Never click suspicious links
Reminder: Wattpad will never ask for passwords, payment information, or other sensitive account security details.
I am reading
35 stories
« قلب اسیر مافیا »                                               کوکوی / Kookv by Jungkook_N_JK
Jungkook_N_JK
  • WpView
    Reads 172,860
  • WpVote
    Votes 12,620
  • WpPart
    Parts 36
😌پایان یافته😌 من تو چنگ مافیایی اسیر شدم که همه از شنیدن اسمش هم به لرز میوفتادن ! خب دوست پسر من از رئیس خطرناک مافیا چیزی دزدید و بعد فرار کرد و من رو تو لونه شیر تنها گذاشت! تهیونگ، امگای زیبا با قلبی پر از عشق، در دام تونی گرفتار می‌شه. اما این پایان نیست. جونگکوک، پادشاه بی‌رحم مافیا، با چشمان سرد و غروری آتشناک، تهیونگ رو به قفس ازدواج اجباری می‌کشونه. خون، قدرت و ظلم در رگ‌های جونگکوک جاریه، اما آیا تهیونگ می‌تونه این هیولای مغرور رو رام کنه؟ یا عشق، قربانی تاج خونینش خواهد شد؟ ژانر : مافیایی، اکشن ،امگاورس ،عاشقانه ،درام ،فن فیکشن ،فانتزی ،امپرگ ، اسمات🔞 کاپل :کوکوی،یونمین نویسنده : Ellen بچه ها حتما بخونید به نظرم عاشقش میشید🥺❤️ #Omegaverse #Romance #Drama #Mafia #Fanfiction #Fantasy #jungkook #teahyung #jimin #min_yoongi
𝗟𝗼𝘃𝗲 𝘄𝗶𝗻𝘀 | 𝘃𝗸𝗼𝗼𝗸 by atrisaa
atrisaa
  • WpView
    Reads 57,930
  • WpVote
    Votes 4,312
  • WpPart
    Parts 24
چی میشه اگه رئیس جمهور پر نفوذ کره، کیم تهیونگ، طی یه تصمیم عجیب بخواد یه پسر هجده ساله رو به سرپرستی بگیره؟ این تصمیم به تنهایی به قدری عجیب بود که حتی خانواده و دوستاش هم در شوک فرو رفته بودن؛ اما عجیب‌تر؟ تلاش شدیدی که برای پنهان کردن اون پسر می‌کرد! _دلم می‌خواد برای ددی کیم رو زانوهام باشم... _تو حیفی بیبی، من رو زانوهامم برات، گلبرگ! اسم فیکشن: 𝒍𝒐𝒗𝒆 𝒘𝒊𝒏𝒔 تایم آپ: شنبه چنل: @kookv_life ˢᵗᵃʳᵗ: ²⁰²⁵'¹⁰'²³
7 RING - 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by Alaric_Fiction
Alaric_Fiction
  • WpView
    Reads 596,560
  • WpVote
    Votes 61,255
  • WpPart
    Parts 33
🌿پایان یافته🌿 تهیونگ امگای یتیمی که بعد از رهاشدن توسط خانواده عموش، وقتی تنها و نیمه هوشیار از ترس راهزنا پنهان شده بود با جونگکوک،فرمانده و شاهزاده کشورش آشنا میشه... _ظاهرأ اینجا یه الماس سفید داریم •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• قسمتی از فیک : _باید خودتو ببینی تهیونگ...خیلی خوشگلی...خیلی زیاد... کاش میتونستم چشمامو بهت قرض بدم تا ببینی چقدر قشنگی... زیر گوشش با صدای بمش زمزمه میکرد و تهیونگ سرخ تر و بی حال تو بغلش جمع میشد تا حالا کسی اینطوری ازش تعریف نکرده بود... •••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••• ≈ Fic ↬ 7 RING ≈ Couple ↬ KOOKV ≈ Genre ↬ Romance , Fantasy , Smut , Omegavers , Happy End ≈ Age Category ↬ NC +18 ≈ Writer ↬ Alaric
SINGLE FATHER ||VKOOK by kim_bunny2020
kim_bunny2020
  • WpView
    Reads 265,805
  • WpVote
    Votes 35,458
  • WpPart
    Parts 27
«کامل شده» «فیکشن ترجمه ای» کیم تهیونگ مدیر عامل شرکت کیم یه پدر تنهاس. چی میشه اگه دختر کوچولوش تگوگ بهش گیر بده که یه مامان میخواد؟ ___________________________________________ ″میدونم پیشنهاد شوکه کننده ایه اما میشه دوست پسرم شی؟″ «چرا پایینو نگاه میکنی؟» ″من از جوابت میترسم اما اگر ردش کنی قبولش میکنم″ «و کی گفته من قراره پیشنهاده مستر کیم رو رد کنم؟» ___________________________________________ کاپل:ویکوک ژانر:فلاف،درام،اسمات، امپرگ،هپی اند نویسنده:_kookielucious_ مترجم:kim_bunny2020 𝗧𝗢𝗣=𝗧𝗔𝗘𝗛𝗬𝗨𝗡𝗚 𝗕𝗢𝗧𝗧𝗢𝗠=𝗝𝗨𝗡𝗚𝗞𝗢𝗢𝗞
Nicolay (Kookv) by Chihiro_D
Chihiro_D
  • WpView
    Reads 249,106
  • WpVote
    Votes 31,940
  • WpPart
    Parts 27
←⁩ نیکولای تمام‌شده. ✔️ تهیونگی که عاشق سفرکردنه، بالأخره شرایط سفر به کشور مورد علاقه‌اش رو پیدا کرده و قراره چند روز دیگه پرواز کنه؛ درحالی که فرمانده‌ی ارتش روسیه همون موقع داره خودش رو برای حمله به اوکراین آماده می‌کنه... کاپل: کوکوی ژانر: عاشقانه، درام، انگست، اس.مات، جنگ
Blond by WholeLottaKv
WholeLottaKv
  • WpView
    Reads 578,416
  • WpVote
    Votes 41,655
  • WpPart
    Parts 25
کیم تهیونگ امگایی با رایحه‌ی شیرینِ هلو که تمام عمرش وابسته به خواهر عزیزش بود نمی‌تونست با ازدواجش کنار بیاد. با این اوصاف مِن بعد کسی نبود که نازش رو بکشه! اما خب، قرار نبود برادر بزرگ‌‌تر داماد یک آلفای جذاب که قلب اون امگای لوس رو به لرزه درمی‌آورد باشه. کاپل: کوکوی ژانر: امگاورس، روزمره، رمنس، اسمات
MISTAKE by angila123
angila123
  • WpView
    Reads 57,682
  • WpVote
    Votes 5,067
  • WpPart
    Parts 19
اون شب تهیونگ بزرگترین اشتباه زندگی اش را انجام داد ، اون با وجودی که می‌فهمید جفتش کیه ، بازم باهاش خوابید ! و با وجودی که می‌فهمید نوه جئون ها رو بارداره بازم فرار کرد و پنهون شد اما هیچوقت فکرش رو هم‌ نمی‌کرد که تو یه روز رندوم وقتی در خونه شو باز میکنه با جفتش یا همون بابای بچش رو به رو بشه ! " برام مهم نیست باهام میای یا نه ولی قطعا بچم باهام میاد " " تو نوه جئون ها و وارث پک " فرزند ماه " هستی !" نام : اشتباه کاپل : کوکوی ژانر : امگاورس ، عاشقانه ، درام ، امپرگ ، هپی اند (:
Hex City[هِکس سیتی] by Bitamoosavi
Bitamoosavi
  • WpView
    Reads 271,354
  • WpVote
    Votes 8,647
  • WpPart
    Parts 8
Taekook توی دنیای خون و اسلحه، عشق خطرناک‌ترین چیزه. و بدترین اشتباه یه رئیس زاده اینه که دلش رو به بادیگاردش بده. ... جهان مافیا قانون خودش رو داره: اعتماد نکن. عاشق نشو. و هرگز به بادیگاردت دل نبند... ... Couple: taekook_ kookv Genre: Mafia_ Thriller_ Romance_ Engest_ smut writer: bita Channel: @kookv_life فقط پارت اول مثل فیلم کین پورشه. 🐯🐰
Whisper of the wild by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 133,445
  • WpVote
    Votes 19,308
  • WpPart
    Parts 21
آشنایی تهیونگ، پسری که سال‌ها پیش از اجتماع انسانی فرار کرد و زندگی کوچکی برای خودش توی جنگل ساخته بود، با گرگ بزرگ جثه‌ای که بوی دردسر می‌داد، تقریباً خصمانه بود. اون مدتی می‌شد که توی جنگل از خودش رد به‌جا می‌گذاشت و توی زندگی و آسایشش گند زده بود؛ پس مهم نبود که اون فقط یه گرگه و طبق غریزه عمل می‌کنه، پسر جنگل هیچ رحمی در مقابل مهمان‌های ناخونده نداشت. این چیزی بود که طبیعت بهش یاد داده بود. بی‌خبر از این‌که دشمنش فقط یک گرگ معمولی نیست. Name: Whisper of the wild Couple: Kookv Genre: Romance, Omegaverse, Fantasy, Smut Written by Luna🌙
Blood & bond🩸 by suni_22_
suni_22_
  • WpView
    Reads 137,843
  • WpVote
    Votes 10,738
  • WpPart
    Parts 36
Name: Blood and bond 🩸خون و پیوند Genre: Mafia, Crime, Thriller, Omegaverse, Smut,mpreg Couple: vkook- yonmin- namjin- and... فصل 1: فول فصل2 : هنوز نوشته نشده کیم تهیونگ، الفای خون خالص و رئیس مافیا، وقتی اطلاعاتش توسط رقیبش هک میشه، دنبال یه هکر خاص می‌گرده. جئون جونگکوک، امگا و لیدر یه تیم هکری مرموزه که همه چیزش رازآلوده. چی میشه اگه اینا سر راه هم قرار بگیرن؟ . . -«اگه یبار دیگه اینجوری بی‌صدا ناله کنی، قسم میخورم اون صدا رو با لبام ازت بیرون میکشم... کوچولو.» -«شاید همینو میخوام... میخوام ببینم وقتی کنترلتو از دست میدی، باهام چیکار میکنی.» -«داری منو به نقطه‌ای میرسونی که دیگه راه برگشتی نداره.»