Taekook
131 stories
HERMAN | هِــرمـان by BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    Reads 39,515
  • WpVote
    Votes 8,991
  • WpPart
    Parts 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
Affliction  by ErienneKim0
ErienneKim0
  • WpView
    Reads 180,932
  • WpVote
    Votes 14,894
  • WpPart
    Parts 55
جئون جونگکوک، کسی که دقیقا‌ً مثل یک آفت درست وسط زندگی کیم‌ تهیونگ افتاده، یک بوکسور ماهره،ولی تهیونگ اینطور فکر نمی‌کنه، به‌نظر تهیونگ، جونگکوک بداخلاق‌ترین، بی‌ادب‌ترین، و بدترین آدمی هست که اون به چشمش دیده. ولی مرز بین عشق و نفرت، یک مرز باریکه. و اون‌ها باید از اون مرز بگذرن تا متوجه بشن قراره چه اتفاقی براشون بیفته.
Our royal secret | KOOKV| Completed  by qazalimi
qazalimi
  • WpView
    Reads 129,564
  • WpVote
    Votes 10,835
  • WpPart
    Parts 30
کاپل: کوکوی ژانر: درام، عاشقانه، محافظتی، اسمات، اکشن خلاصه: جونگکوک، یکی از بهترین بادیگارد های بزرگترین شرکت امنیتی کره‌‌است که درگیر شغل مرموزی میشه. با این حال اون هیچ وقت تو رویاهاش هم تصور نمیکرد که بادیگارد شخصیِ دومین شاهزاده کره بشه، شاهزاده ای که با تمام محبوبیتش همیشه دردسر سازه و جونگکوک خیلی سریع فهمید که حفاظت ازش قرار نیست به آسونی پیش بره..
𝑴𝑶𝑳𝑻 by panikamm
panikamm
  • WpView
    Reads 15,086
  • WpVote
    Votes 2,086
  • WpPart
    Parts 104
"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "تهکوک، یونمین" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• تمامِ چیزی که کاپیتان کیم تهیونگِ افسانه‌ای بهش فکر میکنه گیر انداختن مجرم بزرگی به اسمِ مولته؛ اما چی میشه اگر صفحه‌ی بازی بچرخه و اونی که درنهایت گیر می‌افته خودش باشه؟! کاپیتان تیم آلفا، بین انجام وظیفه اش و احساس ممنوعه‌ای که توی قلبش ریشه کرده کدوم رو انتخاب میکنه؟ باید دید... ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: درحال آپ
𝓡𝓮𝓭 𝓕𝓲𝓰𝓱𝓽𝓮𝓻𝓼(𝓥𝓴𝓸𝓸𝓴) by Evergreen-princess
Evergreen-princess
  • WpView
    Reads 2,408
  • WpVote
    Votes 220
  • WpPart
    Parts 12
درست چهار سال بعد از اعلام پایان پاندمی ای که بهش کووید ۱۹ یا کرونا میگفتن، تو بروکسل، پایتخت بلژیک، ماده ای با همکاری دانشمندا و ارتش ساخته شد برای ساخت سلاح های جنگی که اسمش رو به اختصار B.W گذاشتن.....به معنی بوفالوی وحشی..... ژانر: علمی، تخیلی کاپل: ویکوک
White Peacock  by Aramis_Rajina
Aramis_Rajina
  • WpView
    Reads 46,291
  • WpVote
    Votes 5,731
  • WpPart
    Parts 22
"طاووس سفید" سرنوشت امپراتوری کره به دنبال غیاب لونای سلطنتی رو به واژگونی بود. تا زمانی که پادشاه کره برای جلوگیری از سرنگونی، یک لونای دروغین به مردم معرفی کرد. و اون کسی نبود جز جونگ‌کوک، گمنام‌ترین امگای کشور که از بدو تولد در زندانِ مخفی قصر محبوس بود. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐨𝐝𝐞𝐫𝐧 𝐑𝐨𝐲𝐚𝐥𝐭𝐲, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫: 𝐀𝐫𝐚𝐦𝐢𝐬 𝐑𝐚𝐣𝐢𝐧𝐚 روز آپ: سه‌شنبه
SHADOW Of ENIGMA | Vkook by venorajkjhope
venorajkjhope
  • WpView
    Reads 11,280
  • WpVote
    Votes 1,155
  • WpPart
    Parts 15
دنیایی پر از رازهای عجیب... یکی در حسرت داشتن زندگی‌ای آرام و گفتن ناگفته‌های دلش، دیگری در جست‌وجوی نیمه‌ی گمشده‌ی وجودش. دنیایی سرشار از عشق، خلأ، دروغ... و واقعیت‌هایی که دردناک‌تر از کابوس‌اند. پسرکی معصوم، با هزاران آرزوی شیرین؛ آرزوهایی به روشنی روزهای آفتابی و دنیایی به رنگ تمام رنگ‌ها. در مقابلش، مردی تاریک، بی‌احساس، سرد و خشن؛ مردی که هیچ رحمی نمی‌شناسد. این، داستان امگا جونگ‌کوک است؛دانشجوی ساکت رشته‌ی پزشکی که در پی یک حادثه قدرت تکلمش را از دست داده. و در سوی دیگر، کیم تهیونگ؛ پدرخوانده‌ی بی‌رحم مافیا، انیگمایی که نامش لرزه بر جان‌ها می‌اندازد. او تنها به یک چیز باور دارد: «من خودم الگوی خودمم؛ بخشش توی لغت‌نامه‌ی من نیست!» کاپل:ویکوک «کاپل های دیگه هم توی فیک داریم» ژانر:عاشقانه/انگست/امگاورس/معمایی/ راز آلود/کمی کمدی/مافیایی/جنایی/اسمات نویسنده: یاسمین(وَنورا) تایم آپ: نامشخص هروقت که شرایط برسه تعداد فصل: نامشخص
rebellious(سرکش)  by Querencia_Metanoia
Querencia_Metanoia
  • WpView
    Reads 59,640
  • WpVote
    Votes 5,284
  • WpPart
    Parts 55
🂡🂡🂡مردی، زاده از قدرت، که نگاهش زمین رو از حرکت می‌اندازه. سرد، خاموش، مثل سایه‌ای که همیشه یه قدم از مرگ جلوتره. می‌گن بی‌رحمه، سنگه، اما هیچ‌کس نمی‌دونه تنها کسی که دل این جهنم‌زاده رو لرزوند، یه انتخاب بود. انتخاب سرپرستی یه پسر پاک، که چشم‌هاش لبریز سکوت بود و دست‌هاش هنوز با جهان سیاه اون آشنا نشده بودن. اما عشق همیشه آغوش نیست. اون پسر، زیر پر و بال این مرد، سوخت، شکل گرفت و درآخر زهر شد. حالا آس پیک پنهان در تاریکی اون مرده؛ یه سلاح مرگبار که پنهون پشت لبخندی دلرباست. برای اون مرد می‌کشه، بدون پرسش، بدون مکث و از جسد دشمن‌هاش، پله‌هایی می‌سازه، پله‌هایی رو به مردی که نجاتش داد، نابودش کرد و حالا تنها آغوشیه که حاضرِ توی آتیشش بمیره. این داستان سقوطی‌ست در لباس نجات، عشقی زهرآلود، میان قاتل و نجات‌یافته‌ای که خود تبدیل به مرگ شده. 🂡🂡🂡🂡 برشی از فیک 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «-اونقدر بهت نزدیک شدم که میتونم لمسش کنم، دردهات، آرزوهات و لذت هات میخوام همشون رو احساس کنم» 🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡🂡 «پشیمون نیستم، حالا هدفم معلومه، میخوام روی زمینی که قدم میزنی فرشی از جنس دشمن هات پهن کنم.» Genre: mafia, action, drama , romance, smut, verse نویسنده: hediyeh
Café violet | کافه بَنَفْش | Completed by callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Reads 30,109
  • WpVote
    Votes 6,173
  • WpPart
    Parts 9
[کافه ویولت] تو بارون بودی کیم تهیونگ و من یه چترِ باد برده ------------------------------- داستانِ کوتاه لطفا کافه بنفش رو با عشق و احساس بخونید :) ------------------------------- کاپل: ویکوک، ویمین ژانر: درام، رومنس، انگست