Kv
28 stories
-𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 13,780
  • WpVote
    Votes 1,756
  • WpPart
    Parts 7
⧉ ↳ -𝘾𝙡𝙤𝙫𝙚𝙨🥀 ⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤⏤ ↳𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐨𝐨𝐤𝐕- .... ↳𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 - 𝐒𝐦𝐮𝐭 _𝐜𝐫𝐢𝐦𝐞 ↳𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @𝐀𝐫𝐢𝐞𝐄𝐥𝐥𝐥 ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧ .• ⋮ #𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕. ⬧⬪────⬪𖤐⬪────⬪⬧
ضربان قلب تو ...کوکوی ^-^ Your heartbeat kookv by vidles_queen
vidles_queen
  • WpView
    Reads 11,017
  • WpVote
    Votes 1,305
  • WpPart
    Parts 12
نام رمان : ضربان قلب تو...Your heartbeat نام نویسنده : Queen کاپل ها : کوک وی _یونمین_ نامجین ژانر : طنز / اسمات / omegavers /vampire زمان آپ : پنجشنبه _______________________ قسمتی از رمان ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ ^ + امیدوارم دیگه هیچوقت ، هیچوقت نبینمت آقای کیم تهیونگ ! _احساساتمون متقابله آقای جئون جونگکوک امیدوارم محو و نابود بشی ! امگا با پوزخندی اینو گفت و از کنار الفا رد شد . * * * * * ** * * * * * * * * * * * فاک بهت جونگکوک فاکککککککک فاککککک بهت فقط ..فقط دعا کن کارم رو از دست ندم یا نه اون دیکتو میبرم میدم یونتان بخوره ! اخه کدوم احمقی کدوم بی مغزی زیر کفشی رو صابون میکشه ! طرف پاش شکست !!!خیلیییی حسودی خیلیییییی فقط سره یه بوس قراره زندگیم رو از دست بدم وایییی ازت متنفرم ،متنفرم جئون جونگکوک متنفرمممممم!! الفا پوزخندی زد و گفت : از اعترافت متشکرم امگای خون آشامم ! امگا چشم غره ای رفت و الفا رو کمی به عقب هل داد و داشت میرفت سمت دره اتاق که با صدای الفا با اخمی به سمتش چرخید الفا : آعععع امگا صبر کن ،بعد برگشتن امگا بوسه ی هوایی برای امگا فرستاد و گفت : بوست یادت نره سویت بیبی که امگا درو محکم بست که نزدیک بود در از جاش در بیاد !
puppeteer by ariiellmina
ariiellmina
  • WpView
    Reads 537,580
  • WpVote
    Votes 43,716
  • WpPart
    Parts 41
♡ʙᴇ ᴛʜᴇ ᴄʜᴀɴɢᴇ ᴛʜᴀᴛ ʏᴏᴜ ᴡɪsʜ ᴛᴏ sᴇᴇ ɪɴ ᴛʜᴇ ᴡᴏʀʟᴅ
Fʀᴀᴜᗪsᴛᴇᖇs | Kᴏᴏᴋᴠ by atoon210
atoon210
  • WpView
    Reads 45,600
  • WpVote
    Votes 7,664
  • WpPart
    Parts 32
FʀAᴜᴅsTᴇʀS || حقه باز (فصل اول تکمیل یافته. فصل دوم در حال آپ) اسم‌ من کیم تهیونگه. تو یه خانواده سطح متوسط رو به بالا زندگی میکنم. از نظر مالی مشکلی نداریم،یه خواهر دارم به اسم ته یون که ۶ سال ازم کوچک تره و ۱۲ سالشه! یه خانواده عادی با یدونه مامان و یدونه بابا! این تا زمانی بود که یه شب یه پسر اومد و چهار گوش خانواده ما رو به هم ریخت!آره شدیم یه پنج گوش! کاپل: کوکوی کاپل فرعی: سپ ژانر: جنایی،پلیسی،کمدی،اسمات(هپی اند) #1 minho #2 angst #2 action #3 comedy #3 kpop
+14 more
🎭Puppeteer _ عروسک‌گردان 🎭 by ariiellmina2
ariiellmina2
  • WpView
    Reads 163,794
  • WpVote
    Votes 14,669
  • WpPart
    Parts 20
(Completed) _ نگو که فکر میکردی دیگه منو نمیبینی! قدمی سمت جونگکوک برداشت و با پوزخند غلیظی که روی لبهاش نقش بسته بود ادامه داد: _ فکر میکردی تموم میشه؟؟ باید احمق باشی من 12 سال عاشقت نبودم که به اون بچه ببازمت. _ حق نداری حتی بهش اشاره ای کنی... میفهمی؟! روبروش ایستاد و اجازه داد نفس هاشون فاصله کم بین صورت هاشون رو پر کنه : _ دو تا شیر هیچوقت نمیتونن تو یه جنگل حکمرانی کنن جونگکوک... همونطور که ما نتونستیم از قدرت نمایی مون بگذریم و هر بار عادلانه همدیگه رو تصاحب کنیم... Geɴre : Crιмe , roмαɴce , ѕмυт +18 Coυple : ĸooĸv_yooɴмιɴ_нopeV Season1_2 full 📚(Read in the old account)
𝑮𝑹𝑬𝑬𝑫𝒀 | 𝑲𝑶𝑶𝑲𝑽 by sheri326
sheri326
  • WpView
    Reads 2,359
  • WpVote
    Votes 302
  • WpPart
    Parts 8
☆ووت و کامنت در حین خواندن فیک،فراموش نشه☆ Name: Greedy Couple: KookV Genres: Historical . Drama . Romance . Angst . Classic . Smut Channel: Everythingaboutbtss Writer: sheri Up Time: نامشخص / متوقف شده "بیا به هم قول بدیم اُلیوِر ، بیا تو زندگی بعد برای هم باشیم ، جایی که نه رد خونی باشه و نه جنگی ... جایی که مجبور نباشم با دستهای خونی صورت سردت رو قاب کنم فرمانده ی من ...بیا به هم قول بدیم ... قول بدیم که این عشق نافرجام رو اونجا ادامه بدیم..." ---------------------------------------------------- -از من توقع نداشته باش که میون این همه کشت و کشتار ، عاشقانه دستت رو بگیرم و به کشورم پشت کنم! -توقعی ندارم...دیگه ندارم ، فرمانده !... من برای داشتنت جنگیدم ولی فکر کنم کافی نبوده...حداقل اونقدری نبوده که من رو به عنوان معشوقه ات بپذیری...انگار که تو فقط جنگ رو توی خون ریختن میبینی ، درحالی که من حتی برای یک نگاهت هم جنگیدم...جنگیدم و نفهمیدی...هیچوقت نمیفهمی... و این آخرین حرفهای ماتئو رو به فرمانده ای بود که صدای شکستن قلبش تا فرسخ ها به گوش می‌رسید...
Criminal  by sujinniie
sujinniie
  • WpView
    Reads 8,594,505
  • WpVote
    Votes 114,849
  • WpPart
    Parts 64
"Bad guys can be good too... when they're in bed." #1 in FANFICTION✓ © sujinniie 2018-2019 ✓ © sujinniie revised 2022
𝐍𝐀𝐙 | Kookv (𝑨𝑼,𝑭𝑰𝑪) by atus_shiga
atus_shiga
  • WpView
    Reads 7,816
  • WpVote
    Votes 1,308
  • WpPart
    Parts 8
"تو دزد توت فرنگی های باغ بابابزرگمی؟" ابروش رو با شیطنت بالا انداخت و جوری که انگار هیچ اهمیتی به حضور الفای‌ کله فندقی نمی‌ده توت فرنگی نشسته رو بین دندون هاش گیر انداخت: "قراره دعوام کنی؟ " "آره!" "پس نه، من دزدی که عصر ها بعد از مدرسه میاد و به باغ بابابزرگت‌ حمله می کنه نیستم. مطمئن باش." توی اون لحظه جونگ‌کوک فقط حس می‌کرد می‌خواد امگای‌ روبه‌روش رو هم مثل درخت های اطرافش توی زمین بکاره؛ البته با کَله‌اش. °°°°°°°°°°°°°°°° 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: AU -رمنس - امگاورس - روزمره - اسمات-ددی کینک 𝐍𝐚𝐦𝐞: نآز‌ | 𝗡𝗮𝘇 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: کوکوی - هوپمین‌ 𝐔𝐩 𝐓𝐢𝐦𝐞: درحال اپ - وسط هفته آخر هفته هم ممکنه اپ شه دوباره
𝗧𝗮𝗻𝗴𝗲𝗿𝗶𝗻𝗲 𝗿𝗲𝘀𝗰𝘂𝗲 𝗼𝗽𝗲𝗿𝗮𝘁𝗶𝗼𝗻 by ImLuna_moon
ImLuna_moon
  • WpView
    Reads 292,294
  • WpVote
    Votes 50,259
  • WpPart
    Parts 54
[𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝] وقتی که امگای نارنگی مثل همیشه به کتابهاش پناه آورده بود تا شکستی که اخیراً خورده بود رو فراموش کنه، کتابی با اسم و طرحی جالب توجهش رو جلب کرد. زمانی که اون رو خوند متوجه‌ی چیز عجیبی شد؛ اتفاقات و شخصیت های اون کتاب واقعی بودن و حتی خودش هم توی ‌داستان بود! این یه‌جور پیشگویی بود؟ ولی چرا اون باید یه شخصیت شرور باشه؟ یعنی آخرش قراره که به همین سادگی نابود بشه؟ یکی به نارنگی کمک کنه.. · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name:Tangerine rescue operation[عملیات نجات نارنگی] Genre: Omegaverse, Fantasy, Romance, Fun, Maybe a little smut? Couple: Kookv Writer: Luna🌙 ◉Start:1401/06/28 ◉End: 1403/01/16 ░این فیکشن هیچ ارتباطی به زندگی و شخصیت واقعی آرتیست ها ندارد! همچنین فاقد اسما‌ت‌های مولایی است دوست عزیز🦭
𝐒𝐏𝐈𝐃𝐄𝐑𝐌𝐀𝐍|𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕| by Aysa_zay
Aysa_zay
  • WpView
    Reads 4,500
  • WpVote
    Votes 813
  • WpPart
    Parts 11
🆂🅿🅸🅳🅴🆁 🅼🅰🅽🕷️ کاپل←کوکوی_یونمین_نامجین_هوسوک&پسر(بچم سینگل نیس) COUPLE→kookv-yoonmin-namjin-jhope×boy ژانر←رمنس_اکشن_اسمات_ماجراجویی_فانتزی و... GENRE→romance_smut_fantasy... ************************************** _ من نمیتونم کنارت باشم تهیونگ¡ _ولی من میتونم کنارت باشم3> ************************************** SUMMARY↓ جانگ کوک دانشجو معمولی رشته معماری که با خالش زندگی میکنه. یک روز یک اتفاق براش میوفته که باعث میشه زندگیش تغییر کنه... روز های آپ←هر وقت گشادیم اجازه داد. وضعیت←در حال آپ WRITER:Aysa (❌روند این فیک شباهتی به سینمایی اسپایدرمن نداره❌) |متوقف شده| ⁦♡⁦⁦شرط نمیزارم ولی ووت کامنتاتون بهم انرژی میده برای نوشتن♡