EXO~
160 قصة
HeatMates بقلم ByunAbner
ByunAbner
  • WpView
    مقروء 2,172
  • WpVote
    صوت 309
  • WpPart
    فصول 10
‌ ‌گفته شده و ثابت شده که اولین باری که یک امگا وارد هیت میشه، باید به تنهایی ازش عبور کنه و اجازه بده بدنش به این حس طاقت فرسا عادت کنه. گفته شده و ثابت شده که اگه در اولین هیت کمک گرفته بشه و به تنهایی انجام دادنش به تاخیر بیفته، با گذشت زمان شدیدتر و فوق‌العاده دردناک تر خواهد شد. بکهیون همه اینها رو میدونست و با این حال هنوز از بهترین دوستش کمک می‌گرفت؛ حتی میدونست که یک روز باید تسلیم بشه و در نهایت دردی که حس خرد شدن استخوان ها رو بهش هدیه میکرد رو تحمل کنه. کاپل: سهبک ژانر: امگاورس، عاشقانه، اسمات
Hanafubuki_Secret(Full) بقلم Rasa_fansy
Rasa_fansy
  • WpView
    مقروء 34,231
  • WpVote
    صوت 6,717
  • WpPart
    فصول 53
𝔾𝕙𝕠𝕤𝕥 بقلم Demon_fictions
Demon_fictions
  • WpView
    مقروء 5,465
  • WpVote
    صوت 783
  • WpPart
    فصول 16
⭕️ #چان به حرکاتش سرعت داد و شروع به #بوسیدن و #مارک کردن #کتف #بکهیون کرد.. 🚫#ضربه های عمیق و پشت سرهم #چان، #بکهیون رو غرق #لذت کرده بود و برای ادامه داشتنش #ناله میکرد..❌ ⛔️چند ضربه عمیق کافی بود تا به نقطه حساس #بکهیون بخوره و #نالش به جیغی از #لذت تبدیل بشه:♨️ _ اااهههه.. چانااا... عالیهههه...🔞
In The Name Of Love 💓 بقلم moonland00
moonland00
  • WpView
    مقروء 25,515
  • WpVote
    صوت 5,265
  • WpPart
    فصول 30
✨fiction: in the name of love 💕 ✨Couple:chanbaek👨‍❤️‍👨🌈🔥 ✨Genre:romance❤️,smut🔞,daily life ✨Writer:moonlight🌇 اکسو گروه نه نفره محبوب کره ایه که اعضای اون روابط خیلی نزدیک و برادرانه ای دارن.ولی چی میشه اگه یکیشون حسی فراتر از حس برادرانه به هم گرهی خودش داشته باشه.ایا حاظر دوستیشو به خطر بندازه و به احساسش اعتراف کنه؟واکنش معشوقش چی میتونه باشه؟ *این فیک بر اساس زندگی واقعی اعضای اکسو هست*
[Completed] •⊱ 'No' Is Not an Option ⊰• (ChanBaek) Persian Translation بقلم EXOPerFic
EXOPerFic
  • WpView
    مقروء 23,340
  • WpVote
    صوت 4,386
  • WpPart
    فصول 11
⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅ فن فیکشن ترجمه ای No' Is Not an Option' | 'نه' يه گزينه نيست کاپل: چانبک ژانر: انگست، دراما، رمنس، اسمات، دانشگاهي نویسنده: ParkAnJae مترجم: OhMinA ( @mina__rafiei ) کاور: Elena Salvatore ( @AllAboutBaekhyun ) خلاصه:آموزشگاه مانتن ریج به زمینه ی آموزشی مشهورترین چهره های جامعه معروفه. ولی پارک چانیول هیچوقت نمیخواست یکی از اونا بشه. چیزی که میخواست، پارتیای شبانه، نوشیدنی، دخترا و سكسای بی معنی بود. ولی پدرش اونو توی همچین گودال جهنمی انداخته بود و هیچوقت بخاطرش نمیبخشیدش. ولی اون دانشگاه اونقدرا هم خسته کننده به نظر نمیرسید. نه وقتی که عشق قدیمیش، یکی از استاداش بود. چانیول بازوی استادشو محکمتر گرفت و غرید: -اوه عزیزم، اینجوری بهم پشت نکن. مرد کوچیکتر در حالی که یه ابروشو بالا برده بود، سرشو بالا اورد: -بس کن و یکم فکر کن چانیول. بین ما دوتا، کی اول به اون یکی پشت کرد؟ ⋅⋅⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⊰🥀⊱⋅⋅
𝐌𝐘 𝐋𝐈𝐓𝐓𝐋𝐄 𝐀𝐍𝐆𝐄𝐋 بقلم parkdarsy
parkdarsy
  • WpView
    مقروء 17,581
  • WpVote
    صوت 4,061
  • WpPart
    فصول 17
⋆ 𝙁𝙞𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣 : 𝙈𝙮 𝙡𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙖𝙣𝙜𝙚𝙡 ⋆ 𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚 : 𝙍𝙤𝙢𝙖𝙣𝙘𝙚 , 𝘿𝙧𝙖𝙢𝙖 , 𝙃𝙖𝙥𝙥𝙮 𝙚𝙣𝙙𝙞𝙣𝙜 ⋆ 𝘾𝙤𝙪𝙥𝙡𝙚 : 𝘾𝙝𝙖𝙣𝙗𝙖𝙚𝙠 ⋆ 𝘾𝙤𝙢𝙥𝙡𝙚𝙩𝙚 ✔ خلاصه : بیون بکهیون عاشق نقاشی بود بخاطر علاقه اش کشورشو ترک کرد و وارد خاک نیویورک شد شهری که با اینکه براش غریبه بود ولی باعث شد حسای مختلفی رو تجربه کنه عشق ، غم ، حسرت... این حسای جدید رو فقط با یه ادم تونست تجربه کنه .. " پارک چانیول " همخونه ی بیمارش ..
The Shadow [Completed] بقلم RahaAisha
RahaAisha
  • WpView
    مقروء 135,943
  • WpVote
    صوت 26,532
  • WpPart
    فصول 89
همه ی دنیا اونو به اسم شدو(سایه) میشناختن خودش اینو خواسته بود سایه‌ی تاریکی که روی زندگی آدم‌ها میوفتاد و باعث نابودی میشد.تعداد آدمایی که اسم واقعیش رو میدونستن اونقدر کم بود که گاهی خودش هم اسمش رو فراموش میکرد. اما وقتی برای اولین بار اون پسر رو دید، همه چیز عوض شد بکهیون شبیه هیچکدوم از آدمایی که تو زندگیش دیده بود، نبود. ******************** + میدونم وقتی تو رو دیدم مغزم خالی شد. نه چیزی میشنیدم نه چیزی میدیدم. اون شب اول توی هتل و دفعه‌های بعدی تو همین خونه... اون وقت‌ها هم عقلم رو از دست داده بودم. تو تاریکی فرو میرفتم و وقتی بیرون میومدم که بهت خیلی صدمه زده بودم. اذیتت کرده بودم و حالت بد شده بود. + تو خیلی قشنگی بکهیون. خیلی قشنگی... خیلی ظریفی... خیلی مهربونی... اونقدر که باعث میشی هم از خودم بدم بیاد هم بترسم. از خودم بدم بیاد که اون رفتارها رو باهات کردم و همینطور از اینکه ممکنه بعدا بازهم اذیتت کنم، ترس همه‌ی وجودم رو میگیره. ******************* ژانر: رمنس، اسمات، انگست،جنایی، معمایی، مافیایی کاپل ها: چانبک، کایسو، هونهان
StarDust🌠[ ʙᴏᴏᴋ #1 ᴏғ sᴛᴀʀ sᴇʀɪᴇs🌟] بقلم SilverBunny6104
SilverBunny6104
  • WpView
    مقروء 24,870
  • WpVote
    صوت 4,336
  • WpPart
    فصول 8
🌟فیکشن : #StarDust | #گردستاره 🌟کاپل ها: چانبک 🌟ژانر: رمنس. غمگین . درام 🌟محدودیت سنی: 18+ NC 🌟تعداد کلمات : 23411 🌟نویسنده : #SilverBunny 🐰🌿🌸 ⌗═🌿📚✾خلاصه داستان ✾📚🌿═⌗ قهرمان داستان ما همه چی داره... چهره خوب و یه صدای خوب و با یه سر پر از ارزو و امید برای اینده... اون گیتارش رو میندازه روی دوشش و از شهر کوچیکی که دوران کودکیش رو توی یکی از پرورشگاههاش سپری کرده خداحافظی میکنه و میاد سئول تا به رویاهاش بال پرواز بده اما سرنوشت چیز دیگه ای رو ازش میخواد... چشم هاش میشینه روی یکی از زیباترین خلقت های خدا و تو یه لحظه تمام رویاهاش در برابر داشتن اون پسر با چشم های سردش بی معنی میشه... یعنی قهرمان ما میتونه قلب یخی اون شاهزاده کوچولو رو به دست بیاره؟ 🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟🌟 -"میخوام محکم نگهت دارم اونقدر که تو وجودم حل شی...و در عین حال از محکم داشتنت میترسم چون انقدر شکستنی به نظر میای که میترسم بهت آسیب بزنم...اما در عین حال نمیتونم رهات کنم...انگار اگه رهات کنم گم میشی و من باید تا ابد دنبالت بدوام در حالی که تو حتما رد پاهات هم پاک میکنی که دوباره گیرم نیفتی...حتی الان که بین بازوهام نگهت داشتم برام یه رویای دست نیافتنی ای..." ✨ #StarDust
𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎♨  بقلم rosezizi
rosezizi
  • WpView
    مقروء 20,876
  • WpVote
    صوت 4,109
  • WpPart
    فصول 35
⋆خلاصه⋆ "دو پسر، با زندگی‌هایی پر از سکوت و روز هایی که با احتياط سپری میشن. غافل از اینکه قراره زندگی‌های دور از هیاهو‌شون با وجود هم واردِ مسیری تازه و سرشار از عشق بشه و وجودشون رو مثل یک فنجون اسپرسوی داغ، گرم کنه..." ♨⋆♨⋆♨ ♨نام فیکشن⋆ 𝐄𝐒𝐏𝐑𝐄𝐒𝐒𝐎⋆ ♨کاپل ها⋆ چانبک⋆ ♨ژانر⋆ رومنس⋆ روزمره⋆ درام⋆ ♨نویسنده⋆ 𝑹𝑶𝑺𝑬⋆ NC+18🔞 ♨⋆♨⋆♨ مرسی از انتخابتون برای خوندن اسپرسو خوشگلا. این داستان فقط در همین پیج آپ میشه و برای اطلاع از آپ داخله Cbrose6104@ این چنل تلگرام عضو شین. لینک چنل تو بایوی پیج واتپد هست🤎