Larry's home♡
21 kuwento
"Forever and one day" ni smabonidy_
smabonidy_
  • WpView
    MGA BUMASA 1,210
  • WpVote
    Mga Boto 92
  • WpPart
    Mga Parte 2
تا ابد و یک روز باهم! "هری صدام نکن وقتی بام قهری!" "چرا؟" "چون نمیتونم جوابتو ندم..!"
MR STYLES ( l.s persain translation) ni ff_translation
ff_translation
  • WpView
    MGA BUMASA 205,463
  • WpVote
    Mga Boto 27,577
  • WpPart
    Mga Parte 33
" خب پس این منشی جدیدمه ؟ " آقای استایلز پرسید و یه ابروشو داد بالا‌. "بله " منشی قبلی جواب داد. آقای استایلز اخم کرد و به لویی یه نگاهی انداخت. " من انتظار ...یکی ... نمیدونم..بهتر داشتم ؟؟" "ببخشید آقای بی ادب.من کسی ام که از این به بعد قراره برنامه هاتونو مدیریت کنم.پس بهتره مراقب زبونتون باشین"
ziam proof ni yeganekrm
yeganekrm
  • WpView
    MGA BUMASA 75,570
  • WpVote
    Mga Boto 10,065
  • WpPart
    Mga Parte 29
خب همع پروفای لریو میدونیم ولی پروفای زیام کمتر دیده شدن پس یه بوک براشون لازمه شاید شمام باهاش زیام شیپر شین کی میدونه؟!.. #۱ in non_fiction
Mine (Persian Translation) ni Smylinsonff
Smylinsonff
  • WpView
    MGA BUMASA 4,951
  • WpVote
    Mga Boto 1,103
  • WpPart
    Mga Parte 9
هری یه آلفاست، کسی که همه دنبالشن و لویی امگای حسود اونه... "Persian Translation"
He Was Blue ni Larry_hell
Larry_hell
  • WpView
    MGA BUMASA 280,312
  • WpVote
    Mga Boto 25,322
  • WpPart
    Mga Parte 49
.. -میدونی اولین باری که دیدمت چی توجهمو جلب کرد؟ سرمو تکون دادم.. برگشت و به پشتش خوابید.. بعد اینکه با ورنون از پیشم رفتین اولین چیزی که تو ذهنم جرقه زد این بود.. -OH he was blue.. لبخند زدم و چرخیدم سمتش.. -چشمات همون رنگ آبیه مورد علاقم بودن و تو همون لحظه که بهشون فکر کردم یه چیزی رو حس کردم که دوستش داشتم و بعد همینطور ادامه پیدا کرد..تااینکه اون شب از نزدیک چشماتو دیدم.. -کدوم شب ؟؟ سرشو برگردوند سمتو خندید.. -همون شبی که بوسیدمت..
THE ATLANTIS[Z.M][L.S][J.H] ni May_king
May_king
  • WpView
    MGA BUMASA 1,822
  • WpVote
    Mga Boto 569
  • WpPart
    Mga Parte 14
-ای الهه ی من،بنده ی شب زنده دارت را فراموش کن... شب را نجات بده و از نسل من کسی را جایگزین من کن، ای الهه ی مرگ....جهان را نجات بده.... دعای اون همیشه با بقیه ی بنده ها فرق داشت.... "Where all old tales come true...." The Atlantis...
سودای فراموشی  ni a_Mlsfoy_a
a_Mlsfoy_a
  • WpView
    MGA BUMASA 332
  • WpVote
    Mga Boto 60
  • WpPart
    Mga Parte 3
انسان های فهمیده تنها یک ارزو دارند فراموشی دانسته هایشان...! oneshot Genre = Angst. Romantic . Drama
Falling For the Bad Boy | L.S ni fanfic2010
fanfic2010
  • WpView
    MGA BUMASA 49,579
  • WpVote
    Mga Boto 10,374
  • WpPart
    Mga Parte 49
Completed هري استايلز منزويه. هيچ دوستي نداره و اكثر اوقات براش قلدر بازي در ميارن. ولي لويي تاملينسون يه داستان جدا داره. اون محبوبه، بيشتر به خاطر اينكه ازش ميترسن، سه تا دوست صميمي داره و يه عالمه دختر كه به دست و پاش ميوفتن. تنها مشكل اينه كه هري يه كراش قوي رو لويي داره و هي از خوش ميپرسه "چرا من هميشه از پسراي بد خوشم مياد؟" نويسنده : @coincidentaldagger اين داستان رتبه های خوبی داشته اميدوارم خوشتون بياد :")
lilac 'm.preg' (persian translation) ni oioiii_honi
oioiii_honi
  • WpView
    MGA BUMASA 22,541
  • WpVote
    Mga Boto 4,261
  • WpPart
    Mga Parte 68
[completed] [edited] به هری گفته شده که ازش چه توقعی میره. اون حتی قبل از تولدش با وارث پک تاملینسون نامزد شده بود. اون تو احاطه و دست پرورده‌ی امگاهای مطیع، که تنها هدفشون تو زندگی خدمت به آلفاهاشون بود، یکی از هم نوع اونا شد. اون با یاد گرفتن اینکه چجوری آلفاشو راضی کنه، بزرگ شد، آلفایی که هیچی درباره‌اش نمیدونست، بجز اسمش. اسمش لویی تاملینسون بود. وارث بزرگِ بزرگترین پک بریتانیا. اسمش توی حومه شهرت داشت، لویی که یکی از سریع‌ترین و ماهر ترین آلفاها بود، به خاطر مهارت‌های جنگی و سیاست‌هاش معروف بود. هری همیشه به داشتن چنین آلفای ممتاز و باهوشی افتخار میکرد. لویی بی چهره بود، مثل یه بوم خالی برای هری کوچولو تا آلفاشو به هر شکلی که میخواد بسازه. اون اغلب خودشو تو رویا میبینه که تو آغوش قوی آلفاش بخوابه، وقتی که آلفاش قرار بود کارشو تموم کنه، مخفیانه به دفتر آلفاش میرفت و آلفاشو یکم از کار کردن منحرف میکرد، اما همچنین انگیزه کوچیک اون بود. اما مطمئناً چیزهای خوب باید تموم بشن. فانتزی کوچیک و بی نقصی که هری بهش پروبال داده بود، در نهایت یه فانتزی باقی میمونه. اون هنوزم آلفاشو دوست داره. اما آلفاش نه. °°° لری با کمی شیپ نیام.