِ هری میده. برشی از کتاب: " ... و این یه حقیقته. اون آتیش بخش بزرگیش صرفَ مصدر "شدن"ئه. تنها شدن. بیمار شدن. عاشق شدن‌. دلتنگ شدن. خسته شدن. نابود شدن. همه چیز بوی درد میده و همه ی این فعل ها توی زندگی کوتاه هری صرف شدن. زندگی کوتاهی که هیچ لحظه ی طولانی دیگه‌ای نداشت که به هری برای فکر کردن و تردید کردن قرض بده..."
+8 أكثر
Proibito [L.S] بقلم itsidda
itsidda
  • WpView
    مقروء 4,563
  • WpVote
    صوت 1,276
  • WpPart
    أجزاء 9
•completed•این دفتر پر شده از گناه...گناه ما و خاطراتی که گذشت. تو همان گناه باش و من گناهکاری که ز تو توبه نکرد. | Larry stylinson |
On The Road || Yoonmin بقلم Augustida
Augustida
  • WpView
    مقروء 25,796
  • WpVote
    صوت 5,485
  • WpPart
    أجزاء 36
+گیریم تمام خیال های جهان رو هم بافتی، بعدش چی؟ -می‌پوشیمشون و گرم می‌شیم و آسوده. ___________________________ زمانی که یونگی داشت توکیو رو به مقصد شهر میتو ترک می‌کرد، هيچوقت فکرش رو هم نمی‌کرد که اون اتفاق عجیب توی ایستگاه اتوبوس زندگیش رو برای همیشه تغییر بده! an Adventurous, Touristic, Fluff, Romantic, Comedy and a little bit Smut Story! By: August
Space Voyage | VKOOK by LARRYVGL بقلم vminkvii
vminkvii
  • WpView
    مقروء 440,882
  • WpVote
    صوت 26,439
  • WpPart
    أجزاء 41
REPUBLISHED When 7 boys who barely know each other get stuck in a spaceship hurling through the galaxy for 6 months, things are bound to get messy larryvgl © 2018 i posted space voyage here for those who misses this book & since it would be more convenient if its on wattpad. i DO NOT own this masterpiece, Niv does. Don't come to my account lying and harassing me & my followers, spitting words like niv doesn't want this reposted coz they literally disappeared years ago saying they don't care about their works anymore & left without a trace. if you don't like it, better yet mute this account or I'll be the one to block you, thank you.